ناگفتههای بودجه، شعام و مدیریت جنگ؛ روایت سیدحمید پورمحمدی
گفتوگوکننده: جواد موگویی
مهمان: سیدحمید پورمحمدی، رئیس سازمان برنامهوبودجه، معاون رئیسجمهور و عضو دارای حق رأی شورای عالی امنیت ملی
منبع: برنامه «ماجرای جنگ ۲»، قسمت بیستودوم، کانال یوتیوب «رازهای ممنوعه»
تاریخ انتشار: ۱ سپتامبر ۲۰۲۶
تلخیص: @IranAnalyses
سیدحمید پورمحمدی در این گفتوگو روایتی دستاول از آمادگی اقتصادی ایران پیش از جنگ، اداره کشور در جنگهای ۱۲ و ۴۰روزه، نقش مسعود پزشکیان، عملکرد سپاه، حمله به جلسه شورای عالی امنیت ملی یا «شعام»، کشتهشدن علی خامنهای، جایگاه مجتبی خامنهای و نحوه تصمیمگیری درباره تفاهمنامه و آتشبس ارائه میکند. از آنجا که بسیاری از مطالب مربوط به جلسات محرمانه و گفتوگوهای خصوصی است، باید آنها را روایت شخصی پورمحمدی دانست، نه لزوماً اطلاعات مستقلاً تأییدشده.
پورمحمدی میگوید سازمان برنامهوبودجه از حدود دو ماه پیش از پایان سال ۱۴۰۳، بهدلیل احتمال بازگشت فشار حداکثری ترامپ، تدوین «برنامه مقابله فعالانه با تحریمها» را آغاز کرد. در آن مقطع، دولت جنگ را پیشبینی نمیکرد، اما احتمال تحریمهای شدید، اختلال در صادرات نفت و ایجاد مشکل برای جزیره خارک را جدی میدانست. بررسیها نشان داد که دارو و کالاهای اساسی مهمترین نقاط آسیبپذیر کشورند؛ بنابراین، با درخواست پزشکیان و اجازه علی خامنهای، منابعی از صندوق توسعه ملی برای تقویت ذخایر اختصاص یافت.
در جلسهای در ۹ فروردین ۱۴۰۴ با حضور رؤسای قوا، فرماندهان ارشد، برخی دبیران پیشین و وقت شعام و چند عضو دولت، علی خامنهای هشدار داد که سال پیشرو برای ایران و منطقه حساس خواهد بود، بازگشت ترامپ نظم منطقهای را بر هم خواهد زد و کشور باید بدون اتکا به دیگران برای شرایط دشوار آماده شود. او معیشت مردم، دارو و حمایت از اقشار ضعیف را در اولویت گذاشت و در پایان گفت دشمن احتمالاً نخست همین جمع را هدف قرار خواهد داد و حاضران باید برای کشتهشدن آماده باشند. پورمحمدی میگوید بعدها حدود سهچهارم افراد حاضر در آن جلسه کشته شدند. او همچنین تأکید میکند که خامنهای در همان نشست چند بار پزشکیان را رئیس جلسه خواند و برای جایگاه او احترام ویژهای قائل شد.
پس از این هشدار، برنامه اقتصادی دولت در دبیرخانه شعام با مشارکت فرماندهان و کارشناسان بررسی شد و بهتدریج از بسته مقابله با تحریم به برنامهای برای شرایط پیشاجنگی تبدیل شد. سناریوها شامل حمله به شبکه برق و گاز، قطع آب ساختمانهای بلند، آسیبدیدن بنادر، اختلال در انتقال کالا و چگونگی اداره کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت کشور بود. دولت زمان حمله را نمیدانست، اما به گفته پورمحمدی، از ابتدای سال احساس میکرد وارد دورهای طوفانی شده و باید منابع مالی و ذخایر حیاتی را حفظ کند.
