📚 درآمدی بر فلسفهی علم | ❤️ ۷۲/۳۰
رابرت مرتن و جامعهشناسی «قدیمی» علم
علم عملی اجتماعی است، بنابراین به نظر میرسد رشتهای که ما میبایست برای فهم این امر واقع به آن بپردازیم، جامعهشناسی یعنی مطالعهی عمومی ساختارهای اجتماعی بشری است. جامعهشناسی علم در اواسط سدهی بیستم پدید آمد. برای مدتی جامعهشناسی علم و فلسفهی علم تعامل و دادوستد اندکی با یکدیگر داشتند.
جامعهشناسی علم مرتنی در بنیاد همان جامعهشناسی متداول بود که دربارهی ساختار علم و تکامل تاریخی آن به کار بسته شده بود. در دههی ۱۹۴۰، مرتن آنچه را که هنجارهای علم (Norms of Science) مینامید، مشخص و معین کرد. این هنجارها عبارتاند از گستردهنگری (Universalism)، اشتراکیت (Communism)، بیطرفی (Disinterestedness)، شکاکیت سازمانیافته (Organized Skepticism). گستردهنگری اندیشهای است که میگوید ویژگیهای شخصی و زمینه یا سابقهی اجتماعی هر شخص به ارزش علمی اندیشههای آن شخص نامربوطاند. اشتراکیت مستلزم مالکیت همگانی اندیشههای علمی و پیامدهای آنهاست. همگان میتوانند در کار خود از هر اندیشهی علمیای بهره ببرند؛ دستیابی فرانسویان به دستاوردهای انگلیسیان قدغن نیست. هنجار بیطرفی این اندیشهی بنیادی را پیش میکشد که دانشمندان باید به سود هدف علمی مشترکی کار کنند، نه برای رسیدن به سود شخصی. شکاکیت سازمانیافته، الگوی اجتماعی گستردهای است که اندیشههای علمی را به جای آنکه از روی اعتماد بپذیرد، جرح و نقد میکند و به بوتهی آزمون میافکند.
این چهار هنجار تنها بخشی از تبیین مرتن از علماند. مرتن اندیشهی بزرگ دیگری را نیز در مقالهای مشهور و سخت خواندنی وارد کرد که نخستینبار آن را در سال ۱۹۵۷ عرضه نمود. این اندیشه تبیینی است که مرتن از نظام پاداش (Reward System) در علم به دست داد. مرتن ادعا کرد که نظام پاداش رایج در علم، تقدیر، بهویژه تقدیر برای این امر است که کسی برای نخستینبار به اندیشهای علمی دست یافته است. مرتن مدعی بود که این تنها حق مالکیتی است که در علم پذیرفته شده است، ولی همین که اندیشهای منتشر گردید، برطبق هنجار اشتراکیت، بدل به ملک علمی مشاع میشود. در بهترین حالت، پاداش دانشمند این است که ناماش را پس از او بر روی اندیشهاش بگذارند، چنانکه ما نامگذاریهایی از این دست را در اندیشههایی چون داروینیسم، ثابت پلانک و قانون بویل میبینیم.
مرتن استدلال میکرد که اهمیت تقدیر آشکار است، زیرا تاریخ علم پر است از مشاجرههایی که بر سر حق تقدم درگرفته، مشاجرههایی که اغلب بسیار تلخ و زننده بودهاند. گالیله با چنگ و دندان بر سر تقدیر از اندیشههای گوناگون خود میجنگید. نیوتون با هوک بر سر قانون عکس مربع جاذبه و با لایبنیتس بر سر اختراع حساب جامعه و فاضله (Calculus) جدال میکرد. این الگوی رفتار از سدهی هفدهم تا به امروز به همان شیوه ادامه پیدا کرده است. علایق ملی اغلب عامل مؤثری است، چنانکه بهتازگی در جدال میان رابرت گلو آمریکایی و لوک مانتانیه فرانسوی بر سر کشف بیماری ایچآیوی (HIV) در سال ۱۹۸۳ مشاهده میشود.
مرتن استدلال میکرد که نظام پاداش علمی اغلب برای تشویق و ترغیب اندیشههای نوآورانه و مبتکرانه، که به خودی خود چیز خوبی است، کار میکند. ولی این دستگاه ماشینوار ممکن است به درستی کار نکند، بهویژه هنگامی که آرزوی کسب پاداش در مخیلهی دانشمند بر هر چیز دیگری غالب شود. تقلب، انتحال، دزدی علمی، بهتان و افترا رفتارهای منحرفی هستند که از این راه نتیجه میشوند. مرتن بر این باور بود که تقلب در میان این رفتارها بسیار نادر است. دزدی علمی شیوع بیشتری دارد و بهتان و افترا از همه بیشتر شایع و رایجاند. تقلب بسیار نادر است، زیرا دانشمندان در میان خودشان سخت از اندیشههایشان مراقبت میکنند و این امر پارهای ناشی از جاهطلبی آنان و پارهای نیز ناشی از شکاکیت سازمانیافته است. دزدی علمی نیز گاهی روی میدهد، ولی بهتان و افترا معمولترین کاری است که در رفتارهای منحرف دانشمندان رقیب دیده میشود.
مرتن همچنین بحث تأسفآوری دارد دربارهی این امر واقع که آن نوع تقدیری که منجر به اعطای پاداش در علم میشود، تنها به عدهای معدود از دانشمندان تعلق میگیرد. پیامد این امر شکلهای خفیفتری از انحراف، همچون جنون انتشار (Mania to Publish) است. دانشمندان معمولیای که نمیتوانند امید ببندند اندیشههای پیشپاافتادهی خود را چونان کشفی بسیار مهم و جهانی عرضه کنند، انتشار دیوانهوار را جایگزین عرضهی توانمندیهای واقعی خود و به دست آوردن تقدیر واقعی میکنند.
📚 درآمدی بر فلسفهی علم: پژوهشی در باب یکصد سال مناقشه بر سر چیستی علم
✍️ پیتر گادفری-اسمیت
🌐 نواب مقربی
✈️ @Chekide_ha
Post #1859
158
- 👍 3
- ❤ 2