او هشدار میدهد که کاهش قدرت آمریکا لزوماً به نفع چین نخواهد بود. یکی از پیامدهای مهم آن، افزایش قدرت و استقلال ژاپن است. به اعتقاد کیگن، آمریکا طی دهههای گذشته مهمترین عامل مهار نظامی ژاپن بوده است. اگر این محدودیت از بین برود، ژاپن ممکن است به کشوری مستقلتر، ملیگراتر و مسلحتر تبدیل شود؛ وضعیتی که از دید پکن مطلوب نیست. او همچنین احتمال میدهد آلمان نیز به یک قدرت بزرگتر نظامی و سیاسی تبدیل شود و در نتیجه جهان آینده نه دوقطبی، بلکه چندقطبی خواهد بود.
کیگن معتقد است جهان در حال حرکت به سمت نظمی چندقطبی شبیه قرن نوزدهم است؛ نظمی که در آن ائتلافهای دائمی جای خود را به اتحادهای موقت و متغیر میدهند و کشورها بسته به موضوع، گاهی متحد و گاهی رقیب یکدیگر خواهند بود. او میگوید در چنین جهانی، حتی روابط نزدیک چین و روسیه نیز ممکن است پایدار نماند، زیرا این همکاری عمدتاً بر پایه مخالفت مشترک با نظم آمریکامحور شکل گرفته است و با تضعیف آن نظم، ممکن است منافع دو کشور از یکدیگر فاصله بگیرد.
در پایان، کیگن تأکید میکند که برخلاف برخی تحلیلها، چین احتمالاً به رهبر یک نظم جهانی جدید و سخاوتمند تبدیل نخواهد شد. به گفته او، آمریکا پس از جنگ جهانی دوم به دلایل خاص تاریخی تصمیم گرفت امنیت دیگر کشورها را نیز تضمین کند، اما چین چنین رسالتی برای خود قائل نیست و بیش از هر چیز به دنبال تأمین منافع ملی خود است. او نتیجه میگیرد که جهان آینده نه تحت سلطه آمریکا خواهد بود و نه تحت سلطه چین، بلکه وارد دورهای از رقابت میان چند قدرت بزرگ، ائتلافهای متغیر و بیثباتی بیشتر خواهد شد؛ جهانی که به گفته خودش، بسیار پیچیدهتر و خطرناکتر از نظم نسبتاً باثبات هشتاد سال گذشته خواهد بود.
https://www.brookings.edu/articles/will-china-replace-america-on-the-world-stage/
Post #1322
585