«آیا چین جای آمریکا را در نظم جهانی خواهد گرفت؟»
*گفتوگو با رابرت کیگن (Robert Kagan)**، تاریخنگار برجسته آمریکایی، پژوهشگر ارشد مؤسسه **بروکینگز و یکی از شناختهشدهترین نظریهپردازان سیاست خارجی آمریکا. کیگن از حامیان نقش رهبری آمریکا در نظم بینالمللی لیبرال است و کتابهای معروفی مانند The World America Made و The Jungle Grows Back را درباره نظم جهانی و رقابت قدرتهای بزرگ نوشته است. این گفتوگو در پادکست The Beijing Brief مؤسسه بروکینگز در ۲۱ ژوئیه ۲۰۲۶ منتشر شده است.*
@irananalyses
رابرت کیگن معتقد است جهان وارد دورهای از تغییرات بنیادین شده است؛ تغییری که بیش از هر چیز نتیجه سیاستهای دولت دوم دونالد ترامپ و عقبنشینی آمریکا از نقش سنتی خود در رهبری نظم جهانی است. به گفته او، این تحول صرفاً یک تغییر تدریجی در سیاست خارجی آمریکا نیست، بلکه شکستی اساسی در نظم بینالمللی پس از جنگ جهانی دوم محسوب میشود. او میگوید: «ما این نظم را از بین بردیم.»
کیگن توضیح میدهد که جنگ ایران نمونهای از پیامدهای این تغییر است. به اعتقاد او، احتمال دارد در پایان جنگ، ایران قویتر و بااعتمادبهنفستر از گذشته ظاهر شود و تنگه هرمز نیز به منطقهای دائماً مورد مناقشه تبدیل شود. در گذشته آمریکا امنیت مسیرهای دریایی را تضمین میکرد، اما اکنون دیگر نه تمایل و نه شاید توان انجام این نقش را دارد. این وضعیت کشورهای وابسته به نفت خلیج فارس، بهویژه ژاپن و اقتصادهای آسیایی، را وادار خواهد کرد درباره امنیت انرژی خود راهحلهای مستقلی پیدا کنند.
او ریشه تغییر سیاست خارجی آمریکا را به پایان جنگ سرد بازمیگرداند. از آن زمان، بسیاری از آمریکاییها این سؤال را مطرح کردند که پس از فروپاشی شوروی، چرا آمریکا باید همچنان هزینه رهبری جهان را بپردازد. این گرایش در دولتهای اوباما و بایدن نیز وجود داشت، اما به گفته کیگن، ترامپ تفاوتی اساسی با آنها دارد. او نه تنها علاقهای به حفظ نظم بینالمللی لیبرال ندارد، بلکه از نظر ایدئولوژیک نیز با آن مخالف است و ترجیح میدهد از جریانهای پوپولیست و ضدلیبرال در اروپا و سایر نقاط جهان حمایت کند.
کیگن معتقد است حتی اگر دموکراتها در انتخابات ۲۰۲۸ پیروز شوند، بازگشت سریع آمریکا به نقش گذشته بسیار بعید است. به باور او، هم در حزب جمهوریخواه و هم در حزب دموکرات گرایشهای انزواطلبانه تقویت شده و جنگ ایران نیز این روند را تشدید کرده است. بنابراین انتظار اینکه آمریکا در سال ۲۰۲۹ دوباره همان نقش پیشین را ایفا کند، به گفته او، «نوعی توهم» است.
در بخش دیگری از گفتوگو، کیگن رفتار چین و روسیه را با آلمان و ژاپن پس از جنگ جهانی اول مقایسه میکند. او میگوید همانگونه که آلمان و ژاپن خود را قدرتهایی میدانستند که در شکلگیری نظم جهانی نقشی نداشتند و تلاش کردند آن را به سود خود تغییر دهند، چین و روسیه نیز قدرتهای «تجدیدنظرطلب» هستند که به دنبال ایجاد حوزه نفوذ خود و بازنگری در نظم بینالمللیاند. به اعتقاد او، هر قدرت بزرگی زمانی که رشد میکند، احساس میکند باید محیط پیرامون خود را مطابق منافعش تغییر دهد و چین نیز از این قاعده مستثنا نیست.
با این حال، کیگن تأکید میکند چین هنوز نمیتواند جای آمریکا را بگیرد. به گفته او، کشوری که نتواند حتی منطقه پیرامون خود را کاملاً تحت کنترل داشته باشد، قادر به اداره جهان نخواهد بود. او معتقد است پکن تاکنون خلأ آمریکا در خلیج فارس را پر نکرده، زیرا هنوز ضرورتی برای این کار احساس نمیکند و روابطش با ایران تا حدی امنیت انرژیاش را تأمین کرده است. اما اگر ناامنی در تنگه هرمز ادامه یابد، چین ممکن است ناچار شود نقش فعالتری در منطقه ایفا کند؛ نه از روی تمایل، بلکه برای حفاظت از منافع اقتصادی خود.
در مورد تایوان، کیگن میگوید شی جینپینگ احتمالاً تصور میکند تضعیف اعتبار آمریکا، تایوان را به پذیرش نوعی اتحاد با چین نزدیکتر میکند، اما این موضوع قطعی نیست. او دو سناریو را مطرح میکند: یا چین از آشفتگی کنونی نظام بینالملل و ضعف آمریکا استفاده کرده و فرصت را برای اقدام علیه تایوان مناسب میبیند، یا ترجیح میدهد صبر کند و اجازه دهد آمریکا با ادامه اشتباهات خود، موقعیت چین را بهطور طبیعی تقویت کند. کیگن میگوید نمیتواند با اطمینان پیشبینی کند کدام مسیر انتخاب خواهد شد.
Post #1321
507