فایننشال تایمز در گزارشی با عنوان «قمار جسورانه امارات در قبال ایران» به قلم اندرو انگلند و نیکولا پاراتسی مینویسد امارات متحده عربی پس از تحمل هزاران حمله موشکی و پهپادی ایران، همزمان دو سیاست را پیش میبرد: از یک سو احیای محتاطانه روابط اقتصادی و دیپلماتیک با تهران و از سوی دیگر تعمیق همکاریهای نظامی با آمریکا و اسرائیل.
در ماههای نخست جنگ، امارات در میان متحدان عرب آمریکا بیشترین فشار را تحمل کرد و هدف نزدیک به سه هزار حمله موشکی و پهپادی قرار گرفت. این کشور نیز با دهها حمله پاسخ داد و در مقایسه با دیگر دولتهای خلیج فارس موضعی تهاجمیتر اتخاذ کرد. بااینحال، پس از برقراری آتشبس شکننده میان آمریکا و ایران در ماه آوریل، ابوظبی بهتدریج از رویارویی مستقیم به سوی تنشزدایی حرکت کرد. این تغییر، حاصل واقعگرایی سیاسی و درک این واقعیت است که امارات به دلیل موقعیت جغرافیایی خود نمیتواند ایران را نادیده بگیرد و برای حفظ جایگاه دبی بهعنوان قطب گردشگری، تجارت و امور مالی منطقه به ثبات نیاز دارد.
تفاهمنامهای که دونالد ترامپ ماه گذشته با تهران برای تمدید آتشبس و بازگشایی تنگه هرمز امضا کرد، روند احیای روابط اقتصادی را سرعت بخشید. بخشی از تجارت میان امارات و ایران از سر گرفته شده، پروازهای ایرانی دوباره به فرودگاه دبی بازگشتهاند و مقامهای اماراتی اجازه بازگشت حدود ۲۰ هزار ایرانی دارای اقامت امارات را صادر کردهاند. صادرات نفت امارات نیز بهبود یافته است. بااینحال، این تنشزدایی همچنان شکننده است؛ ایران اخیراً دو نفتکش اماراتی را در تنگه هرمز هدف قرار داد، هرچند در دور جدید درگیریها مستقیماً خاک امارات را مورد حمله قرار نداده است.
شیخ محمد بن زاید، رئیس امارات، مدیریت گفتوگو با ایران را به سه برادر خود سپرده است: شیخ منصور، معاون رئیس امارات؛ شیخ عبدالله، وزیر خارجه؛ و شیخ طحنون، مشاور امنیت ملی. نخستین نشانه جدی نزدیکی، تماس شیخ منصور با محمدباقر قالیباف، از رهبران ارشد غیرنظامی ایران در دوران جنگ و مذاکرهکننده اصلی تهران با واشنگتن، بود. پس از آن، شیخ عبدالله برای نخستینبار از آغاز جنگ با عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، گفتوگو کرد. به گفته عبدالخالق عبدالله، پژوهشگر اماراتی، ایران آغازگر این تماسها بود و رهبران امارات نیز به این نتیجه رسیدند که جنگ نه حکومت ایران را سرنگون میکند و نه سپاه پاسداران را شکست میدهد.
روابط امارات با ایران همواره میان دو رویکرد قرار داشته است: نگاه امنیتی و سختگیرانه ابوظبی و وابستگی تجاری دبی به ایران. چند صد هزار ایرانی در دبی زندگی میکنند و این شهر یکی از مراکز اصلی تجارت، صادرات مجدد و تأمین نیازهای وارداتی ایران است. مقامهای اماراتی امیدوارند وابستگی تهران به این مسیر تجاری، ایران را به حفظ یک رابطه عملگرایانه ترغیب کند. امارات انتقال پول به ایران را رد کرده، اما فعالان اقتصادی آن میگویند در صورت پایان دائمی جنگ و لغو تحریمهای آمریکا و جامعه بینالمللی، برای سرمایهگذاری در انرژی، بنادر و لجستیک ایران علاقه وجود دارد. ایران با جمعیت و بازار مصرف بزرگ خود میتواند منافع گستردهای برای دبی داشته باشد؛ حتی کالاهای روزمره ارزان، مانند برخی محصولات کشاورزی، بهسادگی قابل جایگزینی نیستند.
با وجود این نزدیکی، بیاعتمادی امارات به ایران عمیق باقی مانده است. ابوظبی قصد دارد بازدارندگی خود را تقویت و همکاریهای دفاعی با اسرائیل و آمریکا را گسترش دهد. در هفتههای نخست جنگ، اسرائیل سامانه دفاعی گنبد آهنین و سامانه لیزری پیشرفته «پرتو آهنین» را برای کمک به امارات اعزام کرد. سفارت اسرائیل در ابوظبی از آن زمان دو برابر شده و به یکی از بزرگترین نمایندگیهای دیپلماتیک اسرائیل تبدیل شده است. همکاریهای دو کشور نیز در حوزههای فناوری، هوش مصنوعی، بنادر خشک، انبارداری و صنایع دفاعی در حال گسترش است و شرکتهای دفاعی اسرائیلی اکنون حضور دائمی و وسیعتری در امارات دارند.
اگرچه برخی اماراتیها بنیامین نتانیاهو را مسئول کشاندن منطقه به جنگ میدانند و از سیاستهای دولت راستگرای او ناراضیاند، ابوظبی همچنان عادیسازی روابط با اسرائیل در قالب پیمان ابراهیم را در راستای منافع راهبردی خود ارزیابی میکند. بخش عمده موشکها و پهپادهای ایران نیز با کمک سامانههای اماراتی، آمریکایی، اسرائیلی، کرهجنوبی و اوکراینی و پشتیبانی جنگندههای بریتانیا و فرانسه رهگیری شد. از دید رهبران امارات، جنگ اهمیت حضور آمریکا در منطقه را افزایش داده است. دولت ترامپ نیز در واکنش به نقش امارات در پیشبرد منافع آمریکا، دسترسی این کشور به تجهیزات نظامی و تراشههای پیشرفته موردنیاز برنامههای هوش مصنوعی را تسهیل کرده است.
راهبرد اصلی امارات در وضعیت مبهم کنونی که نه جنگ کامل است و نه صلح، بر «تابآوری» متمرکز شده است. مقامها در حال بررسی انتقال خطوط لوله نفت و حتی مراکز داده به زیر زمین، ایجاد مسیرهای جایگزین برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز و گسترش ذخایر غذایی هستند. شرکت DP World قصد دارد دو پایانه جدید در فجیره، در ساحل شرقی امارات، احداث کند تا وابستگی به بندر جبلعلی کاهش یابد؛ بندری که به دلیل بستهشدن تنگه هرمز تنها با حدود ۱۰ درصد ظرفیت فعالیت کرده است. شرکت ملی نفت ادنوک نیز ساخت خط لولهای را سرعت بخشیده که قرار است ظرفیت صادرات نفت از طریق فجیره را در سال آینده دو برابر کند.
امارات از پشتوانه مالی قدرتمندی برخوردار است. صندوقهای ثروت ملی ابوظبی نزدیک به دو تریلیون دلار دارایی دارند و تولید نفت ادنوک پس از خروج امارات از اوپک در ماه آوریل، در ماه گذشته به رکورد ۴.۱ میلیون بشکه در روز رسید. بااینحال، آسیبپذیری کاملاً از بین نمیرود؛ تأسیسات نفتی فراساحلی و حتی مسیر فجیره همچنان در برد حملات ایران قرار دارند.
جنگ ضربه سنگینی به اقتصاد دبی وارد کرده است. بستهشدن تنگه هرمز مسیر اصلی تجارت خارجی امارات را مختل کرد و دولت ناچار شد کالاها را از طریق هوا یا مسیرهای زمینی وارد کند. بیشتر شرکتهای هواپیمایی غربی هنوز پروازهای خود به دبی را از سر نگرفتهاند، میزان اشغال هتلها کاهش یافته و چند هتل مشهور، از جمله برجالعرب و هتل آرمانی، برای بازسازی تعطیل شدهاند. شماری از رستورانها نیز بسته شدهاند و برخی کسبوکارها با افت شدید درآمد، فرار سرمایه، کمبود کالا و افزایش هزینهها روبهرو شدهاند. گروه رستورانی تاشاس در اوج بحران تا ۸۰ درصد کاهش فروش داشت و کارکنان آن مجبور به پذیرش کاهش حقوق تا ۳۰ درصد شدند.
فعالیت اقتصادی بهآرامی در حال بازگشت است، اما آزمون اصلی در ماه سپتامبر خواهد بود؛ بازگشایی مدارس نشان خواهد داد چه تعداد از مهاجران خارجی به امارات بازگشتهاند و آغاز فصل خنکتر مشخص خواهد کرد که دبی تا چه اندازه میتواند گردشگران را دوباره جذب کند. برخی خانوادههای خارجی برای فرزندانشان در مدارس بریتانیا جا رزرو کردهاند و تصمیم نهایی خود درباره بازگشت را به بعد از تابستان موکول کردهاند. در عین حال، بانکداران میگویند تقاضا برای انتقال افراد و شرکتها به دبی همچنان وجود دارد.
جمعبندی گزارش این است که امارات میکوشد با ترکیبی از گفتوگو با ایران، وابستگی امنیتی بیشتر به آمریکا و اسرائیل، تقویت زیرساختها و تنوعبخشی به مسیرهای تجاری، خود را با نظم پس از جنگ تطبیق دهد. اما موفقیت این طرحها در نهایت به پایان واقعی درگیری بستگی دارد؛ زیرا تا زمانی که جنگ ادامه داشته باشد، نه روابط اقتصادی با ایران کاملاً عادی میشود و نه دبی میتواند جایگاه پیشین خود را بهطور کامل بازیابد.https://www.ft.com/content/6d2d0b89-0d26-4e49-8e52-a53bdc178974?syn-25a6b1a6=1
Post #1334
435
- 👎 1