درباره کانادا و قدرتهای متوسط، کولبی با ایده ایجاد یک بلوک مستقل از آمریکا مخالفت میکند. او معتقد است کشورهایی مانند کانادا، ژاپن، استرالیا، کرهجنوبی و دولتهای اروپایی باید توان دفاعی خود را افزایش دهند، اما همکاری آنها باید عملی، مشخص و در پیوند با آمریکا باشد. او برای نمونه جنگنده اف-۳۵ را از گزینه سوئدی گریپن برتر میداند و هشدار میدهد انتخاب تجهیزات ضعیفتر از سوی کانادا میتواند دفاع هوایی مشترک آمریکای شمالی را تضعیف کند.
دوتات در برابر این استدلال میگوید تهدیدهای ترامپ درباره تبدیل کانادا به ایالت پنجاهویکم یا تسلط بر گرینلند ممکن است احساس تحقیر و بیاعتمادی ایجاد کند و متحدان را، حتی برخلاف منافع مادیشان، از آمریکا دور سازد. کولبی از پاسخ مستقیم درباره الحاق کانادا طفره میرود، اما بازگشت «دکترین مونرو» و برتری آمریکا در نیمکره غربی را تأیید میکند. او میگوید امنیت کانادا، گرینلند و آمریکا به یکدیگر وابسته است و واشنگتن حق دارد خواهان افزایش توان دفاعی کانادا و حفاظت مؤثرتر از گرینلند باشد.
اختلاف اصلی دوتات و کولبی در پایان به نقش اعتماد، احترام و دوستی در روابط بینالملل مربوط میشود. دوتات هشدار میدهد دولتها همیشه کاملاً عقلانی عمل نمیکنند و احساس تحقیر، غرور ملی یا بیاعتمادی ممکن است آنها را علیه آمریکا سوق دهد. کولبی میپذیرد که واقعگرایی همه رفتارهای انسانی را توضیح نمیدهد، اما معتقد است کشورها در مسائل بقا و رفاه نهایتاً بر اساس منافع خود تصمیم میگیرند.
جمعبندی دفاع کولبی از راهبرد ترامپ این است: آمریکا از اتحادهای خود خارج نمیشود، اما ارزش امنیت، فناوری، انرژی و بازار خود را دوباره محاسبه میکند؛ متحدان باید سهم واقعیتری از هزینهها و مخاطرات بپردازند؛ دشمنان باید همزمان با قدرت و دیپلماسی مهار شوند؛ و هیچ کشوری دیگر نباید ایالات متحده را تضمینی، رایگان و قابلچشمپوشی فرض کند. در مقابل، دوتات این پرسش را باز میگذارد که آیا این سیاست سختگیرانه واقعاً اتحادهای آمریکا را پایدارتر میکند یا با آسیبزدن به اعتماد و عاطفه سیاسی، متحدان را به جستوجوی استقلال بیشتر سوق میدهد.https://www.nytimes.com/2026/07/23/opinion/us-defense-geopolitics-elbridge-colby.html
Post #1309
1.91K