📚 درآمدی بر فلسفهی علم | ❤️ ۷۲/۶۴
مسألهی سبزآب گودمن و پیوند آن با واقعگرایی علمی
هم اکنون به مسألهی سبزآب (Grue) گودمن میپردازیم. این مسأله دشوارتر است، زیرا باور من بر این است که مسألهی سبزآب، مسألههای گوناگون بسیاری از جمله خود مسألهی سادگی را بایکدیگر درهم میآمیزد. بگذارید در این مورد نیز وارسی استنتاجهای برآمده از نمونهها را با کاربست روشهای آماری ادامه دهیم. این روشها میتوانند بسیار نیرومند باشند، ولی تنها هنگامی میتوانند به کار روند که پارهای فرضها دربارهی اوضاع و احوال آزمون در دست باشد. یکی از جاهایی که این روشها را به شیوهای ساده نمیتوان به کار برد، هنگامی است که عمل مشاهده یا گردآوری دادهها اشیای خاص مورد مشاهده را به شیوهای که مربوط به مسألهی مورد بحث است تغییر میدهد. در پارهای موردها، با در نظر گرفتن تأثیرهای مشاهده و گردآوری دادهها میتوان بر این مشکل فایق آمد و این کاستی را جبران کرد. ولی برای این منظور به اندازهگیریهای ویژهای نیاز هست.
زمردهای گودمن را در نظر بگیرید. فرض کنید میخواهیم بر پایهی مشاهدهی نمونهبرداری تصادفیای از زمردها استنتاجهایی دربارهی همهی زمردها به دست دهیم. ولی اگر عمل گردآوری یا مشاهدهی زمردهای تک و جدا، رنگ آنها را تغییر دهد، این روش با مشکل روبهرو میشود. در یک همچو موردی، استنتاج سادهی رنگ زمردهای مشاهدهنشده بر پایهی رنگ این گروه نمونه از زمردها قابل اعتماد نیست. شیء سبزآب چیزی نیست که رنگ آن در زمانی معین تغییر کند. شیء سبزآب چیزی است که نخستینبار پیش از سال ۲۰۱۰ مشاهده شده و سبز باشد یا پیش از سال ۲۰۱۰ مشاهده نشده و آبی باشد. بنابراین، نمونهبرداری از زمردهای سبزآب را با ملاحظهی این نکته در نظر آورید.
برای آنکه مطلب را سادهتر کنیم، فرض کنید همهی زمردهای مشاهدهشدهی پیشین ما در این نمونهبرداری حاضر باشند. بنابراین، ما تودهی انباشتهای از زمردها را داریم که همگی سبزآباند. عمل قرار دادن زمردها در نمونهبرداری یا گروه نمونهبرداریشده از لحاظ فیزیکی تغییری در آنها پدید نمیآورد، ولی چیز مربوط دیگری در آنها روی میدهد که به شرح زیر است: اگر آن زمردهای خاص پیش از سال ۲۰۱۰ مشاهده نشده باشند، آنگاه دیگر سبزآب نخواهند بود. گذشته از این، آن زمردها سبزند و آن زمردهای سبزی که هیچگاه پیش از سال ۲۰۱۰ مشاهده نشده باشند، سبزآب به شمار نمیروند. بنابراین، سبزآب بودن هر شیء بستگی دارد، هر چند به شیوهای مفهومی عجیب و غریب، به این که آیا آن شیء پیش از زمان معینی مشاهده شده است یا نه. به بیان گذرا، زمردها در گروه نمونهبرداریشدهی بالا از لحاظ سبزآب بودن یا نبودن تحت تأثیر این امر واقع هستند که پیش از زمان حاضر مشاهده شدهاند یا نه. ولی این امر به معنای آن است که ما نمیتوانیم سبزآب بودن زمردهای نمونهبردارینشده را از زمردهای نمونهبرداریشده استنتاج کنیم. این مشکل تنها هنگامی پدیدار میشود که بخواهیم سبزآب بودن را از آن گروه نمونه استنتاج کنیم.
مسألهی سبزآب یا این جنبه از مسألهی سبزآب، روایت فلسفی عجیبی از مسألهای آشنا در روششناسی آماری در علم است. این مسأله خویشاوند چیزی است که آن را متغیر مداخلهگر (Confounding Variable) مینامند. اصطلاح سبزآب گودمن، به یک معنا، مشاهده یا نمونهبرداری را به متغیری مداخلهگر تبدیل میکند.
واقعگرایی علمی (Scientific Realism) با این دیدگاهها پیوند دارد، زیرا این دیدگاه فرض میکند که نظریههای علمی میتوانند بازنماییهای دقیقی از جهان واقعی ارائه دهند. بیزگروی، هنگامی که در چارچوب طبیعتگرایی قرار میگیرد، میتواند به این هدف کمک کند، ولی تنها در صورتی که با روشهای کاری مناسب و معیارهای گوناگون مانند سادگی و قدرت تبیینی همراه شود.
📚 درآمدی بر فلسفهی علم: پژوهشی در باب یکصد سال مناقشه بر سر چیستی علم
✍️ پیتر گادفری-اسمیت
🌐 نواب مقربی
✈️ @Chekide_ha
Post #1893
67
- 👍 4
- 👌 2