این مطلب متن ویرایششده گفتوگوی راس دوتات، ستوننویس نیویورکتایمز و مجری پادکست «Interesting Times»، با البریج کولبی، معاون سیاستگذاری وزارت دفاع آمریکا، است. کولبی در این مصاحبه از راهبرد کلان دونالد ترامپ دفاع میکند؛ راهبردی که آن را «واقعگرایی انعطافپذیر و عقل سلیم» مینامد.
به گفته کولبی، سیاست خارجی ترامپ سه محور اصلی دارد: نوسازی نیروهای مسلح و صنایع دفاعی آمریکا، واداشتن متحدان به پذیرش سهم بیشتری از هزینههای دفاعی، و ترکیب قدرت نظامی با مذاکره برای حفظ صلح و موازنه قدرت. او میگوید دیگر کشورها نباید حمایت و امکانات آمریکا را امری تضمینشده و رایگان تلقی کنند.
درباره چین، کولبی همچنان آن را مهمترین رقیب راهبردی آمریکا میداند، اما تأکید میکند هدف واشنگتن تغییر رژیم یا جنگ تهاجمی نیست. راهبرد آمریکا ایجاد «دفاع بازدارنده» در امتداد زنجیره نخست جزایر آسیا و جلوگیری از تصرف مناطق کلیدی توسط چین است. او معتقد است آمریکا باید با کمک ژاپن، استرالیا، کرهجنوبی و دیگر متحدان، تواناییهای دریایی، هوایی، موشکی، زیردریایی، پهپادی، فضایی و سایبری خود را تقویت کند. از نظر او، هدف نهایی حفظ وضع موجود و متقاعدکردن چین به پرهزینه و ناموفقبودن هرگونه اقدام نظامی است.
در بخش ایران، دوتات میپرسد آیا جنگ جاری، مهمات و امکانات موردنیاز آمریکا برای بازدارندگی چین را مصرف نمیکند. کولبی این نگرانی را اغراقآمیز میداند و میگوید قابلیتهای حیاتی آمریکا با کمبود جدی روبهرو نیستند. او بودجه دفاعی ۱.۵ تریلیون دلاری، تقویت صنایع دفاعی و افزایش تولید تسلیحات در آمریکا و کشورهای متحد را بخشی از پاسخ دولت میداند.
کولبی ادعای رسیدن جنگ ایران به بنبست را نیز رد میکند و دستاوردهای آمریکا را چنین برمیشمارد:
* جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای و عقبانداختن برنامه هستهای آن؛
* تضعیف قابلتوجه نیروی دریایی، نیروی هوایی، موشکها، پهپادها و بخشهایی از صنایع دفاعی ایران؛
* تحمیل هزینههای نظامی و اقتصادی بر جناحهایی از حکومت ایران که حملات را هدایت میکنند؛
* دفاع از پایگاههای آمریکا، اسرائیل و شرکای منطقهای و تلاش برای بازگشایی تنگه هرمز.
بااینحال، دوتات یادآوری میکند که ایران همچنان قادر به حمله به پایگاههای آمریکا و مختلکردن کشتیرانی در هرمز است و جنگ نیز پس از چند ماه پایان نیافته است. کولبی پاسخ میدهد که همین تواناییها نشاندهنده خطر ایران است، اما واشنگتن هنوز مجموعهای از گزینههای تشدید فشار را در اختیار دارد: حملات نظامی گستردهتر، تحریمها، توقیف یا جلوگیری از حرکت کشتیهای ایرانی، محاصره، فشار اقتصادی و بسیج حمایت بینالمللی. او معتقد است فشار انباشته میتواند سرانجام محاسبات تهران را تغییر دهد و حتی بقای حکومت را با خطر روبهرو کند.
کولبی تأکید میکند که جنگ کنونی با ویتنام یا عراق تفاوت اساسی دارد: آمریکا در پی اشغال ایران، دولتسازی یا اعزام گسترده نیروی زمینی نیست. به گفته او، ترامپ بدون ورود به یک جنگ زمینی همچنان گزینههای نظامی و غیرنظامی مهمی برای تشدید فشار دارد و در عین حال، اگر ایران با جدیت وارد مذاکره شود، آماده توافق است.
او همچنین نظر فرید زکریا را رد میکند که جنگ ایران را به سود چین میداند. کولبی میگوید چین بیش از آمریکا به نفت خاورمیانه و امنیت مسیرهای انرژی وابسته است، درحالیکه آمریکا از تولید بالای نفت و گاز برخوردار است. از دید او، روابط واشنگتن با عربستان سعودی، امارات، بحرین، ترکیه، عراق و دیگر دولتهای منطقه همچنان قدرتمند است و ایران یا چین نمیتوانند جایگزین امنیتی مناسبی برای آمریکا باشند.
درباره روسیه و اوکراین، کولبی میگوید هدف اصلی دولت ترامپ انتقال مسئولیت دفاع متعارف اروپا به خود اروپاییهاست. او مقاومت اوکراین و سازگاری آن با جنگ پهپادی را تحسین میکند، اما همچنان خواهان توافق با روسیه است. به باور او، واشنگتن نمیتواند پوتین را بهسادگی وادار به صلح کند، ولی باید با درک منافع، قدرت و ذهنیت تاریخی روسیه مذاکره کند. او در عین حال میگوید ارسال سلاح به اوکراین باید حسابشده باشد و نیازهای جهانی و ذخایر آمریکا نیز در نظر گرفته شود.
کولبی مفهوم «ناتو ۳.۰» را مطرح میکند؛ نظمی که در آن اروپا مسئولیت اصلی دفاع متعارف خود را بر عهده میگیرد و آمریکا نقش پشتیبان و شریک راهبردی را حفظ میکند. او افزایش بودجه نظامی آلمان، لهستان، فنلاند، سوئد، نروژ و فرانسه را موفقیت فشارهای ترامپ میداند. به گفته او، ترامپ نظم پس از جنگ جهانی دوم را نابود نمیکند، بلکه از نظم پس از جنگ سرد—که به تجارت نامتوازن، وابستگی متحدان و صنعتزدایی آمریکا انجامید—عبور میکند.
Post #1308
2K