در سوریه نیز اگرچه احمد الشرع قدرت بیشتری نسبت به گذشته به دست آورده، اما حاضر نیست کاملاً مطابق خواست واشنگتن عمل کند. او پیشنهاد آمریکا برای ورود سوریه به درگیری با حزبالله را رد کرده و اعلام کرده درباره بلندیهای جولان نیز حاضر به مصالحهای که بقای حکومتش را تهدید کند، نیست. علاوه بر این، درگیریهای استان سویدا و حمایت اسرائیل از نیروهای دروزی، روند تمرکز قدرت در دمشق را با چالش روبهرو کرده است.
لبنان نیز از نگاه نویسنده پیچیدهترین پرونده است. حزبالله با وجود ضربات سنگین نظامی، حاضر به خلع سلاح نشده و سپاه پاسداران برای بازسازی توان نظامی این گروه وارد عمل شده است. از سوی دیگر، ادامه حملات اسرائیل و اشغال بخشهایی از جنوب لبنان، دولت جوزف عون را در موقعیت دشواری قرار داده است. ارتش لبنان نیز اذعان کرده که توانایی اجرای سریع خلع سلاح حزبالله را ندارد. حتی زمانی که تام باراک هشدار داد در صورت خلع سلاح نشدن حزبالله، لبنان ممکن است موجودیت خود را از دست بدهد، جوزف عون علناً پاسخ داد که روند خلع سلاح تنها بر اساس توان و برنامه ارتش لبنان پیش خواهد رفت، نه جدول زمانی واشنگتن.
در پایان، نویسنده نتیجه میگیرد که ترامپ تصور میکند با تکیه بر چند رهبر مقتدر میتواند نفوذ ایران را کاهش داده و نظم جدیدی در خاورمیانه ایجاد کند، اما تجربه تاریخی عراق، سوریه و لبنان نشان میدهد این کشورها دارای ساختارهای سیاسی، مذهبی و اجتماعی بسیار پیچیدهای هستند و با فشار خارجی یا تصمیم یک رهبر به سرعت متمرکز نخواهند شد. به باور رناد منصور، این سیاست بیش از آنکه به ثبات پایدار منجر شود، ممکن است تنشهای داخلی را تشدید کرده و در نهایت به زیان منافع آمریکا نیز تمام شود.https://foreignpolicy.com/2026/07/24/trump-iraq-syria-lebanon-iran-hezbollah-sharaa-aoun-zaidi/?tpcc=recirc_latest062921
Post #1318
488