با آغاز جنگ ۱۲روزه در ۲۳ خرداد و کشتهشدن همزمان شمار زیادی از فرماندهان، دولت ابتدا دچار شوک شد، اما بهسرعت وظایف اضطراری را تقسیم کرد. چهار کارگروه اقتصادی، امنیتی، اطلاعرسانی و زیرساختی تشکیل شد و پورمحمدی مسئول کارگروه اقتصادی شد. دولت تأمین منابع هلالاحمر و وزارت بهداشت، درمان رایگان مجروحان، پرداخت ۳۰ هزار میلیارد تومان مطالبات گندمکاران، تهیه بسته حمایتی برای هفت دهک، پرداخت حقوق و یارانهها، اختصاص تنخواه به استانها و تأمین فوری بودجه نیروهای مسلح را در اولویت قرار داد. بستهای که از فروردین آماده شده بود نیز ظرف چند روز به حدود ۶۰ تا ۷۰ مصوبه اجرایی تبدیل شد.
در روایت پورمحمدی، پزشکیان یکی از عوامل اصلی حفظ انسجام دولت بود. او در نخستین روز جنگ با لباس ساده و همراه دامادش، با موتورسیکلت به وزارت بهداشت رفت تا وضعیت مجروحان را بررسی کند. در جلسه پرخطر دولت نیز با وجود اصرار دیگران حاضر نشد محل را ترک کند و گفت نمیتواند همکارانش را تنها بگذارد. پورمحمدی، پزشکیان را صادق، شجاع و وفادار به رهبر وقت توصیف میکند و ادعای نقش دولت یا رئیسجمهور در «کودتا» یا زمینهسازی برای سقوط نظام را بیاساس میداند.
یکی از مهمترین بخشهای گفتوگو به حمله اسرائیل به جلسه شعام مربوط است. پورمحمدی آن روز در نشست حضور نداشت، زیرا علیاکبر احمدیان برای جلوگیری از نابودی همزمان مقامها، تنها افراد مرتبط با دستور جلسه را دعوت کرده بود. بیش از نیمی از اعضا، ازجمله پورمحمدی، وزیر دفاع و رئیس صداوسیما، غایب بودند. به روایت نجاتیافتگان، انفجار موجب تاریکی، گردوغبار و انسداد راههای خروج شد؛ پزشکیان مجروح شد و یکی دیگر از مقامها بهدلیل استنشاق گردوغبار چند روز بستری بود. اعضا ابتدا رئیسجمهور را خارج کردند و سپس از مجرایی باریک، ظاهراً مسیر هواکش، نجات یافتند. پس از این حمله، جلسات شعام با حداقل افراد ضروری و بهصورت پراکنده برگزار شد.
پورمحمدی میگوید در روز پایانی جنگ ۱۲روزه، همزمان با حملات سنگین به تهران و مراکز فرماندهی، استیو ویتکاف برای عباس عراقچی پیام فرستاد که آمریکا آماده توقف حملات ظرف چهار ساعت است. او تأکید میکند که پیش از این پیام، دولت یا نیروهای مسلح در پی تسلیم یا توقف یکجانبه جنگ نبودند؛ بااینحال، شخصاً جنگ را آخرین راه میداند و معتقد است هر جنگی باید در اولین فرصت ممکن، اما بهشکلی آبرومندانه و از موضع مناسب، پایان یابد.
پس از جنگ ۱۲روزه، دولت دو بسته تازه برای «شرایط اضطراری» تهیه کرد: یکی در محدوده اختیارات هیئت دولت و دیگری نیازمند تصویب شعام. دادههای جابهجایی تلفنهای همراه برای شناسایی حرکت جمعیت و تعیین نیاز مناطق مختلف به نان، بنزین، غذا و دارو به کار گرفته شد. شبکه استانی سازمان برنامه نیز وضعیت روزانه ۲۷ قلم کالا و خدمت عمومی را گزارش میکرد و برای پوشش شهرستانها از گروههای جهادی اطلاعات گرفته میشد. حقوق و یارانهها ده روز زودتر پرداخت شد و پورمحمدی در هفت روز از ۱۵ استان بازدید کرد تا آمادگی استانداران، مرزها، راههای ترانزیتی و پروژههای حیاتی را بررسی کند.
او زمینه جنگ دوم را حاصل انباشت چند بحران میداند: تحریمهای شدید کشتیرانی و صادرات نفت، کاهش قیمت نفت از حدود ۷۱ دلار به ۴۸ تا ۵۰ دلار، خشکسالی کمسابقه، افزایش واردات غذا و علوفه، کمبود ارز، بازگشت تحریمهای سازمان ملل، تروریستی اعلامشدن سپاه و ناآرامیهای داخلی. منابع ارزی ترجیحی برای دارو و کالاهای اساسی که در سالهای گذشته تا ۱۸.۵ میلیارد دلار بود، به حدود ۹ میلیارد دلار کاهش یافت. دولت میان حفظ ارز ارزان و خطر کمبود کالا، یا آزادسازی نسبی قیمت ارز و تضمین وفور دارو و غذا، گزینه دوم را انتخاب کرد و کوشید مابهالتفاوت را با یارانه به مردم بازگرداند.
