فرانکلین فوئر، نویسنده نشریه آتلانتیک، در مقالهای با عنوان «نتانیاهو چگونه آمریکا را از دست داد» استدلال میکند که بنیامین نتانیاهو، باوجود آنکه چهار دهه خود را متخصص شناخت آمریکا و حافظ حمایت واشنگتن از اسرائیل معرفی میکرد، در مهمترین مسئولیت سیاسی خود شکست خورده و جایگاه اسرائیل را نزد افکار عمومی و هر دو حزب آمریکا بهشدت تضعیف کرده است.
نتانیاهو از اوایل دهه ۱۹۸۰، بهدلیل انگلیسی روان و حضور مؤثر در رسانههای آمریکا، به چهره اصلی دفاع از اسرائیل تبدیل شد. اما برخلاف نخستوزیران پیشین که اختلاف با کاخ سفید را در سطح روابط دو دولت نگه میداشتند، او اسرائیل را به یک طرف شکاف حزبی آمریکا پیوند زد. اختلاف رهبران اسرائیل با رؤسایجمهور آمریکا سابقه داشت: جرالد فورد پس از مخالفت اسحاق رابین با عقبنشینی بیشتر از سینا، روابط دو کشور را در معرض «ارزیابی مجدد» قرار داد؛ رونالد ریگان باوجود مخالفت مناخیم بگین به عربستان سلاح فروخت؛ و جورج اچ. دبلیو. بوش برای اعتراض به شهرکسازی دولت اسحاق شامیر، تضمینهای وام اسرائیل را متوقف کرد. بااینحال، رهبران اسرائیل از تبدیل این اختلافات به نزاع حزبی اجتناب میکردند. برای نمونه، هنگام فشار فورد بر رابین، ۷۶ سناتور از هر دو حزب خواستار ادامه حمایت از اسرائیل شدند.
نتانیاهو این سنت را کنار گذاشت. مهمترین نقطه عطف، سخنرانی او در کنگره در سال ۲۰۱۵ علیه توافق هستهای دولت باراک اوباما با ایران بود که جمهوریخواهان بدون اطلاع کاخ سفید ترتیب دادند. اوباما باوجود اختلافاتش با نتانیاهو، بزرگترین بسته کمک نظامی تاریخ آمریکا به یک کشور خارجی را برای اسرائیل تصویب کرد. اما نتانیاهو با او مانند دشمن برخورد کرد، در برابر دوربینها در کاخ سفید برایش درباره تاریخ یهود سخنرانی کرد و تمایل خود به پیروزی میت رامنی در انتخابات ۲۰۱۲ را نیز بهسختی پنهان ساخت. فوئر معتقد است این رفتار اسرائیل را بهتدریج از حزب دموکرات جدا کرد.
این روند در دوره دونالد ترامپ شدت گرفت. نتانیاهو ترامپ را بزرگترین دوست اسرائیل در کاخ سفید خواند، تصاویر مشترکشان را در تبلیغات انتخاباتی به نمایش گذاشت و شهرکی را «بلندیهای ترامپ» نامید. ترامپ نیز سفارت آمریکا را به اورشلیم منتقل کرد، از توافق هستهای ایران خارج شد و نتانیاهو را برای مذاکره با فلسطینیان تحت فشار قرار نداد. اما پیوند سیاسی اسرائیل با ترامپ باعث شد بسیاری از آمریکاییهایی که از ترامپ نفرت داشتند، همان نگاه منفی را به اسرائیل نیز منتقل کنند.
پس از حمله هفتم اکتبر، جو بایدن با سفر به اسرائیل و تأمین تسلیحات، با وجود هزینه سیاسی سنگین، از این کشور دفاع کرد. بااینحال، نتانیاهو تقریباً همه توصیههای راهبردی دولت او را نادیده گرفت و در ویدئویی انگلیسیزبان، بایدن را به متوقفکردن ارسال سلاح و جلوگیری از پیروزی اسرائیل متهم کرد؛ درحالیکه دولت آمریکا تنها ارسال یک نوع بمب را متوقف کرده بود. در نتیجه، دموکراتها دریافتند حمایت از اسرائیل نهتنها آنان را در برابر پایگاه حزبیشان آسیبپذیر میکند، بلکه از سوی نتانیاهو نیز پاسخ داده نمیشود.
در انتخابات مقدماتی میشیگان، بیش از ۱۰۰ هزار دموکرات در اعتراض به سیاست بایدن در قبال غزه رأی «بدون تعهد» دادند. دو سال پیش ۱۹ سناتور عضو فراکسیون دموکرات از توقف فروش سلاح به اسرائیل حمایت کرده بودند، اما در آوریل ۲۰۲۶ این تعداد به ۴۰ نفر از مجموع ۴۷ سناتور رسید که بیشتر نامزدهای احتمالی ریاستجمهوری حزب را نیز شامل میشد. کریس مورفی و کریس ون هولن انتقاد از اسرائیل را به بخش مهمی از پیام سیاسی خود تبدیل کردهاند.
گاوین نیوسام، کوری بوکر، روبن گایگو و ست مولتون نیز اعلام کردهاند کمک مالی آیپک را نخواهند پذیرفت. این افراد به جناح چپ افراطی حزب تعلق ندارند؛ بنابراین موضع آنان نشان میدهد فاصلهگرفتن از اسرائیل و آیپک به جریان اصلی دموکراتها رسیده است. سیاستمداران دارای جاهطلبی ریاستجمهوری، از جمله نیوسام، اکنون از تقابل آشکار با اسرائیل برای جلب توجه پایگاه حزب استفاده میکنند.
فوئر همچنین به زهران ممدانی، شهردار ضدصهیونیست نیویورک، اشاره میکند؛ شهری که بزرگترین جمعیت یهودی جهان را در خود جای داده است. ممدانی در مبارزات انتخاباتی خود وعده داده بود در صورت ورود نتانیاهو به نیویورک، او را بازداشت کند. مقاله همچنین از یک فعال دانشگاه کلمبیا نام میبرد که در تجمع هشتم اکتبر ۲۰۲۳ در حمایت از حمله حماس شرکت کرده و احتمالاً به کنگره راه خواهد یافت. این موارد نشان میدهد مواضعی که زمانی مانع جدی موفقیت سیاسی بودند، اکنون در بخشهایی از آمریکا هزینه سابق را ندارند.
Post #1330
471
- 👍 2