📚 درآمدی بر فلسفهی علم | ❤️ ۷۲/۶۵
مسألهی کلاغهای سیاه و نقش روشهای کار در تأیید نظریهها
نظریههای مربوط به تأیید (Confirmation) در فلسفهی علم (Philosophy of Science) با چالشهایی مانند مسألهی کلاغهای سیاه (Raven Paradox) و مسألهی سبزآب گودمن (Goodman’s Grue Problem) روبهرو بودهاند. این مسائل به ما کمک میکنند تا درک بهتری از نحوهی کار شواهد در علم به دست آوریم. بگذارید ابتدا به مسألهی کلاغهای سیاه بپردازیم. این مسأله به این پرسش میپردازد که چگونه مشاهدهی کلاغهای سیاه میتواند فرضیهی «همهی کلاغها سیاهاند» را تأیید کند.
همپل گمان میکرد که تعمیمهای کلی را همیشه نمونههای جزئی آن تعمیمها تأیید میکنند، ولی این دیدگاه خطاست. تأیید (Confirmation) یا تقویت نظریه تنها هنگامی وجود دارد که روشهای کار (Methods of Procedure) بنیادی آن از نوع صحیح باشد. برای نمونه، اگر ما در نمونهبرداری تصادفیای از کلاغها کلاغ سیاهی را مشاهده کنیم، این مشاهده آگاهیدهنده است. کلاغ سیاه در اینجا تنها یک نقطهی داده (Data Point) است، ولی این نقطهی داده بخشی از نمونهبرداریای است که میتواند به پرسشهای ما پاسخ دهد. ولی همین کلاغ سیاه اگر در نمونهبرداریای از چیزهای سیاه پدیدار شود، هیچ آگاهیای دربارهی مسألهی عام و خاص کلاغها به ما نمیدهد؛ هیچ راهی یافت نمیشود که با آن بتوان یک همچو نمونهبرداریای را در حل هر یک از آن دو مسأله به کار برد. بنابراین، روشهای کار نقش اساسی دارند؛ یک مشاهدهی خاص تنها هنگامی شاهد به شمار میرود که در روش کار مناسب خود گنجانده شده باشد.
برای روشنتر شدن این موضوع، فرض کنید ما یک کفش سفید را در نمونهبرداری تصادفیای از چیزهایی که کلاغ نیستند مشاهده کنیم. این مشاهده میتواند به ما بگوید که کفش سفید کلاغ نیست و بنابراین به فرضیهی «همهی کلاغها سیاهاند» کمک کند، هر چند به شیوهای غیرمستقیم. اما اگر همین کفش سفید در نمونهبرداریای از چیزهای سفید پدیدار شود، هیچ اطلاعاتی دربارهی کلاغها به ما نمیدهد، زیرا روش کار در اینجا به مسألهی موردنظر ما ربطی ندارد. همین امر در مورد مشاهدهی کلاغهای سیاه نیز صادق است. اگر ما در نمونهبرداری تصادفیای از کلاغها کلاغ سیاهی را مشاهده کنیم، این مشاهده آگاهیدهنده است. ولی اگر همین کلاغ سیاه در نمونهبرداریای از چیزهای سیاه پدیدار شود، هیچ آگاهیای دربارهی مسألهی عام و خاص کلاغها به ما نمیدهد. گمان میکنم این امر دربارهی شواهد (Evidence) و تأیید واقعیتی عام و فراگیر است.
جالب توجه آن که این امر در مورد روابط قیاسی صادق نیست. مشاهدهی یک کلاغ سیاه، این فرضیه را که هیچ کلاغی سیاه نیست، صرفنظر از روش کاری که مشاهده بر پایهی آن استوار شده، ابطال میکند. هر چند قیاس همیشه مقام ویژهای دارد.
📚 درآمدی بر فلسفهی علم: پژوهشی در باب یکصد سال مناقشه بر سر چیستی علم
✍️ پیتر گادفری-اسمیت
🌐 نواب مقربی
✈️ @Chekide_ha
Post #1894
63
- 👍 4
- 👌 2