رقابتی آرام در درون نهاد روحانیت ایران
انتخابات ریاست مجلس خبرگان میتواند نخستین نشانه از موازنه قدرت میان شبکههای روحانی پس از انتقال رهبری باشد
نویسنده: بابک وحداد
منبع: ساباستک نویسنده
تاریخ انتشار: ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۶
ترجمه و تلخیص: @IranAnalyses
درحالیکه توجه رسانههای غربی بر جنگ و تنگه هرمز متمرکز است، رقابتی کمسروصدا اما مهم برای انتخاب هیئترئیسه جدید مجلس خبرگان در حال شکلگیری است. محمدعلی موحدی کرمانی در مه ۲۰۲۴ برای دو سال به ریاست ششمین دوره مجلس خبرگان انتخاب شد و هاشم حسینی بوشهری و علیرضا اعرافی نیز بهترتیب نایبرئیس اول و دوم شدند. اکنون با نزدیکشدن پایان این دوره و انتشار گزارشهایی درباره وضعیت جسمانی موحدی کرمانی، رایزنیها برای انتخاب رئیس جدید شدت گرفته است.
این انتخابات نخستین تجدید سازمان رهبری مجلس خبرگان پس از کشتهشدن علی خامنهای و انتخاب مجتبی خامنهای است. مجلس خبرگان معمولاً نهادی کمتحرک و تا حد زیادی تشریفاتی به نظر میرسد، اما اکنون از همان لحظهای عبور کرده که اساساً برای آن تشکیل شده بود: انتخاب رهبر جدید. ازاینرو، رأی آینده میتواند نشان دهد کدام شبکههای روحانی پس از انتقال رهبری قدرت بیشتری یافتهاند، چه ائتلافهایی باقی ماندهاند و چه چهرههایی برای تصدی یکی از مهمترین مناصب نمادین روحانیت حکومتی مناسب دانسته میشوند.
سه روحانی در رایزنیها مطرح شدهاند: احمد علمالهدی، امامجمعه بانفوذ مشهد؛ علیرضا اعرافی، نایبرئیس دوم مجلس خبرگان و از مهمترین مدیران نهاد روحانیت قم؛ و محمود رجبی، جانشین محمدتقی مصباح یزدی در مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی. هنوز هیچ رقابت رسمی اعلام نشده و علمالهدی نیز نامزدی خود را مطرح نکرده است، اما هر یک از این سه نفر نماینده شبکهای متفاوت و تا حدی همپوشان در ساختار روحانیت جمهوری اسلامی است.
علمالهدی نماینده محور سیاسی و روحانی مشهد است. او بهعنوان امامجمعه مشهد و نماینده رهبر در خراسان رضوی، همواره از تریبون نماز جمعه برای مداخله مستقیم در مسائل سیاسی و فرهنگی استفاده کرده و هیچگاه خود را روحانیای بیطرف معرفی نکرده است. ابراهیم رئیسی داماد او بود و همین پیوند خانوادگی، علمالهدی را در مرکز شبکهای قرار داد که پیرامون رئیسی، مشهد و آستان قدس شکل گرفته بود.
در دوره ریاستجمهوری رئیسی، نیروهای «فوقانقلابی»، چهرههای نزدیک به جبهه پایداری و محافظهکارانی که جریان اصولگرای عملگرا را بهاندازه کافی انقلابی نمیدانستند، نفوذ بیشتری در دولت و نهادهای حکومتی یافتند. بنابراین، ریاست علمالهدی صرفاً ارتقای شخصی او نخواهد بود، بلکه میتواند نشانه تداوم یا احیای قدرت شبکه مشهدـرئیسی و جناح انقلابی تندرو باشد.
اعرافی نماینده نوع دیگری از اقتدار روحانی است. تفاوت او با علمالهدی، اختلاف میان یک تندرو و یک میانهرو نیست؛ زیرا اعرافی نیز کاملاً درون ساختار محافظهکار جمهوری اسلامی قرار دارد. تفاوت اصلی به نوع شبکه و منبع اقتدار آنها بازمیگردد: قدرت علمالهدی از مشهد، تریبون نماز جمعه و بسیج سیاسی آشکار ناشی میشود، اما نفوذ اعرافی بر مجموعهای گسترده از مسئولیتهای نهادی در قم استوار است.