پورمحمدی میپذیرد که تورم مداوم بالای ۴۰ درصد در کنار افزایش حدوداً ۲۰درصدی حقوق، قدرت خرید کارکنان و بازنشستگان را بهشدت کاهش داده و نارضایتی واقعی ایجاد کرده است. بااینحال، درباره اعتراضات ۱۸ دی میگوید دستگاههای امنیتی پیش از گسترش بحران، اعتراضها را صنفی و قابلمدارا ارزیابی کرده بودند. به گفته او، فرمانده انتظامی در شعام گزارش داده بود که در شش یا هفت روز نخست حتی یک گلوله شلیک نشده است. پورمحمدی هم وجود نارضایتی اقتصادی و هم بهرهبرداری خارجی را مهم میداند و میگوید باید هم ریشه خشم مردم و هم رخنههای امنیتی بررسی شود؛ نسبتدادن همه ماجرا به دولت، پاککردن صورت مسئله است.
در فاصله دو جنگ، مقامهای شعام و فرماندهان حمله دوباره و حتی کشتهشدن رهبر را محتمل میدانستند، هرچند زمان دقیق آن را نمیدانستند. پورمحمدی میگوید پزشکیان بیش از دیگران نگران جان علی خامنهای بود. او نیز چند روز پس از یکی از جلسات نزد مجتبی خامنهای رفت و از وی خواست پدرش را به رفتن به محل امنتر قانع کند، زیرا کشتهشدن رهبر میتوانست اداره کشور را مختل کند. مجتبی در پاسخ گفت نگران نباشند و برای استمرار اداره کشور تدابیری در نظر گرفته شده است.
پورمحمدی میگوید بعدها شنید علی خامنهای حاضر نشده بود به تونل زیرزمینی منتقل شود و از مسئولان حفاظت خواسته بود با تغییر رفتوآمد و شیوههای دیگر امنیت او را تأمین کنند. او ماندن خامنهای در محل و کشتهشدن او همراه با اعضایی از خانوادهاش را تصمیمی آگاهانه و آرمانگرایانه توصیف میکند. این بخش از روایت نشان میدهد که احتمال ترور رهبر در ساختار قدرت مطرح بوده، اما ظاهراً تصمیم خود او مانع انتقال کامل به پناهگاه شده است.
پورمحمدی درباره مجتبی خامنهای میگوید پیش از رسیدن او به رهبری، در چند جلسه کارشناسی درباره مسائل بانکی و اقتصادی با وی گفتوگو کرده بود. او مجتبی را مؤدب، آشنا با مسائل، پذیرای بحث انتقادی و بسیار مطیع و محترم نسبت به پدرش توصیف میکند. این گفتوگو اطلاعاتی درباره سازوکار انتخاب مجتبی ارائه نمیدهد، اما نشان میدهد او پیش از جانشینی نیز در برخی مباحث تخصصی و برنامهریزی برای استمرار قدرت در شرایط جنگ حضور داشته است.
در بخش مربوط به سپاه، مهمترین اطلاعات تازه به برنامه محمد پاکپور برای ادامه فرماندهی پس از ترور مربوط میشود. به گفته پورمحمدی، پاکپور پیشبینی کرده بود جنگ با کشتهشدن خودش آغاز شود و زنجیرهای از اختیارات ایجاد کرده بود: اگر او ظرف ۲۰ دقیقه فرمان نداد، جانشینش اختیار حمله داشت و اگر جانشین نیز تا ۲۰ دقیقه بعد پاسخی نداد، فرمانده بعدی میتوانست عملیات را آغاز کند. این سازوکار سبب شد سپاه حدود ۴۰ تا ۴۵ دقیقه پس از حمله و بدون انتظار برای بازسازی کامل فرماندهی واکنش نشان دهد. پورمحمدی همچنین طرح بستن تنگه هرمز و حمله به پایگاههای آمریکا را به پاکپور نسبت میدهد.
Post #1461
501