عنوان مقاله: «ایران و قواعد جدید قدرت جهانی؛ شکلگیری و فروپاشی سلطه آمریکا»
منبع: *Foreign Affairs*
نویسنده: رابرت ای. پیپ (Robert A. Pape)، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو، مدیر پروژه «امنیت و تهدیدها» در این دانشگاه و از برجستهترین نظریهپردازان حوزه قدرت هوایی و امنیت بینالملل.
رابرت پیپ در این مقاله استدلال میکند که جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ آغازگر عصر «تکقطبی» آمریکا بود، اما جنگ کنونی با ایران نشان میدهد که آن دوران به پایان رسیده و قواعد قدرت در نظام بینالملل دگرگون شده است. به باور او، آنچه امروز در تنگه هرمز رخ میدهد، صرفاً یک درگیری منطقهای نیست، بلکه نشانه ظهور نظمی جدید است که در آن قدرتهای بزرگ دیگر نمیتوانند با اتکا به برتری نظامی، با هزینهای اندک اراده خود را بر دیگران تحمیل کنند. نویسنده معتقد است جهانیسازی، که زمانی پایه قدرت آمریکا بود، اکنون فناوریهای لازم را در اختیار کشورهای ضعیفتر قرار داده تا بتوانند هزینههای سنگینی بر قدرتهای بزرگ تحمیل کنند.
پیپ توضیح میدهد که اهمیت جنگ خلیج فارس تنها در آزادسازی کویت نبود، بلکه این جنگ تصویری بیسابقه از قدرت آمریکا در ذهن جهان ایجاد کرد. پیش از جنگ، عراق با نزدیک به یک میلیون نیروی نظامی، یکی از بزرگترین ارتشهای جهان و سابقه هشت سال جنگ با ایران، تهدیدی بسیار جدی محسوب میشد و بسیاری از آمریکاییها از تکرار تجربه ویتنام هراس داشتند. اما آمریکا و ائتلاف بینالمللی تنها پس از پنج هفته حملات هوایی و حدود ۱۰۰ ساعت عملیات زمینی، ارتش عراق را بهطور کامل شکست دادند و تنها ۱۴۷ کشته دادند. این پیروزی سریع و کمهزینه، این باور را در سراسر جهان ایجاد کرد که آمریکا قادر است تقریباً هر دشمنی را به سرعت شکست دهد، بر همه مراحل تشدید جنگ برتری دارد، امنیت مسیرهای تجارت جهانی را تضمین میکند و مقاومت در برابر آن بینتیجه است. همین تصور باعث شد کشورهای اروپایی بودجههای نظامی خود را کاهش دهند، به حمایت امنیتی آمریکا وابستهتر شوند، ناتو گسترش یابد، سرمایهگذاران ریسک ژئوپلیتیکی را کمتر ارزیابی کنند و شرکتها زنجیرههای تأمین جهانی را بر این فرض بنا کنند که تجارت دریایی همواره امن خواهد بود. حتی چین نیز پس از مشاهده شکست عراق، ارتش خود را بازسازی و بر توسعه موشکها، سامانههای فرماندهی، فناوری اطلاعات و جنگ دقیق سرمایهگذاری کرد؛ تحولاتی که امروز خود به یکی از چالشهای اصلی آمریکا تبدیل شدهاند.
به اعتقاد نویسنده، همان جهانیسازی که پایههای نظم آمریکامحور را تقویت کرد، در نهایت بذر فروپاشی آن را نیز کاشت. فناوریهایی که زمانی تنها در اختیار ارتشهای پیشرفته بودند، از جمله تراشههای پیشرفته، سامانههای ناوبری، حسگرها، دوربینهای دقیق، ماهوارههای تجاری، هوش مصنوعی و پردازندههای قدرتمند، به دلیل گسترش بازارهای غیرنظامی به کالاهایی ارزان و در دسترس تبدیل شدند. امروز یک تلفن همراه از نظر قدرت پردازش، از بسیاری از سامانههای نظامی زمان جنگ خلیج فارس پیشرفتهتر است و بسیاری از قطعات مورد استفاده در پهپادها و موشکهای دقیق، همان قطعاتی هستند که برای خودروهای هوشمند، تلفنهای همراه یا صنایع تجاری تولید میشوند. به گفته پیپ، پهپاد شاهد-۱۳۶ ایران نماد این تحول است؛ سلاحی که با استفاده از قطعات عمدتاً تجاری ساخته شده اما میتواند خسارتهای بزرگی به تجهیزات بسیار گرانقیمت نظامی وارد کند.
پیپ جنگ ایران را آغاز «انقلاب دوم در جنگهای دقیق» مینامد. اگر تصویر نمادین جنگ خلیج فارس، بمبهای هدایتشونده آمریکایی بود که از دودکش ساختمانها وارد اهداف میشدند، تصویر نمادین جنگ امروز پهپادهای ارزان، موشکهای کروز، حسگرهای تجاری و پرتابگرهای متحرک است. او تأکید میکند که هدف ایران نابودی ناوگان آمریکا نیست، بلکه از بین بردن اعتماد بازارها به امنیت تنگه هرمز است. حتی اگر مسیر دریایی کاملاً بسته نشود، افزایش خطر باعث بالا رفتن هزینه بیمه کشتیها، کاهش تردد نفتکشها، افزایش هزینه حملونقل و بیثباتی بازار انرژی میشود. در مقابل، آمریکا و اسرائیل هزاران هدف نظامی در جنوب ایران را بمباران کردهاند، اما ایران توانسته سامانههای متحرک خود را پنهان، پراکنده و به سرعت جایگزین کند. نویسنده به سرنگونی یک بالگرد آپاچی آمریکایی اشاره میکند که در آن یک پهپاد حدود ۲۰ هزار دلاری، یک بالگرد ۳۵ میلیون دلاری را منهدم کرد؛ نمونهای از اینکه حتی قدرتمندترین ارتش جهان نیز نمیتواند تهدید ناشی از سلاحهای ارزان و پراکنده را به طور کامل از بین ببرد.
Post #1311
476
- 👍 3