رکود بزرگ در راه ترامپ
میراث ماندگار رئیسجمهور تاجر ممکن است فروبردن آمریکا در بحرانی اقتصادی باشد
نویسنده: سیمور هرش
منبع: Substack سیمور هرش
تاریخ انتشار: ۳ سپتامبر ۲۰۲۶
ترجمه و تلخیص: @IranAnalyses
سیمور هرش، روزنامهنگار تحقیقی آمریکایی، در این یادداشت هشدار میدهد که جنگ ایران، استقراض فزاینده و سیاستهای اقتصادی و خارجی دونالد ترامپ ممکن است آمریکا را به رکودی همسنگ یا حتی شدیدتر از رکود بزرگ دهه ۱۹۳۰ سوق دهد. او این هشدار را پیشبینی قطعی اقتصادی ارائه نمیکند، بلکه بر ارزیابی یک منبع قدیمی در صنعت بینالمللی نفت و استدلالهای مارتین جی، خبرنگار بریتانیایی، تکیه دارد.
هرش یادداشت را با اشاره به رمان «دوشیزه دلشکسته» اثر ناتانیل وست آغاز میکند؛ داستان نویسنده ستون مشاورهای که با نامههای نومیدانه مردم در سالهای نخست رکود بزرگ روبهرو میشود. او تجربه خود در گزارشگری از جنگها و دولتهای فاسد یا ناکارآمد را با شخصیت این رمان مقایسه میکند و میگوید طی دههها شاهد رؤسایجمهور جمهوریخواه و دموکراتی بوده که میلیاردها دلار برای جنگهای غیرضروری و پیروزیناپذیر هزینه کرده و موجب مرگ میلیونها نفر شدهاند.
او ترامپ را رئیسجمهوری «بدخواه و کودکصفت» توصیف میکند که با آغاز جنگ ایران، ردکردن راههای خروج و ادامه استقراض، آینده مالی آمریکا را به خطر انداخته است. به گفته هرش، یکی از دوستانش که با بازار جهانی نفت و امور مالی آشناست، در تابستان به او هشدار داده بود که اگر سیاستها فوراً تغییر نکنند، آمریکا ممکن است وارد رکودی شود که با رکود بزرگ برابری کند یا از آن شدیدتر باشد. نگرانی اصلی این است که ترامپ هزینه جنگ و سیاستهای خود را با بدهی تأمین میکند و بار آن را برای دولتهای آینده باقی میگذارد.
هرش برای تشریح سازوکار این بحران به مقاله مارتین جی استناد میکند. جی گسترش سازمان همکاری شانگهای و بریکس را نشانه ظهور نظمی چندقطبی میداند که میتواند آمریکا را از مرکز تجارت و امور مالی جهان کنار بزند. او دیدار صمیمانه رهبران چین، روسیه و هند در اجلاس سازمان همکاری شانگهای را نمادی از کاهش اعتبار ترامپ و افزایش اعتماد قدرتهای غیرغربی به ایجاد نظامی مستقل از واشنگتن توصیف میکند.
بریکس اکنون کشورهایی مانند برزیل، چین، هند، روسیه، ایران، عربستان سعودی، امارات، مصر، اتیوپی، اندونزی و آفریقای جنوبی را دربر میگیرد و سازمان همکاری شانگهای نیز گسترش یافته است. احتمال تأسیس بانک توسعه مستقل این سازمان میتواند حرکت کشورها بهسوی کاهش وابستگی به صندوق بینالمللی پول، بانک جهانی و نظام مالی تحت سلطه آمریکا را تسریع کند. از نگاه جی و هرش، این روند ممکن است به تضعیف جایگاه دلار بهعنوان ارز مسلط جهانی بینجامد.
سلطه دلار طی دههها به آمریکا اجازه داده بود حتی پس از شکستهای نظامی، فشار اقتصادی گستردهای بر کشورهای کوچکتر وارد کند و هزینه جنگهای خود را از طریق بدهی تأمین کند. ریچارد نیکسون در سال ۱۹۷۱ ارتباط دلار و طلا را قطع کرد و پس از آن واشنگتن توانست جنگها و کسریهای خود را با انتشار پول و فروش اوراق خزانه تأمین کند. جنگهای عراق و افغانستان نیز تا حد زیادی با پول قرضگرفتهشده از کشورهای جنوب جهانی و حتی چین، از طریق خرید اوراق خزانه آمریکا، تأمین شدند.
استدلال اصلی این است که جنگ ایران میتواند این مدل را با بحران روبهرو کند. اگر اعضای بریکس و سازمان همکاری شانگهای یک حوزه مالی و تجاری مستقل از دلار ایجاد کنند، تقاضا برای اوراق خزانه آمریکا کاهش خواهد یافت. در این صورت، واشنگتن دیگر نمیتواند با همان سهولت از کشورهای دیگر قرض بگیرد. کاهش تقاضای جهانی برای دلار نیز مقدار بیشتری دلار بدون خریدار در بازار باقی میگذارد که، به ادعای مارتین جی، میتواند تورم آمریکا را تشدید کند.
ترامپ از تضعیف دلار حمایت میکند، زیرا دلار ارزانتر میتواند قیمت کالاهای آمریکایی را در بازارهای خارجی کاهش دهد و به تولید و صادرات کمک کند. اما این سیاست زمانی مؤثر است که آمریکا همچنان بر نظام اقتصادی جهان و بانکهای مرکزی نفوذ تعیینکننده داشته باشد. در دوران نیکسون، واشنگتن میتوانست ارزش دلار را پایین بیاورد و بخش بزرگی از هزینه آن را به دیگر کشورها منتقل کند؛ اما اکنون با کاهش سلطه مالی آمریکا، ضعف دلار میتواند به افزایش قیمت واردات، تورم داخلی و کاهش اعتماد سرمایهگذاران منجر شود.
هرش و جی تأکید میکنند که روند حرکت بهسوی جهان چندقطبی و کاهش وابستگی به دلار پیش از ترامپ آغاز شده بود، اما جنگها، تحریمها و سیاست خارجی بیثبات او این روند را شتاب دادهاند. استفاده مکرر واشنگتن از دلار و نظام مالی بهعنوان سلاح، کشورهای رقیب و حتی برخی شرکای آمریکا را تشویق کرده است سازوکارهای تجاری و بانکی جایگزین ایجاد کنند.
Post #1466
831