ابزارهای بشردوستانه آمریکا نیز برای اهداف ایدئولوژیک بازطراحی شدهاند. دولت، مسئولان پذیرش پناهندگان را از نقاط مختلف جهان به آفریقای جنوبی فرستاد تا سفیدپوستان آفریکانر را پذیرش کنند؛ افرادی که به نوشته اپلبام مطابق معیارهای بینالمللی پناهنده محسوب نمیشوند. از اکتبر ۲۰۲۵ تا ژوئن ۲۰۲۶، آمریکا ۷۷۲۷ نفر را از آفریقای جنوبی و فقط سه پناهنده را از سایر نقاط جهان پذیرفت. ده هزار آفریکانر دیگر نیز در مسیر پذیرش قرار دارند و هزینه پردازش پروندههایشان حدود ۱۰۰ میلیون دلار برآورد شده است.
برنامه «غذا برای صلح» پس از انحلال USAID به وزارت کشاورزی منتقل شد و هدف آن از مبارزه با گرسنگی جهانی به حمایت از کشاورزان آمریکایی تغییر کرد. کشورهایی در آستانه قحطی، ازجمله سودان، سودان جنوبی و سومالی، از فهرست کنار گذاشته شدند، اما السالوادور تحت حکومت بوکله، متحد ترامپ، در آن باقی ماند.
USAID از میان رفته و صدای آمریکا و رادیو اروپای آزاد بهسختی حفظ شدهاند. گزارش سالانه حقوق بشر وزارت خارجه اکنون آلمان را سرکوبگرتر از السالوادور معرفی میکند. یازده نفر از دوازده عضو هیئت برنامه فولبرایت نیز پس از لغو نزدیک به دویست بورسیه تأییدشده و سیاسیشدن انتخاب دریافتکنندگان استعفا کردند. مقام مسئول دیپلماسی عمومی آمریکا گفته است برندگان کمکهای فرهنگی براساس تواناییشان در پیشبرد «اولویتهای آمریکا» انتخاب خواهند شد؛ اما اپلبام میپرسد وقتی حاکمان ابزارهای دولت را برای منافع خود به کار میگیرند، این اولویتها متعلق به چه کسی است.
گرینلند، کانادا و گسترش نفوذ اقتصادی
جف لندری، فرماندار لوئیزیانا و نماینده داوطلب ترامپ در گرینلند، آشکارا مأموریت خود را تبدیل این منطقه به بخشی از آمریکا اعلام کرد. همزمان، شرکت Greenland Energy بدون مجوز رسمی تجهیزات حفاری وارد منطقه کرد و با پیشنهاد حقوقهای بالا به مردم محلی، از ذخایر احتمالی بزرگ نفت سخن گفت. سرمایهگذاران شرکت با جمهوریخواهان ارتباط دارند و انتشار تصویر هوش مصنوعی ترامپ بر فراز یک روستای گرینلندی، مرز میان پروژه تجاری و فشار سیاسی برای الحاق را مبهمتر کرد.
فعالان مرتبط با رمزارز و شبکههای نزدیک به پیتر تیل نیز خواهان خرید زمین و ساخت نوعی «کشور دیجیتال» در گرینلند هستند. در کانادا، شبکههای راست آمریکایی با جداییطلبان آلبرتا ارتباط برقرار کردهاند. جدایی این استان نفتخیز میتواند اقتصاد و تمامیت کانادا را تضعیف کند. نویسنده این راهبرد را در قالب فرمولی خلاصه میکند: فشار اقتصادی، تضعیف یا تجزیه کشور و سپس تصاحب قطعات آن.
گسترش الگوی ماگا در کشورهای دیگر
احزاب ملیگرای اروپایی که زمانی طرفدار نقش گسترده دولت بودند، اکنون برای جلب حمایت ترامپ و شرکتهای خواهان فرار از مقررات، به شعارهای آزادی اقتصادی و رمزارز روی آوردهاند. نایجل فاراژ ۶.۷ میلیون دلار از یک سرمایهگذار رمزارز دریافت کرد و سپس با پروژه پول دیجیتال بانک مرکزی بریتانیا که میتوانست به منافع همان فرد آسیب بزند، مخالفت کرد.
در لهستان، شرکت Zondacrypto حامی مالی نشست CPAC شد و reportedly به بنیادهای مرتبط با راستگرایان کمک کرد. ناوروتسکی پس از پیروزی، سه بار قوانین حفاظت از مصرفکنندگان رمزارز را با استناد به «آزادی» و «نوآوری» وتو کرد. اپلبام در مقاله تصریح میکند که همسرش، رادک سیکورسکی، وزیر خارجه دولت میانهروی لهستان است.
در آمریکای لاتین، بوکله بیتکوین را پول قانونی اعلام کرد، طرفداران رمزارز را وارد دولت ساخت و «سفارتهای بیتکوین» در تگزاس و سوئیس ایجاد کرد. دولت ترامپ همچنین افراد مظنون به فعالیت جنایی را به زندان فوقامنیتی او در السالوادور فرستاد؛ درحالیکه تحقیقات بعدی نشان داد بیشتر آنان سابقه کیفری نداشتند.
