📚 درآمدی بر فلسفهی علم | ❤️ ۷۲/۶٩
تجربهگرایی اصلاحشده: عبور از سنت
به توصیف روایت اصلاحشدهای از تجربهگرایی (Empiricism) میپردازم. استدلال در این باره در دو مرحله پیش میرود. مرحلهی نخست بحث فلسفی کلیای است که با شناختشناسی (Epistemology) بهطور کلی سر و کار دارد. مرحلهی دوم با تجربهگرایی چونان دیدگاهی دربارهی علم (Science) سر و کار دارد.
تجربهگرایان (Empiricists) و بسیاری دیگران تصویری را به کار میبرند که در آن ذهن در پس پردهای از تصورات محبوس و محدود است. در این تصویر، ذهن تنها به احساسات و اندیشههای خود دسترس دارد و بیهوده تلاش میکند که به جهان فرضی بیرون از خود دست یابد. بسیاری فیلسوفان هماکنون همداستاناند که این تصویر گمراهکننده است. البته این دیدگاه خویشاوندانی دارد و به سادگی امکان دارد هنگام اندیشیدن بهطور کلی دربارهی نقش تجربه در رهنمون کردن باورها و هم هنگام اندیشیدن دربارهی علم، دوباره به آن فروغلتید. فلسفهی علم اغلب هنگام بروز مشکل چندان به این تصویر متوسل شده است که دیگر حاجت به بیان نیست. فروغلتیدن به تصویری که ما در آن دو لایه یا دو طبقه را در جهان جدا بشناسیم، دشوار نیست. یک طبقه در دسترس ماست و آشنا، طبقهی تجربهها و امور مشاهدهشدنی. قلمرو دیگر دسترسناپذیر، رازآلود، فرضشده و در پردهای از ابهام است.
بنابراین، چگونه میبایست به توصیف تجربهگرایی اصلاحشده (Revised Empiricism) پرداخت؟ تجربهگرایی اصلاحشده تلاش میکند تا از مشکلات تجربهگرایی سنتی، مانند عدم توجه به تاریخ و جامعه، عبور کند. تجربهگرایان سنتی اغلب مسحور تصویری از ذهن بودهاند که آن را همچون پردهنشینی در پس پردهی تصورات یا احساسات بازمینماید. اگر تنها چیزی که ما به آن دسترس داریم، همین تجربهی حسی ماست، پس بخت ما برای تشکیل باورهای موجه دربارهی آنچه در بیرون از این پرده قرار دارد چه اندازه است؟ تندروترین شکل تجربهگرایی حتی انکار میکند که بتوان دربارهی آنچه ممکن است در بیرون از قلمرو تجربه قرار داشته باشد، به شیوهای معنادار سخن گفت یا اندیشید.
در تجربهگرایی اصلاحشده، این تصویر گمراهکننده کنار گذاشته میشود. به جای آن، علم به مثابهی فرایندی دیده میشود که در آن باورها از طریق مشاهده (Observation) و تعامل با جهان شکل میگیرند، اما نه بهگونهای که صرفاً به تجربههای حسی محدود باشد. تجربهگرایی اصلاحشده به تاریخ علم و نقش عوامل اجتماعی در شکلگیری دانش علمی توجه دارد. این دیدگاه میپذیرد که علم تنها به تجربههای فردی وابسته نیست، بلکه از طریق روشهای کاری پیچیدهای که شامل تعاملات اجتماعی، آزمایشها و مدلسازی است، پیش میرود.
طبیعتگرایی (Naturalism) در این چارچوب نقش مهمی ایفا میکند. بر طبق طبیعتگرایی، مسألههای فلسفی، شامل مسألههای شناختشناسی، باید در چارچوب تصویر علمیای که از خودمان و جایگاهمان در جهان داریم، بررسی شوند. این دیدگاه با بنیانانگارانه بودن تجربهگرایی سنتی مخالف است، که تصورها و تجربههای حسی را شالودهی شناخت میداند. در عوض، تجربهگرایی اصلاحشده از طبیعتگرایی بهره میبرد تا علم را به مثابهی فعالیتی چندوجهی ببیند که در آن شواهد (Evidence) از راههای گوناگون، از جمله مشاهده، آزمایش و استدلال نظری، گردآوری میشود.
این دیدگاه همچنین با واقعگرایی علمی (Scientific Realism) سازگار است. واقعگرایی علمی میگوید که علم میتواند به شیوهای معقول به توصیف ساختار جهان، شامل ساختار مشاهدهناپذیر آن، بپردازد. تجربهگرایی اصلاحشده، با کنار گذاشتن محدودیتهای تجربهگرایی سنتی، امکان میدهد که علم به ساختارهای نهفتهی جهان دست یابد، به شرط آنکه این دستیابی از طریق روشهای علمی معتبر انجام شود.
چه فرق است میان علم و تلاشهایی که برای فهم جهان بر پایهی بنیادگروی دینی (Religious Fundamentalism) به انجام میرسند؟ تجربهگرایان اصلاحشده پاسخی ساده و قانعکننده ارائه میکنند: وجه تمایز علم این است که علم فرایندی است که در آن باورها به واسطهی مشاهده تشکیل میشوند. اندیشهها نهتنها بر حسب سرچشمههایشان، که همچنین بر حسب نحوهی بیرون آمدن از بوتهی آزمون، ارزیابی و بررسی میشوند. علم آزاداندیش، ضد استبداد و اقتدار فکری و انعطافپذیر است.
📚 درآمدی بر فلسفهی علم: پژوهشی در باب یکصد سال مناقشه بر سر چیستی علم
✍️ پیتر گادفری-اسمیت
🌐 نواب مقربی
✈️ @Chekide_ha
Post #1898
58
- 👍 4
- 👌 2