TGViewer
Iran 2026 Iran 2026 @irananalyses · 1.9K subscribers
Post #1458 1.16K
چرا چین از تحریم‌های آمریکا علیه ایران پیروی نخواهد کرد؟
نویسنده: یانگ شیائوتونگ، پژوهشگر مرکز هورایزن اینسایتس
https://www.aljazeera.com/opinions/2026/9/1/why-china-will-not-comply-with-us-sanctions-on-iran
تاریخ انتشار: ۱ سپتامبر ۲۰۲۶
ترجمه و تلخیص: @IranAnalyses
یانگ شیائوتونگ در این یادداشت استدلال می‌کند که حمایت اقتصادی چین از ایران نه از همبستگی ایدئولوژیک، بلکه از توان پکن برای بی‌اثرکردن تحریم‌های آمریکا و ضرورت دفاع از منافع اقتصادی و ژئوپلیتیکی آن ناشی می‌شود. استقبال گرم از مسعود پزشکیان در اجلاس سازمان همکاری شانگهای، تنها یک هفته پس از اعلام تحریم‌های جدید واشنگتن، نشان داد که آمریکا در جلب همراهی بین‌المللی برای منزوی‌کردن ایران با مشکل جدی روبه‌روست. درخواست اعضای سازمان برای ایجاد بانکی مستقل از نظام‌های مالی کشورهایی که اقتصاد را به ابزار فشار سیاسی تبدیل می‌کنند نیز بازتاب همین مقاومت است.
چین با خرید حدود ۹۰ درصد صادرات نفت ایران، مهم‌ترین عامل ادامه حیات اقتصادی جمهوری اسلامی محسوب می‌شود. این تجارت از طریق «ناوگان‌های تاریک» که منشأ ایرانی محموله‌ها را پنهان می‌کنند و پالایشگاه‌های خصوصی کوچک موسوم به «قوری» انجام می‌شود. پکن در برابر اولتیماتوم واشنگتن اعلام کرده است برای حفاظت از حقوق و منافع خود هر اقدام ضروری را انجام خواهد داد. از نگاه نویسنده، تجربه چندین جنگ تجاری با آمریکا تحمل چین در برابر فشار اقتصادی را افزایش داده و تمایل آن برای پذیرش دستورهای واشنگتن را کاهش داده است.
ساختار تجارت چین و ایران نیز اجرای تحریم‌های ثانویه آمریکا را دشوار می‌کند. بسیاری از بانک‌ها و شرکت‌های چینی فعال در ایران ارتباط محدودی با اقتصاد آمریکا دارند و معاملاتشان را با یوان یا تهاتر انجام می‌دهند؛ بنابراین کمتر در معرض صلاحیت مالی واشنگتن قرار می‌گیرند. شرکت‌هایی که هنوز از دلار استفاده می‌کنند نیز پشت شبکه‌ای از شرکت‌های صوری پنهان می‌شوند و با تحریم هرکدام، نهادی تازه به‌سرعت جای آن را می‌گیرد. به همین دلیل، اجرای تحریم‌ها برای آمریکا به مقابله‌ای بی‌پایان با مجموعه‌ای از شرکت‌های جایگزین‌شونده تبدیل شده است.
واشنگتن از نظر نظری می‌تواند بانک‌ها و شرکت‌های بزرگ چین را، حتی اگر مستقیماً با ایران همکاری نداشته باشند، هدف قرار دهد تا پکن را وادار به مهار نهادهای کوچک‌تر کند. اما چنین اقدامی احتمالاً واکنش متقابل چین را در پی خواهد داشت. نویسنده معتقد است آمریکا در شرایطی که اقتصادش زیر فشار جنگ ایران قرار دارد و انتخابات میان‌دوره‌ای نزدیک است، تمایلی به آغاز رویارویی اقتصادی گسترده دیگری با چین نخواهد داشت. در نتیجه، تهدیدهای واشنگتن از دید پکن فاقد اعتبار کافی است.
چین افزون بر توانایی دورزدن تحریم‌ها، دلایل راهبردی مهمی برای جلوگیری از شکست ایران دارد. شکست تهران می‌تواند کشورهای خاورمیانه را بار دیگر به‌طور کامل زیر چتر امنیتی آمریکا بازگرداند و نفوذ رو به گسترش چین را تضعیف کند. چنین تغییری همکاری کشورهای منطقه با پکن در حوزه‌هایی مانند نسل پنجم ارتباطات، هوش مصنوعی و صنایع دفاعی را نیز دشوارتر خواهد کرد. افزون بر آن، چین حدود ۴۰ درصد نفت وارداتی خود را از کشورهای خلیج فارس تأمین می‌کند و سهم ایران از کل واردات نفتی آن حدود ۱۰ درصد است. اگر منطقه بیش از پیش تحت نفوذ واشنگتن قرار گیرد، بخش مهمی از شریان انرژی چین عملاً در دست رقیب اصلی آن خواهد بود.
