📚 درآمدی بر فلسفهی علم | ❤️ ۷۲/۳۱
پیدایش برنامهی نیرومند و تبیین اجتماعی علم
جامعهشناسی علم دگرگون شد، توسعه پیدا کرد و در دههی ۱۹۷۰ به اوج رسید. در این دوره، محک و معیاری هست که بر پایهی آن کار جامعهشناسی قدیم از جدید اغلب جدا شناخته میشود. کار قدیمتر خواستار آن بود که ساختار اجتماعی و جایگاه اجتماعی علم را چونان کل توصیف کند، ولی تلاش نمیکرد باورهای اجتماعی خاص را از دیدگاه جامعهشناسانه توضیح دهد. در رهیافت جدیدتر، جامعهشناسان تلاش کردهاند روشهای جامعهشناسانه را در توضیح اینکه چرا دانشمندان چنین و چنان باورها را دارند، چرا دانشمندان چنین و چنان رفتار میکنند و اینکه چگونه تفکر و عمل علمی طی زمان دگرگون میشود، به کار برند.
مشهورترین طرح در این شکل نوین از جامعهشناسی علم، برنامهی نیرومند (Strong Programme) در جامعهشناسی شناخت علمی است. این طرح را گروهی میانرشتهای که کانون فعالیت آنان در ادینبوروی اسکاتلند بود، در دههی ۱۹۷۰ پی افکندند و پیشآهنگان آن تا اندازهای بری بارنز و دیوید بلور بودند. اندیشهی اصلی و اساسی برنامهی نیرومند، اصل تقارن (Symmetry Principle) است. اصل تقارن میگوید که هر گونهای از باورها و رفتارها را میبایست با کاربست تبیینهایی یکی و همان بررسی کرد، بهویژه ما نباید تبیینهای یکسره متفاوتی به دست دهیم دربارهی باورهایی که گمان میکنیم صادقاند و باورهایی که گمان میکنیم کاذباند. ارزیابی خود ما از هر اندیشهای نمیبایست بر نحوهی تبیین ما از تاریخ و نقش اجتماعی آن اندیشه اثر بگذارد.
هنگامی که اصل تقارن را دربارهی علم به کار بندیم، به ما میگوید که باورهای علمی حاصل همان گونههای کلی نیروهایی است که باورهای دیگر را پدید میآورند. دانشمندان طبقهی ویژهای از اندیشمندان ناب بیطرف نیستند که به چیزی جز دادههای واقعی و منطق توجه نمیکنند. مردمان از هر طبقه و از هر صنف در جامعههایی زندگی میکنند که هنجارهای پذیرفتهشدهی محلی و اجتماعیای برای تنظیم و ترتیب دادهها دارند، یعنی هنجارهایی برای تأیید دادهها، هنجارهایی برای اعمال مخالفت و هنجارهایی برای پی بردن به اینکه به چه کسی باید گوش فراداد و چه کسی را باید نادیده انگاشت. این هنجارها غالباً عادتهایی ظریف و نامحسوساند، نه قاعدههایی که آشکارا بیان گردند.
دانشمندان مردمانی هستند که در گونهای نامعمول از جامعهی محلی زندگی میکنند. صفتهای مشخصهی این جامعه عبارتاند از اعتبار بالا، آموزش و پرورش طولانی، پذیرش دیریاز، دست زدن به انتخابهای بدآوازه و پرداختن به سرگرمیهای پرهزینه. ولی برطبق دیدگاه جامعهشناسان، جامعهی علمی با این حال جامعهای است که در آن هنجارهایی که آفریدهی دست آدمیزادهاند و در کنش و واکنش اجتماعی رعایت میشوند، باورها را برقرار و از آنها حمایت میکنند. دانشمندان اغلب به باورهایی که در جامعههای دیگر یافت میشوند، با دیدهی تحقیر مینگرند، ولی این نگاه تحقیرآمیز بخشی از هنجارهای محلی جامعهی علمی است. این خود یکی از قاعدههای بازی است.
در نتیجه، ما میبایست این نکته را تشخیص دهیم که آن نوع عاملهایی که توضیح میدهند چرا دانشمندان به این باور میرسند که ژنها از دیانای ساخته شدهاند، همان نوع عاملهایی هستند که در توضیح و تبیین این امر به کار میروند که چگونه جامعههای دیگر به باورهایی بسیار متعدد و متنوع میرسند. برنامهی نیرومند با تأکید بر این دیدگاه، تلاش کرد تا علم را از جایگاه ویژهای که در فلسفهی سنتی بهعنوان فعالیتی صرفاً عقلانی و منطقی دیده میشد، خارج کند و آن را بهعنوان فعالیتی اجتماعی مورد بررسی قرار دهد که تحت تأثیر همان نیروهایی است که دیگر باورهای انسانی را شکل میدهند.
📚 درآمدی بر فلسفهی علم: پژوهشی در باب یکصد سال مناقشه بر سر چیستی علم
✍️ پیتر گادفری-اسمیت
🌐 نواب مقربی
✈️ @Chekide_ha
Post #1860
176
- 👍 3