داشتم تبلیغ تور یک هتل را میدیدم؛ هتل هم از قضا در کویری در ایران بود. پیشنهادش بد نبود، تصاویرش هم وسوسهکننده بود و داشتم با علاقه نگاه میکردم که ناگهان متوجه شدم دیگر چندان حواسم به خود هتل نیست. بیشتر انرژی ذهنیام صرف ترجمه همزمان حرفهای گوینده شده بود؛ از فارسی به فارسی.
هر چند ثانیه یک کلمه انگلیسی از راه میرسید. «آوتدور» داشت. کمی فکر کردم و فهمیدم منظور همان حیاط و فضای بیرونی است. بعد رسیدیم به «لیوینگروم»؛ همان اتاق نشیمن خودمان که ظاهراً اگر اسمش را فارسی بگویی بخشی از کیفیتش را از دست میدهد. بعد «پنل» آمد؛ پنلی برای تنظیم گرما و سرما. البته این یکی دستکم یک ابزار مشخص بود، اما باز هم نحوه گفتنش جوری بود که انگار اگر میگفتند «کنترل دمای اتاق»، شأن تکنولوژیک هتل پایین میآمد. کمی بعد هم «سویمینگپول» ظاهر شد. استخر دیگر ظاهراً بهتنهایی جواب نمیداد؛ آب همان آب بود، اما حتماً باید در «سویمینگپول» شنا میکردیم، نه در استخر.
اینجا دیگر برایم موضوع از چند واژه انگلیسی فراتر رفت. با خودم فکر کردم چه اتفاقی افتاده که حیاط دیگر نمیتواند حیاط باشد؟ چه زمانی اتاق نشیمن به «لیوینگروم» ارتقا پیدا کرده و استخر برای حفظ شأن خود نیازمند عنوان «سویمینگپول» شده است؟ شاید اگر میگفتند «هتل حیاط، اتاق نشیمن و استخر دارد»، زیادی معمولی به نظر میرسید. ولی وقتی همه اینها به آوتدور و لیوینگروم و سویمینگپول تبدیل میشوند، آدم احساس میکند شاید برای ورود به هتل هم باید از بخش مهاجرت عبور کند.
کمکم به نظرم رسید که این کلمات خودشان بخشی از امکانات هتلاند. هر واژه انگلیسی انگار یک ستاره دیگر به مجموعه اضافه میکند. حیاط، حیاط است؛ ولی آوتدور لابد چهارستاره است. نشیمن اگر نشیمن باشد، جایی است که آدم مینشیند؛ اما اگر لیوینگروم شود، احتمالاً باید روی مبلش شیکتر بنشینی. استخر هم تا وقتی استخر است، آدم در آن شنا میکند؛ وقتی سویمینگپول شد، شنا هم باید کمی اینترنشنالتر باشد. حتی تنظیم دمای اتاق هم اگر با «پنل» انجام شود، انگار دیگر صرفاً گرم و سردکردن نیست؛ بخشی از یک تجربه مدرن است.
مسئله البته مخالفت با کلمات خارجی نیست. زبان همیشه وام میگیرد و فارسی هم پر از واژههایی است که روزگاری از زبان دیگری آمدهاند و امروز دیگر کسی متوجه خارجیبودنشان نمیشود. چیزی که توجهم را جلب میکرد، استفاده نمایشی از انگلیسی دقیقاً در جاهایی بود که هیچ نیاز ارتباطی جدی به آن وجود نداشت. «سویمینگپول» هیچ اطلاعات بیشتری از «استخر» نمیدهد و «لیوینگروم» هم اتاق دیگری پشت اتاق نشیمن پنهان نکرده است. خود انگلیسیبودن واژه است که قرار است یک معنای اضافه تولید کند.
آن معنای اضافه هم چندان پنهان نیست: مدرنبودن، لوکسبودن، جهانیبودن و کمی هم فاصلهگرفتن از امر معمولی. تبلیغ فقط یک اتاق و استخر نمیفروشد؛ یک تصویر از زندگی میفروشد. «نشیمن» متعلق به خانه است، اما «لیوینگروم» متعلق به کاتالوگ. «حیاط» ممکن است آدم را یاد خانه مادربزرگ، باغچه و تخت چوبی بیندازد؛ ولی «آوتدور» جایی است که باید در آن قهوه دستت باشد، عینک آفتابی زده باشی و ترجیحاً کسی همان لحظه از تو عکس بگیرد. استخر هم جایی است که بچهها در آن آببازی میکنند؛ «سویمینگپول» لابد جایی است که باید حوله سفید، صندلی آفتابگیر و یک لیوان رنگی هم در قاب باشد.
Post #1119
3.88K
- 👍 71
- ❤ 6
- 👏 5
- 💯 1