📚 درآمدی بر فلسفهی علم | ❤️ ۷۲/۶۶
مسألهی سبزآب گودمن و مداخلهی مشاهده در شواهد
اکنون به مسألهی سبزآب (Grue) گودمن میپردازیم. این مسأله دشوارتر است، زیرا باور من بر این است که مسألهی سبزآب، مسألههای گوناگون بسیاری از جمله خود مسألهی سادگی (Simplicity) را بایکدیگر درهم میآمیزد. بگذارید وارسی استنتاجهای برآمده از نمونهها را با کاربست روشهای آماری (Statistical Methods) ادامه دهیم. این روشها میتوانند بسیار نیرومند باشند، ولی تنها هنگامی میتوانند به کار روند که پارهای فرضها دربارهی اوضاع و احوال آزمون در دست باشد. یکی از جاهایی که این روشها را به شیوهای ساده نمیتوان به کار برد، هنگامی است که عمل مشاهده یا گردآوری دادهها اشیای خاص مورد مشاهده را به شیوهای که مربوط به مسألهی مورد بحث است تغییر میدهد. در پارهای موردها، با در نظر گرفتن تأثیرهای مشاهده و گردآوری دادهها میتوان بر این مشکل فایق آمد و این کاستی را جبران کرد. ولی برای این منظور به اندازهگیریهای ویژهای نیاز هست.
زمردهای گودمن را در نظر بگیرید. فرض کنید میخواهیم بر پایهی مشاهدهی نمونهبرداری تصادفیای از زمردها استنتاجهایی دربارهی همهی زمردها به دست دهیم. ولی اگر عمل گردآوری یا مشاهدهی زمردهای تک و جدا، رنگ آنها را تغییر دهد، این روش با مشکل روبهرو میشود. در یک همچو موردی، استنتاج سادهی رنگ زمردهای مشاهدهنشده بر پایهی رنگ این گروه نمونه از زمردها قابل اعتماد نیست. شیء سبزآب چیزی نیست که رنگ آن در زمانی معین تغییر کند. شیء سبزآب چیزی است که نخستینبار پیش از سال ۲۰۱۰ مشاهده شده و سبز باشد یا پیش از سال ۲۰۱۰ مشاهده نشده و آبی باشد.
برای آنکه مطلب را سادهتر کنیم، فرض کنید همهی زمردهای مشاهدهشدهی پیشین ما در این نمونهبرداری حاضر باشند. بنابراین، ما تودهی انباشتهای از زمردها را داریم که همگی سبزآباند. عمل قرار دادن زمردها در نمونهبرداری یا گروه نمونهبرداریشده از لحاظ فیزیکی تغییری در آنها پدید نمیآورد، ولی چیز مربوط دیگری در آنها روی میدهد که به شرح زیر است: اگر آن زمردهای خاص پیش از سال ۲۰۱۰ مشاهده نشده باشند، آنگاه دیگر سبزآب نخواهند بود. گذشته از این، آن زمردها سبزند و آن زمردهای سبزی که هیچگاه پیش از سال ۲۰۱۰ مشاهده نشده باشند، سبزآب به شمار نمیروند. بنابراین، سبزآب بودن هر شیء بستگی دارد، هر چند به شیوهای مفهومی عجیب و غریب، به این که آیا آن شیء پیش از زمان معینی مشاهده شده است یا نه.
به بیان گذرا، زمردها در گروه نمونهبرداریشدهی بالا از لحاظ سبزآب بودن یا نبودن تحت تأثیر این امر واقع هستند که پیش از زمان حاضر مشاهده شدهاند یا نه. ولی این امر به معنای آن است که ما نمیتوانیم سبزآب بودن زمردهای نمونهبردارینشده را از زمردهای نمونهبرداریشده استنتاج کنیم. ما نمیتوانیم چنین استنتاجی کنیم، برای اینکه فراروند مشاهده - به شیوهای عجیب - در خصیصههای اشیای موجود در گروه نمونهبرداریشده مداخله کرده است. البته این مشکل اگر بخواهیم سبز بودن را از گروه نمونهای از زمردها استنتاج کنیم پدیدار نمیشود و تنها هنگامی پدیدار میشود که بخواهیم سبزآب بودن را از آن گروه نمونه استنتاج کنیم.
مسألهی سبزآب یا این جنبه از مسألهی سبزآب، روایت فلسفی عجیبی از مسألهای آشنا در روششناسی آماری در علم است. این مسأله خویشاوند چیزی است که آن را متغیر مداخلهگر (Confounding Variable) مینامند. اصطلاح سبزآب گودمن، به یک معنا، مشاهده یا نمونهبرداری را به متغیری مداخلهگر تبدیل میکند. این اندیشه را فرانک جکسون نیز به شیوهای مشابه پیشنهاد کرد، بیآنکه راهحل خود را به روشهای آماری یا مفهوم متغیر مداخلهگر پیوند دهد.
اندیشهای که در اینجا میخواهم دوباره بر آن پای بفشرم، اهمیت تمرکز بر روی روشهای کار (Methods of Procedure) در تفکر دربارهی شواهد است. یک مشاهدهی خاص تنها هنگامی شاهد به شمار میرود که در روش کار مناسب خود گنجانده شده باشد. این دیدگاه نشان میدهد که تأیید نظریهها در علم به شدت به روشهای کاری وابسته است که در آنها دادهها گردآوری و تحلیل میشوند.
📚 درآمدی بر فلسفهی علم: پژوهشی در باب یکصد سال مناقشه بر سر چیستی علم
✍️ پیتر گادفری-اسمیت
🌐 نواب مقربی
✈️ @Chekide_ha
Post #1895
57
- 👍 4
- 👌 2