به اعتقاد نویسنده، پیروزی آمریکا بر ایران ممکن است واشنگتن را به تلاش برای تغییر حکومت در دیگر کشورهای نزدیک به پکن نیز تشویق کند و حفاظت از منافع خارجی چین را دشوارتر سازد؛ همان‌گونه که پاناما تحت فشار آمریکا دو بندر تحت بهره‌برداری شرکت‌های چینی را توقیف کرد. بنابراین، پکن نمی‌خواهد ایران شکست بخورد، زیرا پیامدهای چنین شکستی می‌تواند بسیار فراتر از روابط دوجانبه باشد و موقعیت جهانی چین را محدود کند.
بااین‌حال، چین خواهان پیروزی کامل یا سلطه منطقه‌ای ایران نیز نیست. تقویت بیش‌ازحد تهران می‌تواند روابط پکن با کشورهای عربی خلیج فارس را تخریب و تلاش‌های چندساله چین برای برقراری توازن میان دو سوی خلیج فارس را بی‌اثر کند. به همین دلیل، حمایت چین حساب‌شده و محدود باقی مانده است. پزشکیان هنوز برای سفر رسمی به پکن دعوت نشده و در اجلاس سازمان همکاری شانگهای نیز، برخلاف رهبران روسیه و هند، دیدار رسمی با رهبر چین نداشت؛ اگرچه رایزنی‌هایی در سطح وزیران خارجه انجام شد. پیام پکن این است که روابط با ایران اهمیت دارد، اما چین قصد ندارد آن را به یک اتحاد نزدیک تبدیل کند.
این احتیاط به اهمیت روابط چین و آمریکا نیز مربوط است. پکن، با وجود رقابت راهبردی با واشنگتن، بازتنظیم روابط دو کشور را در اولویت قرار داده است. سفر ترامپ به پکن در ماه مه و سفر برنامه‌ریزی‌شده شی جین‌پینگ به واشنگتن نشان‌دهنده تلاش برای ایجاد رابطه‌ای مبتنی بر «ثبات راهبردی»، مهار رقابت و جلوگیری از جنگ است. در این چارچوب، حمایت نظامی گسترده از ایران به منافع چین آسیب می‌زند؛ ازاین‌رو پکن از ورود مستقیم به جنگ خودداری کرده و تعهد داده است برای ایران سلاح ارسال نکند. ترامپ نیز در ماه ژوئن از «بی‌طرفی کامل» چین قدردانی کرد.
نتیجه استدلال مقاله این است که سیاست چین بر یک توازن دقیق استوار است: پکن از شکست ایران جلوگیری می‌کند، زیرا سقوط یا تسلیم تهران نفوذ آمریکا بر خاورمیانه و منابع انرژی چین را افزایش می‌دهد؛ اما آن‌قدر نیز از ایران حمایت نمی‌کند که روابطش با کشورهای خلیج فارس و آمریکا به خطر بیفتد. بنابراین، چین تحریم‌های اقتصادی واشنگتن را نخواهد پذیرفت، ولی از تبدیل رابطه با تهران به اتحادی نظامی خودداری خواهد کرد. از دید نویسنده، آمریکا با ادامه سیاست فشار نمی‌تواند این محاسبه را تغییر دهد و تنها راه خروج از بن‌بست، کنارگذاشتن رویکرد هژمونیک و بازگشت به مذاکره است.
  • 👍 1
More from @irananalyses
  1. Sep 28, 2026ایرانیان بیش از گذشته خواهان تغییرات بنیادین‌اند؛ از ۸ درصد در دو دهه پیش تا حدود ۶۷ درصد…
  2. Sep 28, 2026فشار میانجی‌ها بر ایران برای امتیاز هسته‌ای و احیای مذاکرات با آمریکا پس از رد پیشنهاد آتش…
  3. Sep 27, 2026در این معنا، «میل به منجی» را نباید صرفاً یک ویژگی روان‌شناختی یا فقدان آگاهی سیاسی دانست.…
  4. Sep 27, 2026مسیرهای جدید انرژی و تجارت؛ فرصتی برای دورزدن هرمز و تغییر خاورمیانه رناد منصور | چتم‌هاوس…
  5. Sep 27, 2026چگونه می‌توان برای آمریکا در تقابل با ایران زمان خرید؟ هرچه نفت بیشتری از خلیج فارس صادر ش…
  6. Sep 26, 2026تلخی و سردرگمی ایران درباره چگونگی صلح با ترامپ پس از هفته‌ای پرتنش در مجمع عمومی سازمان م…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →