کاهش حمایت به دموکراتها محدود نیست. جیدی ونس، معاون رئیسجمهور و یکی از محتملترین نامزدهای جمهوریخواهان در انتخابات ۲۰۲۸، اسرائیل را به کارشکنی در دیپلماسی آمریکا با ایران متهم کرده و بدون مدرک گفته است جفری اپستین با بالاترین سطوح اطلاعاتی اسرائیل ارتباط داشت. به نوشته فوئر، یک دهه پیش چنین سخنانی میتوانست یک جمهوریخواه را از حزب طرد کند، اما اکنون از زبان یکی از رهبران احتمالی آینده آن بیان میشود.
دادههای مقاله وسعت این تغییر را نشان میدهد: ۶۰ درصد بزرگسالان آمریکایی دیدگاهی نامطلوب نسبت به اسرائیل دارند؛ مستقلها اکنون بیشتر با فلسطینیان همدلی میکنند؛ اکثریت جمهوریخواهان زیر ۴۵ سال با تمدید بسته کمک نظامی دوره اوباما مخالفاند؛ و حمایت جوانان انجیلی، که زمانی یکی از مطمئنترین پایگاههای اسرائیل بودند، بهسرعت در حال کاهش است.
فوئر وجود یهودستیزی و معیارهای دوگانه علیه اسرائیل را انکار نمیکند، اما معتقد است نمیتوان همه این تحولات را با نفرت تاریخی از یهودیان توضیح داد. تصمیمها، سخنان و اقدامات نتانیاهو این تصور را تقویت کرده که اسرائیل نسبت به رنج فلسطینیان بیاعتناست. دولت او نیز بهجای تلاش برای متقاعدکردن منتقدان، اغلب آنان را یهودستیز معرفی کرده است.
یکی از مهمترین عوامل آسیبدیدن اعتبار اسرائیل، حضور ایتامار بنگویر در دولت است. اسرائیل در سال ۱۹۸۸ حزب مئیر کاهانا را که خواهان اخراج گسترده اعراب بود، ممنوع کرد؛ اما نتانیاهو در سال ۲۰۲۲ بنگویر، از پیروان کاهانا، را به وزارت امنیت ملی رساند. حزب «قدرت یهودی» بنگویر یکی از اجزای ضروری ائتلاف حاکم است و خروج آن میتواند دولت نتانیاهو را ساقط کند و او را در برابر محاکمه در پروندههای فساد آسیبپذیرتر سازد.
بنگویر گفته بود حتی یک گرم غذا یا کمک نباید وارد غزه شود، از بمباران انبارهای کمکرسانی حمایت کرد و خواستار «مهاجرت داوطلبانه» ساکنان غزه شد. این اظهارات به یکی از مستندات مهم کسانی تبدیل شده که اسرائیل را به داشتن نیت نسلکشی متهم میکنند. بااینحال، نتانیاهو او را جدی محکوم یا برکنار نکرده است، زیرا برای بقای دولتش به حزب او نیاز دارد.
نتانیاهو میتوانست با ورود گسترده کمکهای غذایی به غزه، هم بحران انسانی را کاهش دهد و هم کنترل حماس بر بازار کمکها و سودجویی آن از کمبود را تضعیف کند. اما بهجای آن، آژانس اصلی امدادرسانی سازمان ملل را کنار گذاشت و تأمین غذای حدود دو میلیون نفر را به «بنیاد بشردوستانه غزه» سپرد؛ نهادی آزمایشنشده که مدیرش پیش از آغاز عملیات استعفا داد و مراکز توزیع آن بارها به صحنه هرجومرج و مرگ تبدیل شد.
نتانیاهو همچنین برنامه جدی و روشنی برای اداره و بازسازی غزه یا حذف حماس از قدرت ارائه نکرد. دولت بایدن پیشنهاد کرده بود مناطق تصرفشده به تشکیلات خودگردان اصلاحشده فلسطینی، با حمایت نیروهای عربی، واگذار شود. نتانیاهو آن را رد کرد، زیرا هر شکل واقعی از خودگردانی فلسطینیان میتوانست احزاب راست افراطی ائتلافش را که به اسکان مجدد غزه تمایل داشتند، از دولت خارج کند. در نتیجه، اسرائیل جنگ را بدون چشماندازی روشن برای پایان آن ادامه داد و به جهان اجازه داد درباره اهدافش بدترین نتیجهگیریها را داشته باشد. حتی پس از آتشبس، نتانیاهو باوجود وعده «پیروزی کامل» نتوانست حماس را از غزه بیرون کند.
او فرصت تاریخی عادیسازی روابط با عربستان سعودی را نیز از دست داد. شناسایی اسرائیل از سوی عربستان، بهعنوان متولی مکه و مدینه، میتوانست زمینه عادیسازی با کشورهای دیگری مانند اندونزی، قطر و چند کشور آفریقایی را فراهم کند و انزوای اسرائیل را کاهش دهد. اما عربستان خواهان آغاز مسیری بهسوی تشکیل کشور فلسطینی بود. حتی پذیرش یک تعهد کلی در این زمینه میتوانست حمایت راست افراطی و ائتلاف نتانیاهو را از بین ببرد؛ بنابراین او آن را نپذیرفت.
فوئر در پایان نتیجه میگیرد که نتانیاهو در برابر تهدیدهای نظامی ایران و نیروهای نیابتی آن با قدرت عمل کرد، اما در جبهه دوم بقای اسرائیل، یعنی افکار عمومی آمریکا، شکست خورد. هر اقدامی که میتوانست جایگاه اسرائیل را بهبود بخشد—برکناری بنگویر، ارائه برنامهای معتبر برای غزه، نشاندادن آمادگی برای تشکیل کشور فلسطینی یا دستیابی به توافق با عربستان—بقای ائتلاف و آینده شخصی نتانیاهو را تهدید میکرد. به باور نویسنده، او در هر یک از این موارد خود را بر منافع بلندمدت کشورش ترجیح داد و میراث اصلیاش انزوای اسرائیل خواهد بود.
https://www.theatlantic.com/ideas/2026/07/bibi-netanyahu-israel-failures-antisemitism/688050/
Post #1331
527