برای سرنگونی حکومت ایران چه چیزهایی لازم است؟
پیامهای تروثسوشال ترامپ بهتنهایی نمیتواند چنین تغییری ایجاد کند
متیو گولد | واشنگتنپست | ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۶
درباره نویسنده: متیو گولد، دیپلمات بریتانیایی و سفیر پیشین بریتانیا در اسرائیل است که پیشتر بهعنوان معاون سفیر این کشور در ایران نیز خدمت کرده است.
ترجمه و تلخیص: @irananalyses
تلخیص
متیو گولد مقاله را با سه پیام دونالد ترامپ خطاب به مردم ایران آغاز میکند. ترامپ در ۱۳ ژانویه، همزمان با کشتهشدن هزاران معترض، از «میهنپرستان ایرانی» خواست اعتراضات را ادامه دهند و نهادهای حکومتی را تصرف کنند و وعده داد که «کمک در راه است». در ۲۸ فوریه، همزمان با آغاز حملات آمریکا و اسرائیل، بار دیگر از مردم خواست پس از پایان عملیات حکومت را در دست بگیرند و آن لحظه را شاید تنها فرصت آنان برای چند نسل خواند. اما در اول سپتامبر، لحن او ناامیدانهتر شده بود و پرسید: «مردم ایران چه زمانی قیام و مبارزه خواهند کرد؟»
به نوشته گولد، این سه پیام تراژدی مردم ایران و ضعف سیاست واشنگتن را نشان میدهد. حکومت ایران و سپاه پاسداران مصمماند قدرت را حفظ کنند و بارها برخلاف پیشبینیها توانستهاند از بحرانهای جدی جان سالم به در ببرند. تنها تشویق لفظی مردم یا بمباران هوایی، بدون فراهمکردن شرایط لازم برای فروپاشی حکومت، به تغییر رژیم منجر نخواهد شد.
بقای حکومت پس از دو بحران بزرگ
نخستین آزمون، اعتراضاتی بود که از دسامبر ۲۰۲۵ آغاز شد. برخلاف اعتراضات قبلی، این حرکت با اعتصاب بازاریان بازار بزرگ تهران شروع شد و سپس هر ۳۱ استان ایران را دربر گرفت. یک دیپلمات اروپایی شمار معترضان حاضر در خیابانهای تهران در هشتم ژانویه را بیش از یک میلیون نفر گزارش کرد.
حکومت با خشونتی گسترده و سازمانیافته پاسخ داد. مرگ دستکم سه هزار معترض تأیید شده و برخی برآوردهای معتبر شمار قربانیان را تا ۳۰ هزار نفر میدانند. این سرکوب نشان داد که حتی اعتراضات میلیونی نیز، اگر نتوانند برای مدتی طولانی ادامه یابند و دستگاه امنیتی را دچار شکاف کنند، برای سرنگونی حکومت کافی نیستند.
دومین آزمون در ۲۸ فوریه رخ داد، زمانی که علی خامنهای پس از بیش از ۳۶ سال رهبری، در حمله هوایی آمریکا و اسرائیل کشته شد. او جانشینی معرفی نکرده بود، پسرش مجتبی در همان حملات بهشدت زخمی شده بود و کشور برای مدتی کوتاه بهوسیله یک هیئت سهنفره موقت اداره شد. با وجود این خلأ، حکومت فرو نپاشید، مجتبی خامنهای سرانجام به رهبری رسید و قدرت به نسلی جوانتر و تندروتر منتقل شد. این تحول نشان داد که حتی حذف رأس حکومت نیز الزاماً به تغییر رژیم منجر نمیشود.
گولد پنج شرط اساسی را برای سقوط احتمالی جمهوری اسلامی مطرح میکند.
۱. بازگشت ائتلاف گسترده مردم به خیابانها
نخست، مردم ایران باید با وجود تجربه خشونت و سرکوب، بار دیگر به خیابانها بازگردند و ائتلاف گستردهای را که در آغاز سال شکل گرفت، میان طبقات و مناطق مختلف کشور بازسازی کنند.
محتملترین عامل ایجاد چنین حرکتی بحران اقتصادی است؛ بحرانی که ایرانیان هم حکومت خود و هم فشارهای آمریکا را مسئول آن میدانند. نرخ تورم به بالاترین سطح از زمان جنگ جهانی دوم رسیده، بیش از یکپنجم جوانان بیکارند، قیمت سوخت افزایش یافته و عرضه آن نیز کافی نیست. نویسنده معتقد است یک زمستان دشوار میتواند فشار اقتصادی را تشدید و مردم بیشتری را به خیابانها بکشاند.
۲. تداوم اعتراضات پس از آغاز سرکوب
حضور اولیه مردم کافی نیست. اعتراضات باید پس از شروع سرکوب، بازداشتها و قطع اینترنت ادامه پیدا کند. حکومت تنها زمانی با تهدیدی واقعی روبهرو میشود که نتواند با چند روز خشونت، مردم را از خیابانها خارج کند. تجربه اعتراضات ژانویه نشان داد که حکومت آمادگی و اراده استفاده از نیروی مرگبار در مقیاسی وسیع را دارد.
۳. ایجاد زیرساخت ارتباطی مستقل از حکومت
برای ادامه اعتراضات، شهروندان باید حتی در زمان قطع کامل اینترنت بتوانند ارتباط برقرار و فعالیتهای خود را سازماندهی کنند. در جریان اعتراضات ژانویه، استارلینک دسترسی حسابهای ایرانی را رایگان کرد و دولت ترامپ هزاران پایانه را به داخل ایران فرستاد.
