او همچنین به کشته شدن علی لاریجانی اشاره میکند و مینویسد لاریجانی یکی از معدود شخصیتهایی بود که میتوانست میان سپاه، روحانیت و سیاستمداران هماهنگی ایجاد کند. به گفته گولد، پس از کشته شدن خامنهای، لاریجانی عملاً اداره امور را بر عهده گرفته بود، اما تنها دو هفته بعد خود نیز در حملهای کشته شد. او را فردی عملگرا توصیف میکند که توانایی ایجاد اجماع در درون حکومت را داشت.
نویسنده معتقد است مرگ این چهرهها موجب آشفتگی بیشتر حکومت شده است. در چنین شرایطی، مقامهای جمهوری اسلامی بیش از گذشته نگران متهم شدن به ضعف یا کمبود وفاداری هستند و برای تثبیت جایگاه خود، مواضع تندتری اتخاذ میکنند. به اعتقاد او، سپاه پاسداران اکنون نفوذ بیشتری نسبت به گذشته پیدا کرده و حکومت را به سمت سیاستهای سختگیرانهتر سوق میدهد، هرچند خود سپاه نیز دچار رقابتهای داخلی است.
گولد در پایان نتیجه میگیرد که تصمیم ایران برای برهم زدن توافقی که از نظر اقتصادی و سیاسی بسیار سودمند بود، بیش از آنکه اقدامی علیه آمریکا باشد، بازتاب رقابتهای درونی قدرت در جمهوری اسلامی است. او توصیه میکند آمریکا و متحدانش هنگام طراحی سیاست در قبال ایران، این واقعیت را در نظر بگیرند که جمهوری اسلامی مجموعهای از جناحها، نهادها و افراد رقیب است که پیش از هر چیز برای حفظ جایگاه خود در ساختار قدرت با یکدیگر رقابت میکنند و بسیاری از رفتارهای خارجی آن نیز از همین رقابتهای داخلی سرچشمه میگیرد.
https://www.washingtonpost.com/opinions/2026/07/24/counter-iranian-attacks-west-must-understand-regime-politics/
Post #1315
660