ایلان گلدنبرگ: هیچ گزینه خوبی درباره ایران باقی نمانده است
ایلان گلدنبرگ، مدیر سیاستگذاری «جیاستریت»، نزدیک به دو دهه روی ایران و خاورمیانه کار کرده است. او پیشتر مسئول پرونده ایران در پنتاگون و مشاور خاورمیانهای کامالا هریس در کاخ سفید بود. گلدنبرگ در یادداشتی مینویسد در تمام دوران حرفهای خود گزینههای آمریکا در برابر ایران را نامطلوب دیده، اما وضعیت کنونی چنان بحرانی است که برای نخستینبار حتی قادر به تشخیص «کمضررترین گزینه» نیست.
بهگفته او، جنگ همان نتیجهای را به همراه آورده که انتظار میرفت: حکومت ایران باقی مانده و با وجود تضعیف و آسیبدیدگی، خطرپذیرتر و تهاجمیتر شده است. اما آنچه او پیشبینی نکرده بود، اهرم بزرگی است که تهران از طریق کنترل مؤثر یا نسبی تنگه هرمز به دست آورده است.
تفاهمنامه موقت میتوانست راهی برای خروج از بحران باشد، اما ابهام در متن آن باعث فروپاشی توافق شد: ایران تصور میکرد میتواند بخشی از کنترل خود بر تنگه را حفظ کند، درحالیکه آمریکا آن را بهمعنای بازگشایی کامل مسیر کشتیرانی میدانست. بااینحال، گلدنبرگ تأکید میکند مشکل اصلی مذاکره ضعیف نبود؛ بلکه تصمیم فاجعهبار و غیرضروری ترامپ برای آغاز جنگ بود.
این جنگ قیمت نفت را افزایش داده، به اقتصاد جهانی و غیرنظامیان منطقه آسیب زده، مهمات و سامانههای دفاع موشکی آمریکا را مصرف کرده، متحدان واشنگتن را از آن دور ساخته و اعتبار آمریکا را تضعیف کرده است. در مقابل، دستاورد روشنی به همراه نداشته است. تأسیسات هستهای ایران زیر آوار قرار گرفته، اما بازرسان به آنها دسترسی ندارند و محل حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا مشخص نیست؛ بنابراین امکان بازسازی برنامه و حرکت سریع ایران بهسوی بمب همچنان وجود دارد.
گلدنبرگ سه گزینه پیش روی آمریکا میبیند:
۱. دادن امتیازات گسترده به ایران: کاهش تحریمهای نفتی و بانکی و واگذاری بخشی از اهرمهای آمریکا در برابر بازگشایی تنگه و کاهش تنش. اما ایران پس از عبور از چهل روز جنگ، اعتماد اندکی به آمریکا دارد، خود را برخوردار از اهرم برتر میبیند و احتمالاً امتیازاتی مطالبه خواهد کرد که پذیرش آن برای ترامپ بسیار تحقیرآمیز باشد.
۲. افزایش فشار نظامی: ادامه بمباران، تحریم و اجبار تا زمان عقبنشینی ایران. گلدنبرگ این گزینه را بدتر میداند، زیرا تاکنون نتیجهای نداشته و میتواند آمریکا را وارد یک «جنگ همیشگی» دیگر کند. این مسیر خطر حمله بیشتر به نیروهای آمریکایی، ورود گستردهتر اسرائیل و وقوع جنگ منطقهای را افزایش میدهد. او طرحهایی مانند تغییر رژیم، تهاجم زمینی یا حمایت از جداییطلبان را نیز خیالپردازانه و عامل بیثباتی فاجعهبار میداند.
۳. سپردن ابتکار به کشورهای خلیج فارس: عربستان، امارات و قطر میتوانند با ایران درباره نظم امنیتی تازهای مذاکره کنند که شامل کاهش تنش، ادغام اقتصادی بیشتر ایران و کاهش حضور نظامی آمریکا باشد. اما این کشورها رویکرد واحدی ندارند و ممکن است هرکدام جداگانه با تهران توافق کنند. افزون بر آن، بحران اساساً میان آمریکا و ایران است و بدون امتیازات واشنگتن حل نخواهد شد. هر توافق احتمالی نیز ایران را در موقعیتی بهتر از پیش از جنگ قرار میدهد.
از نظر گلدنبرگ، محتملترین نتیجه، تبدیل بحران کنونی به «وضعیت عادی جدید» است: درگیریهای منظم ایران و آمریکا، حملات دورهای واشنگتن به برنامه هستهای ایران، کنترل نسبی تهران بر تنگه هرمز، حملات مداوم منطقهای، افزایش قیمت نفت و حضور نظامی طولانیتر آمریکا در خاورمیانه.
تنها نکته امیدوارکننده این است که اهرم هرمز دائمی نیست. کشورها بهمرور خطوط لوله، منابع انرژی و مسیرهای تجاری جایگزین ایجاد خواهند کرد؛ اما این فرایند ممکن است چند سال یا حتی یک دهه طول بکشد. تا آن زمان، کشورهای فاقد مسیر جایگزین احتمالاً ناچار خواهند شد مستقیماً با تهران توافق کنند.
جمعبندی گلدنبرگ این است که شاید فرسودگی ایران، آمریکا و کشورهای خلیج فارس سرانجام زمینه یک توافق را فراهم کند، اما نه در آینده نزدیک. منطقه وارد دورهای طولانی از بیثباتی شده است؛ بحرانی که کاملاً قابلاجتناب بود، اما اکنون هیچ راه خروج خوب و کمهزینهای از آن باقی نمانده است.https://jstreetdotorg.substack.com/p/there-are-no-good-options-left-on
Post #1299
1.03K