حکومت بهسرعت واکنش نشان داد: با فناوریهایی که احتمالاً روسیه یا چین تأمین کرده بودند، سیگنالهای جیپیاس استارلینک را در تهران مختل کرد و برای یافتن و ضبط دیشها وارد عمل شد. در نتیجه، میزان اتصال تا ۸۰ درصد کاهش یافت. همزمان، بسیاری از ابزارهای آمریکایی مقابله با فیلترینگ که میتوانستند به معترضان کمک کنند، پس از تعطیلشدن بخش بزرگی از کمکهای خارجی آمریکا در سال قبل، از دسترس خارج شده بودند.
بنابراین، حمایت مؤثر خارجی باید فراتر از ارسال تعدادی پایانه استارلینک باشد و شبکهای مقاوم، مخفی و پایدار برای ارتباط معترضان در شرایط قطع اینترنت ایجاد کند.
۴. تردید و شکاف در نیروهای امنیتی
به اعتقاد گولد، مهمترین شرط موفقیت انقلاب، متزلزلشدن نیروهای نظامی و امنیتی است. انقلابها زمانی پیروز میشوند که ارتش و نیروهای مسلح درباره ادامه حمایت از حکومت دچار تردید شوند.
در انقلاب ۱۳۵۷، ارتش شاه پس از ماهها تیراندازی به معترضان سرانجام اعلام بیطرفی کرد. در سوریه نیز ارتش بشار اسد در سال ۲۰۲۴ بیش از آنکه بهطور رسمی جدا شود، از هم فروپاشید و ناپدید شد. اما در ایران، برخلاف پیشبینیهای خوشبینانه، ساختار نظامی تا حد زیادی منسجم باقی مانده است. سپاه و بسیج همچنان وفادارند، زیرا هم از نظر ایدئولوژیک و هم بهدلیل منافع گسترده اقتصادی به بقای حکومت وابستهاند.
تا زمانی که این نیروها آماده اجرای دستور سرکوب باشند، اعتراضات مردمی—حتی بسیار گسترده—بهسختی میتواند نظام را سرنگون کند.
۵. جداشدن مقامهای میانی از حکومت
آخرین شرط، فروپاشی از درون دستگاه حکومتی است. این اتفاق زمانی رخ میدهد که مقامهای میانی، مدیران، دیپلماتها و مسئولان اداری به این نتیجه برسند که نظم موجود به پایان رسیده است. اما آنان تنها زمانی حکومت را ترک خواهند کرد که آیندهای برای خود پس از تغییر نظام ببینند.
به گفته نویسنده، انزوای کامل همه مقامهای حکومت نتیجه معکوس دارد، زیرا به آنها دلیلی برای جداشدن نمیدهد. اگر تنها گزینه پیش روی آنان مجازات، زندان یا حذف کامل باشد، احتمالاً تا آخرین لحظه به حکومت وفادار میمانند. برای ایجاد شکاف، باید به بخشی از بدنه حکومت امکان داد که بدون ترس از نابودی، به نظم سیاسی جدید بپیوندد.
خطر آشوب پس از سقوط حکومت
حتی در صورت تحقق این پنج شرط، آمریکا و دیگر دولتها نباید انتظار انتقال آرام و سریع قدرت را داشته باشند. سقوط جمهوری اسلامی ممکن است دورهای از هرجومرج، خلأ رهبری و رقابت میان نیروهای مختلف ایجاد کند. گروههای جداییطلب در مناطق پیرامونی ایران، از کردها در شمالغرب تا بلوچها در جنوبشرق، ممکن است از ضعف دولت مرکزی استفاده کنند.
بنابراین، وعده کمک به مردم ایران باید با برنامهای عملی برای دوران پس از فروپاشی همراه باشد. این برنامه باید از پیش برای تأمین فوری امنیت، کمکهای بشردوستانه، حفظ خدمات عمومی و بازسازی اقتصادی و نهادی آماده شده باشد. بدون چنین طرحی، تغییر حکومت میتواند به بیثباتی طولانی و درگیری داخلی منجر شود.
نتیجهگیری
گولد نتیجه میگیرد که سرنگونی جمهوری اسلامی به پنج تحول همزمان نیاز دارد: بازگشت یک ائتلاف گسترده مردمی به خیابانها؛ تداوم اعتراضات در برابر سرکوب؛ برخورداری از شبکه ارتباطی مستقل؛ تزلزل نیروهای امنیتی؛ و جداشدن مقامهای میانی از حکومت.
تا زمانی که این عوامل شکل نگیرند، حملات هوایی، حذف رهبران و پیامهای تشویقی کاخ سفید برای تغییر حکومت کافی نخواهند بود. مفیدترین اقدام ترامپ نه انتشار پیامهای بیشتر در تروثسوشال، بلکه دستور تهیه یک برنامه جامع برای حمایت امنیتی، انسانی و بازسازی ایران در لحظهای است که حکومت واقعاً در آستانه فروپاشی قرار گیرد. تنها در آن صورت وعده «کمک در راه است» میتواند معنایی واقعی پیدا کند.https://www.washingtonpost.com/opinions/2026/09/25/irans-regime-can-be-toppled-under-these-conditions/
Post #1545
388