TGViewer
چکیده‌ها و گزیده‌های کتاب‌ها چکیده‌ها و گزیده‌های کتاب‌ها @chekide_ha · 1.27K subscribers
Post #1897 53
📚 درآمدی بر فلسفه‌ی علم | ❤️ ۷۲/۶٨


چالش تجربه‌گرایی و کشاکش با طبیعت‌گرایی و واقع‌گرایی

تجربه‌گرایی (Empiricism) بنابر سنت می‌گوید سرچشمه‌ی شناخت ما از جهان (World) تجربه است. طبیعت‌گرایی (Naturalism) می‌گوید که ما تنها می‌توانیم امیدوار باشیم که مسأله‌های فلسفی را، شامل مسأله‌های شناخت‌شناسی، از راه بررسی آن‌ها در چارچوب تصویر علمی‌ای که از خودمان و جایگاه‌مان در جهان داریم، حل کنیم. واقع‌گرایی علمی (Scientific Realism) می‌گوید که علم می‌تواند به شیوه‌ای معقول به توصیف ساختار جهان، شامل ساختار مشاهده‌ناپذیر آن، بپردازد. بنابراین، چرا ما نتوانیم به هر سه این دیدگاه‌ها در یک زمان باور داشته باشیم؟ اشکال کار کجاست؟

عمده‌ی مشکل از جانب تجربه‌گرایی برمی‌خیزد. تجربه‌گرایی سنتی اغلب مسحور تصویری از ذهن بوده است که آن را هم‌چون پرده‌نشینی در پس پرده‌ی تصورات یا احساسات بازمی‌نماید. اگر تنها چیزی که ما به آن دسترس داریم، همین تجربه‌ی حسی ماست، پس بخت ما برای تشکیل باورهای موجه درباره‌ی آنچه در بیرون از این پرده قرار دارد چه اندازه است؟ تندروترین شکل تجربه‌گرایی حتی انکار می‌کند که بتوان درباره‌ی آنچه ممکن است در بیرون از قلمرو تجربه قرار داشته باشد، به شیوه‌ای معنادار سخن گفت یا اندیشید. وانگهی، حتی از دیدگاه تجربه‌گرایی میانه‌روتر نیز بسیار دشوار است دید که چگونه تجربه به تنهایی می‌تواند فرضیه‌ای را درباره‌ی ساختار نهفته در پس پرده‌ی تجربه تأیید کند. از اینجا این وسوسه در تجربه‌گرایان پیدا می‌شود که به علم چونان امری بنگرند که تنها با الگوهای موجود در تجربه یا الگوهای موجود در قلمرو قابل‌مشاهده سر و کار دارد.

در سال‌های اخیر، کشاکش میان واقع‌گرایی و تجربه‌گرایی اغلب تحت عنوان عدم تعین نظریه به وسیله‌ی شواهد (Underdetermination of Theory by Evidence) محل بحث بوده است. تجربه‌گرایان استدلال می‌کنند که همواره مجموعه‌ای از نظریه‌های بدیل یافت می‌شود که با همه‌ی شواهد فعلی ما سازگار است. بنابراین، ما هرگز نمی‌توانیم دلیل‌های تجربی معتبری به دست دهیم برای آنکه یک نظریه را برتر از نظریه‌های بدیل دیگر بشناسیم و آن را هم‌چون نظریه‌ای که ساختار واقعی جهان را بازمی‌تاباند، بینگاریم. اگر ما دلیل‌های تجربی‌ای به سود ترجیح نظریه‌ای بر دیگر نظریه‌ها در دست نداریم، پس اصلاً هیچ دلیلی نداریم.

رابطه‌ی میان تجربه‌گرایی و طبیعت‌گرایی همیشه هم سازگار نیست، زیرا فلسفه‌های تجربه‌گرایانه اغلب ساختاری بنیان‌انگارانه دارند. بسیاری از تجربه‌گرایان بر این باورند که اگر ما تنها به تصورها و تجربه‌های خود دسترسی مستقیم داریم، پس لازم است که هنگام پروراندن نظریه‌ای فلسفی در باب شناخت، شالوده‌ی کار خود را همان تصورها و تجربه‌ها قرار دهیم و کار خود را از آنجا آغاز کنیم. ولی بر طبق طبیعت‌گرایی، اندیشه‌ی شالوده قرار دادن تصورها و تجربه‌های حسی و کار کردن در این محدوده و پروراندن نظریه، خطای بزرگی است.


📚 درآمدی بر فلسفه‌ی علم: پژوهشی در باب یک‌صد سال مناقشه بر سر چیستی علم
✍️ پیتر گادفری-اسمیت
🌐 نواب مقربی

✈️ @Chekide_ha
  • 👍 3
  • 👌 3
More from @chekide_ha
  1. Oct 13, 2026📚 درآمدی بر فلسفه‌ی علم | ❤️ ۷۲/٧٠ آینده‌ی فلسفه‌ی علم: آخرین کشاکش‌ها این کتاب سفری بوده…
  2. Oct 12, 2026📚 درآمدی بر فلسفه‌ی علم | ❤️ ۷۲/۶٩ تجربه‌گرایی اصلاح‌شده: عبور از سنت به توصیف روایت اصلا…
  3. Oct 11, 2026📚 درآمدی بر فلسفه‌ی علم | ❤️ ۷۲/۶٧ سه‌گانه‌ی علم؛ تلاش برای آشتی تجربه‌گرایی، طبیعت‌گرایی…
  4. Oct 11, 2026📚 درآمدی بر فلسفه‌ی علم | ❤️ ۷۲/۶۶ مسأله‌ی سبزآب گودمن و مداخله‌ی مشاهده در شواهد اکنون ب…
  5. Oct 10, 2026📚 درآمدی بر فلسفه‌ی علم | ❤️ ۷۲/۶۵ مسأله‌ی کلاغ‌های سیاه و نقش روش‌های کار در تأیید نظریه…
  6. Oct 10, 2026📚 درآمدی بر فلسفه‌ی علم | ❤️ ۷۲/۶۴ مسأله‌ی سبزآب گودمن و پیوند آن با واقع‌گرایی علمی هم ا…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →