در روزها و هفتههای گذشته، هر بار از ضرورت دستیابی ایران به بازدارندگی هستهای، انجام آزمایش، تدوین دکترین و توسعه قابلیت «ضربه دوم» سخن گفته شد، شماری از چهرههای سیاسی و امنیتی همان پاسخ آشنا را تکرار کردند: این یک «تله شناختی» است؛ آمریکا میخواهد ایران را به مسیری بکشاند که بهانه جنگ و حمله را فراهم کند. در این تحلیل، مسئله اصلی نه محاسبه هزینه و فایده جنگ برای مهاجم، بلکه فراهمنکردن بهانه برای او بود؛ گویی عامل تعیینکننده در تصمیم به حمله، داشتن بهانه است، نه توانایی طرف مقابل در تحمیل هزینه.
اکنون که بار دیگر در آستانه تحولات مهم قرار گرفتهایم، باید حاصل این تجویز راهبردی را پرسید: آیا بدون حرکت بهسوی آن بازدارندگی، خطر حمله از ایران دفع شد؟ آیا ندادن «بهانه» توانست تهدید را مهار کند؟ یا امروز، بیآنکه آن ظرفیت بازدارنده را ایجاد کرده باشیم، همچنان بیپناه در آستانه درگیری دیگری ایستادهایم؟
پرسش من دقیقاً همین است: آنچه «پرهیز از تله شناختی» نامیده میشد، در عمل اراده مهاجم را محدود کرد یا گزینههای ایران را؟ تشخیص تله، زمانی فضیلت راهبردی است که به کاهش آسیبپذیری بینجامد؛ وگرنه، برای بیپناهی هم میتوان نامی تخصصی و پرطمطراق پیدا کرد.
Post #1118
1.61K
- 👍 52
- ❤ 8
- 👎 5
- 😁 1