ترامپ از رهبران جدید راستگرا در کلمبیا و شیلی نیز حمایت کرد. آمریکا ساعاتی پس از تحلیف رئیسجمهوری جدید کلمبیا بسته امنیتی یک میلیارددلاری پیشنهاد داد. رئیسجمهوری جدید شیلی نیز پس از پیروزی درباره استخراج عناصر نادر با واشنگتن توافق کرد؛ اقدامی که به گفته نویسنده میتواند به شرکتهای معدنی خصوصی آمریکا سود برساند.
متحدانی که راه دیگری میجویند
دموکراسیهای سنتی نمیتوانند با دولتهایی رقابت کنند که برای خرید نفوذ در شرکتهای خانواده رئیسجمهوری سرمایهگذاری میکنند، زیرا چنین اقداماتی در نظامهای آنها غیرقانونی است. در نتیجه، متحدان قدیمی آمریکا بهدنبال مسیرهای دفاعی، اقتصادی و فناوری جایگزین رفتهاند.
کانادا با اتحادیه اروپا پیمان دفاعی امضا و مذاکرات فناوری نظامی با استرالیا را آغاز کرده است. اتحادیه اروپا توافقهای تجارت آزاد با هند و استرالیا بسته و در نیمه نخست ۲۰۲۶ دستکم ۲۶ رهبر جهان، ازجمله نخستوزیران بریتانیا، اسپانیا، آلمان و کانادا، به چین سفر کردهاند. فرانسه و برخی دولتها و نهادهای اروپایی نیز در حال جایگزینکردن ویندوز، مایکروسافت تیمز و زوم با نرمافزارهای متنباز یا داخلی هستند.
این تغییرات قرار است پایدار باشند. حتی اگر یک دموکرات در سال ۲۰۲۸ وارد کاخ سفید شود، شرکتهای تقویتشده با بودجه دولتی و ایدئولوگهای مستقر در نهادهای آمریکا همچنان نفوذ خواهند داشت و رؤسایجمهوری آینده نیز ممکن است از الگویی که ترامپ ایجاد کرده، برای کسب منافع خصوصی استفاده کنند. به گفته وزیر امور اروپایی فرانسه، اروپا نمیتواند امنیت خود را هر چهار سال یکبار به تصمیم رأیدهندگان ویسکانسین وابسته کند.
اپلبام در پایان به ماجرایی ظاهراً کوچک اما نمادین در جام جهانی اشاره میکند. پس از اخراج فولارین بالوگان، ستاره تیم ملی آمریکا، ترامپ با جیانی اینفانتینو، رئیس فیفا، تماس گرفت و خواهان بازبینی محرومیت او شد؛ فیفا نیز محرومیت را لغو کرد. واکنش جهانی شدید بود، زیرا این تصمیم نمونهای آشکار از شکستن قواعد به درخواست رئیسجمهوری آمریکا تلقی شد. رئیس فدراسیون فوتبال نروژ شکایت اخلاقی ثبت کرد و بسیاری از هواداران اروپایی در مسابقه بعدی از بلژیک حمایت کردند. شکست سنگین آمریکا برای نویسنده نمادی از پیامد بزرگتر سیاست ترامپ بود: جهانی که دیگر آمریکا را حافظ قواعد نمیبیند و در برابر زورگویی آن موضع میگیرد.
نتیجهگیری اپلبام این است که دولت ترامپ سیاست خارجی آمریکا را از ابزاری برای ایجاد اتحاد، تقویت دموکراسی و حفظ نظم بینالمللی به وسیلهای برای ثروتاندوزی، مقرراتزدایی، حمایت از نیروهای اقتدارگرا و تنبیه دولتهای مستقل تبدیل کرده است. ماگا برخلاف عنوان «انزواطلب»، جنبشی مداخلهگر و انقلابی است که میکوشد نظام سیاسی کشورهای دیگر، جریان سرمایه و مقررات جهانی را به سود متحدان ایدئولوژیک و تجاری خود تغییر دهد.
پیامد بلندمدت این تحول فقط گسترش فساد نیست، بلکه فرسایش اعتبار و قدرت نرم آمریکاست. متحدان قدیمی به چین، توافقهای منطقهای و فناوریهای مستقل روی میآورند و مردم جهان آمریکا را نه حافظ قواعد، بلکه قدرتی میبینند که برای منافع رهبرانش قواعد را میشکند. پرسش نهایی نویسنده این است که چه اتفاقی برای آمریکاییها خواهد افتاد وقتی دریابند کشوری که خود را نماینده دموکراسی، آزادی و تجارت آزاد میدانست، دیگر در برابر دیکتاتورها و دزدسالاران قرار ندارد، بلکه به آنان شباهت پیدا کرده است.
Post #1505
545