📚 درآمدی بر فلسفهی علم | ❤️ ۷۲/۲۹
فایرابند و اصل «همه چیز ممکن است»: پلورالیسم در علم
پل فایرابند به سود آنارشیسم شناختشناسانه (Epistemological Anarchism) استدلال میکرد، یعنی دیدگاهی که میگوید قاعدههای روش و رفتار علمی عادی را باید با رهیافت آزادوارانهای که در آن همه چیز ممکن است (Anything Goes) جایگزین کرد.
فایرابند استدلال میکرد که ما اغلب تنها هنگامی میتوانیم محدودیتهای چشمانداز کنونی خود را دریابیم که دستکم برای مدتی کوتاه آن را از بیرون نظاره کنیم. دستیافتن به چشماندازی تازه و از بیرون دربارهی اندیشههایی که معمولاً آنها را ناسنجشگرانه و بیچونوچرا میپذیریم، اغلب سرآغاز پیشرفت است. آنچه که ما «واقعیتهای مسلم» میپنداریم، شامل امرهای واقع قابلمشاهدهای هستند که اغلب باردار از پیشداوریها و اندیشههای منسوخ و به آنها آلوده و آمیختهاند. هر دیدگاه بیرونی و هر چشمانداز تازه را باید ارج شناخت و قدر دانست. نظریههای بدیل، حتا نظریههایی که مشکلهای بزرگی دارند، میتوانند مجال حضور این نوع چشماندازهای بیرونی را فراهم کنند.
جان استوارت میل در رسالهی مشهور خود به نام دربارهی آزادی ([۱۸۵۹] ۱۹۷۸) استدلال کرد که جامعه از تنوع و تکثر اندیشهها و شیوههای زندگی سود میبرد. تکثیر مداوم نظریههای جدید بازار مکارهای از اندیشهها پدید میآورد که در آن کالاهای بسیار و اندیشههای متعدد و متنوع یافت میشوند که میتوان در آنها تحقیق و تفحص کرد و بهترینها را برگزید. پارهای از توصیفهای فایرابند را از شیوههایی که علم میتواند با اتکا به آنها از این سرچشمههای نامتعارف اندیشهها - ولگردیهای دیوانگان - بهره ببرد، میبایست همچون توصیفهایی از دادهها و اندیشههایی که در این بازار مکاره عرضه میشوند، در نظر گرفت.
اندیشههای بالا دربارهی نیاز به چشماندازهای بیرونی برای چونوچرا کردن در فرضهای پذیرفتهشده جالبتوجهاند. عقیدهی بازار مکارهی اندیشهها عقیدهای نیرومند است، ولی چنین به نظر میرسد که در تبیین فایرابند جای نکتهای بسیار حایز اهمیت خالی است. رخنهای که در تصویر فایرابند وجود دارد، قاعده یا مکانیسمی است که بهواسطهی آن بتوان اندیشهها را رد و نفی کرد. فایرابند دستور عملی به دست داد که اگر از آن پیروی میشد، به تکثیر همیشه فزایندهی زنجیرهای از اندیشههای علمی مورد بحث و فحص در هر رشتهی علمی میانجامید. پارهای از اندیشهها ممکن است ملالآور شوند و شاید به همین دلیل طرد شوند، ولی به استثنای این امر، هیچ راهی وجود ندارد که بهواسطهی آن بتوان اندیشهای را به یکباره کنار نهاد.
در این صورت، پرسشی روی مینماید که بیدرنگ پاسخ درخوری را طلب میکند: چه میبایست کرد هنگامی که ناگزیریم یکی از این اندیشهها را بر مسئلهای عملی اطلاق کنیم؟ هنگامی که میخواهیم ساختمان پلی را بنا کنیم، چه باید کرد؟ کدام اندیشه را باید به کار بست؟ البته نه خلاقانهترین اندیشهها را! فایرابند هرگز پاسخ قانعکنندهای به این پرسش نداد.
اگر آنچه ما از علم میخواهیم، در واقع رسیدن به جامعهای باشد که در آن بحثهای داغ و خلاقانهی متعدد و متنوع بسیاری یافت میشود، پس دستور عمل فایرابند برای نحوهی عمل علمی دستور عمل مناسبی است. در این صورت، علم شباهت بسیاری با هنر پیدا میکند. ولی اگر بخشی از کارکرد علم این باشد که ما را در حل مسئلههای عملی راهنمایی کند، آنگاه دستور عمل فایرابند کاملاً گمراهکننده مینماید. اگر بناست علم را در حل مسئلهها به کار بست، پس میبایست قاعدهای برای گزینش در علم وجود داشته باشد، یعنی قاعدهای که با اتکا به آن پارهای از اندیشهها را رد کرد. تکثیر نظریههای بدیل بخشی از علم است، بخش دیگر آن گزینش در میان نظریههای بدیل است.
برای نمونه، در چند سال اخیر، حکومت تابو امبکی در آفریقای جنوبی به اندیشههای تندروانهای دربارهی عامل بیماری ایدز (AIDS) علاقه نشان داده است. برطبق این اندیشهها، ویروسی که علم متعارف آن را علت بیماری ایدز یا ایچآیوی (HIV) تشخیص داده است، یا علتی بالنسبه بیاهمیت است یا رویهمرفته زیانی در بر ندارد. در پاسخ به انتقادهای شدیدی که این دیدگاه برانگیخته است، امبکی گاهی اظهار نظر کرده است که او تنها به چونوچرای آزاداندیشانه دربارهی نظریهها و پژوهش دربارهی امکانهای گوناگون علاقه دارد. آیا این پاسخ بیگمان دیدگاه علمی صحیحی است؟ منتقدان به درستی پاسخ امبکی را پاسخ مزورانهای شناختهاند. علم به ابداع نظریههای بدیل نیاز دارد، ولی همچنین نیاز دارد که حشو و زاید گزینههایی را که در اختیار دارد، حذف و پارهای از آنها را طرد کند.
📚 درآمدی بر فلسفهی علم: پژوهشی در باب یکصد سال مناقشه بر سر چیستی علم
✍️ پیتر گادفری-اسمیت
🌐 نواب مقربی
✈️ @Chekide_ha
Post #1858
159
- 👍 5