مقاومت و جنگ فرسایشی درازمدت
عبدی کلانتری( صفحه فیسبوک نویسنده)
امکان ندارد به تاریخ جمهوری اسلامی نگاه کنید و نبینید که از بدو تأسیس این پرسش مدام به شکلهای مختلف و در بزنگاههای گوناگون پیش نیامده باشد که، «برای اکنون و آیندهی ایران، کدامیک خطرناکتر است، غرب و اسرائیل یا اسلامگرایانِ به قدرت رسیده؟» معمولاً پاسخ «اصولی» این بوده که انتخاب ما محدود به این دو نیست، اینها هیچکدام خیر ایران را نمیخواهند، باید با هر دو مرزبندی داشت و با هر دو رزمید و الخ. پاسخهای اصولی فقط پرنسیپها و ارزشهای ما را منعکس میکنند اما تحلیل مشخص از شرایط مشخص به قصد ارزیابی و چارهیابیِ اضطراری نیستند. پرنسیپ شما میگوید کشورتان را به منافع بیگانه نفروشید و از آن طرف هم زیر بار ظلم و اختناق خودی نروید. نه آن و نه این!
÷
اما «بزنگاه تاریخی» یا به انگلیسی «جانکچر» مقتضیات خودش را دارد و شما به عنوان نیروی سیاسی یا تحلیگر سیاسی، حتا اگر در صحن عمل امکان بازیگری و عاملیت هم نداشته باشید، قطعاً توان تحلیل و ارزیابی و چارهجویی دارید. و چارهجوبی باید قابلیت عملی داشته باشد. بله، تخطی از اصول نباشد اما صرفاً در پهنهی اصول هم نماند به نحوی که دیگر تخیلی بنماید.
÷
از همان ابتدای تأسیس جمهوری اسلامی این سوال، آشکار یا به تلویح، مطرح بوده که «اینها کشور را به کجا میبرند؟» این روزها دکترین «جنگ نامتقارن و فرسایشی درازمدت» در محافل مقاومتی باز هم به عنوان چارهجوییِ استراتژیک برجسته شده؛ اما این دکترین از همان ابتدا فلسفهی وجودی نظامی بود که آیتالله خمینی تأسیس کرد. از همان ابتدا قرار نبود سکان به دست دولت موقت «لیبرال»های نهضت آزادی و ملیمذهبیهایی چون مهدی بازرگان، عباس امیرانتظام و ابوالحسن بنیصدر (نخستین رئیس جمهور) قرار بگیرد که «جادهصافکن امپریالیسم» (به قول حزب توده) محسوب میشدند.
÷
فقط امروز نیست که مقاومتیها علیه «دکترین جواد ظریف» و «تولههای هاشمی رفسنجانی» و «هستهای را بدیم بره» رجز میخوانند، این نزاع و خطوط استراتژیک و دعواهای جناحی ـــ میان سازش با غرب و نبرد با کفر تا قیامت ــ بخشی از هویتِ دورگه و دیانا جمهوری اسلامی بوده و هست. دیپلماسی و بدنهی بوروکراتیک و توسعهی صنعتی دست یکی، سلاح و موشک و توان دفاعی دست دیگری.
÷
ساختار قدرت دولتی در جمهوری اسلامی، ساختار تئوکراتیک/نظامی/ایدئولوژیک اسلامگرا و ضدغربی، در تضاد است با روابط اجتماعی تولید و انباشت سرمایه در ایران و جهان. اسلامگرایانِ مقاومتی «هردوانه» را میخواهند. هم خواهان نظام شیعیِ عدل علی علیه صهیونیسم و گسترش اسلامگرایی هستند و هم در طلبِ سود تجارت با سرمایهی جهانی! یکی با دیگری نمیخواند. سالهاست تاجران و سوداگران و کسبهی داخلی که رانت نفتی به جیب نمیزنند، و طبقهی متوسط به ستوه آمده، میان اصلاحطلبان داخلی از قماش روحانی/ ظریف/ پزشکیان و اپوزیسیون پهلویگرا دارد زیگزاک میکند چون این نظام را دشمن خودش و منافعش میبیند. نظام هم طبقهی متوسط «غربگرا» (بخوان معطوف به منفعت مادی و دلار) را مدام پس میزند و تحقیر میکند.
÷
دکترین «جنگ فرسایشی درازمدت» محصول اسلامگرایی رزمنده و مَهدیگرا است. دکترین بسیجیهای انقلابی ـــ انقلاب مَهدی ـــ است. این دکترین میگوید هیچ شکلی از سازش جایز نیست مگر به شکل موقت و تقیهمانند زیرا دشمن ذاتاً مکار و غیرقابل اعتماد است. آنقدر میرزمد تا مجبورش کنند جام زهر بنوشد و عقب بکشد. اما جام زهر نوشیدنش هم مصلحتی است نه تغییر استراتژی.
÷
مقاومتیها میگویند ما هیچ چارهای جز «مقاومت» نداریم، نظام جهانی این را به ما تحمیل کرده؛ اگر امتیاز بدهیم و یک گام عقب بکشیم آنها چند گام جلوتر میآیند. جنگ محتوم است. و ما آمادهایم! ایران را کربلا میکنیم اما تسلیم زور نمیشویم. این تصویر چقدر برای پروگرسیوهای غربی سکسی و رمانتیک است! بوم بوم تلآویو! برخی دوستان سکولار مثل حمید دباشی و بهروز قمری اسمش را گذاشتهاند «الاهیات آزادی اسلام» (بر قفای الاهیات آزادیبخش آمریکای لاتین که یک دکترین چپ بود.) من چنین باوری ندارم و در نقد این دیدگاه بارها نوشته و استدلال کردهام. این استراتژی مقاومتِ ضدامپریالیستی نیست؛ این متافیزیک مقاومتِ آخرالزمانی است.
÷
اما جنگ و صلح متافیزیک نیستند. زمانی باید رزمید و مقاومت کرد و زمانی که خطر مرتفع شد به نفع منافع مردم و کشور باید کنار آمد و سازش نمود. دکترین «جنگ فرسایشی دراز مدت» متافیزیک ذهنیت مهدیگراست، راه حل برونرفت از مخمصهی جنگ کنونی نیست. بله، زمانی که جمهوری اسلامی وسط مذاکرات دیپلماتیک، از سوی آمریکا مکارانه و به طور غیرقانونی (غیرقانونی طبق همان قوانین نظم حاکم جهانی) مورد تجاوز قرار گرفت، این حق و وظیفهی قانونیاش بود در برابر تهاجم و تجاوز دو قدرت اتمی دست به مقاومت بزند.
Post #1262
559
- 👍 1
- 👎 1