اعرافی عضو شورای نگهبان، مدیر حوزههای علمیه، مرتبط با جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، رئیس پیشین جامعهالمصطفی و نایبرئیس دوم مجلس خبرگان است. جایگاه او پس از کشتهشدن علی خامنهای آشکارتر شد؛ زمانی که براساس اصل ۱۱۱ قانون اساسی، بهعنوان عضو روحانی شورای نگهبان در شورای موقت رهبری، در کنار رئیسجمهور و رئیس قوه قضائیه، قرار گرفت. هرچند این مسئولیت کوتاه بود، انتخاب او در حساسترین مرحله انتقال قدرت نشاندهنده اعتماد نهادهای اصلی حکومت به وی بود.
در نتیجه، انتخاب اعرافی میتواند نشانه ترجیح نهاد روحانیت رسمی به چهرهای برخاسته از قم، حوزههای علمیه، شورای نگهبان و سازوکارهای مدیریتی جمهوری اسلامی باشد. رقابت احتمالی علمالهدی و اعرافی را میتوان تا حدی سنجش وزن مشهد در برابر قم و بسیج سیاسی آشکار در برابر مدیریت نهادی دانست؛ هرچند شبکههای آنها با یکدیگر همپوشانی دارند و هر دو در محدوده ایدئولوژیک نظام قرار میگیرند.
محمود رجبی نماینده میراث فکری و سیاسی محمدتقی مصباح یزدی است. او سالها معاون مصباح بود و پس از وی ریاست مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی را بر عهده گرفت. شبکه مصباح در شکلگیری برخی جریانهای محافظهکار ایدئولوژیک، از جمله محیطی که بعدها جبهه پایداری و نیروهای فوقانقلابی از آن برخاستند، نقش مهمی داشت.
حضور همزمان اعرافی و رجبی یادآوری میکند که قم یک بلوک سیاسی یکپارچه نیست. هر دو به ساختار روحانیت قم تعلق دارند، اما از پیشینهها و شبکههای نهادی متفاوتی میآیند. اگر هر دو نامزد شوند، نحوه تقسیم آرای خبرگان میان آنها میتواند موازنه داخلی حوزه قم را نیز آشکار کند.
این رقابت ممکن است سه مرکز نفوذ را نمایان کند: شبکه انقلابی مشهدـرئیسی با محوریت علمالهدی، روحانیت نهادی قم با نمایندگی اعرافی و میراث ایدئولوژیک مصباح یزدی با محوریت رجبی. نویسنده تأکید میکند که هنوز نمیتوان این مجموعهها را جناحهای سازمانیافته نامید؛ آنها شبکههایی با مرزهای نامشخصاند که گاه همکاری و گاه رقابت میکنند. موضع اعضای بانفوذ جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نیز میتواند در نتیجه انتخابات تعیینکننده باشد.
انتشار بیانیهای در ماه ژوئن با امضای گروهی از اعضای مجلس خبرگان، از جمله اعرافی و علمالهدی، وجود تحرکات سیاسی درونی این نهاد را نشان داد. بیانیه با اتخاذ موضعی سختگیرانه درباره مذاکره با آمریکا، نسبت به غیرقابلاعتمادبودن واشنگتن هشدار داد و عبور از خطوط قرمز رهبر را نامشروع خواند. دبیرخانه مجلس خبرگان نیز در واکنشی غیرمعمول، درباره جایگاه رسمی بیانیههایی که گروهی از اعضا منتشر میکنند توضیح داد. این ماجرا وجود یک جناح منسجم را ثابت نمیکند، اما نشان میدهد مجلس خبرگان از نظر سیاسی کاملاً منفعل نیست.
ششمین دوره مجلس خبرگان برای هشت سال انتخاب شده است؛ بنابراین اعضا و شبکههایی که اکنون موقعیت خود را تثبیت میکنند، احتمالاً طی سالهای آینده نیز در بالاترین نهاد روحانی حکومت نقش خواهند داشت. بااینحال، رئیس جدید لزوماً به یکی از قدرتمندترین افراد نظام تبدیل نخواهد شد؛ اختیارات رسمی ریاست محدود است و مراکز اصلی تصمیمگیری ایران بسیار فراتر از مجلس خبرگان قرار دارند. اهمیت انتخابات نه در قدرت مستقل رئیس، بلکه در اطلاعاتی است که نتیجه رأی درباره موازنههای پنهان ارائه میدهد.https://babakvahdad.substack.com/p/a-quiet-contest-inside-irans-clerical?r=64i3kk&utm_campaign=post&utm_medium=web
Post #1493
793