📚 درآمدی بر فلسفهی علم | ❤️ ۷۲/۲۸
لادن و سنتهای پژوهشی: جایگزینی برای پارادایم کوهن
در کتابی جالبتوجه به نام پیشرفت و مسئلههای آن (۱۹۷۷)، لری لادن دیدگاهی را پرورد که از لحاظ ساختار بنیادیاش مشابه دیدگاه لاکاتوش بود، ولی بسیار از آن برتر بود. لادن، همچون لاکاتوش، چنین میاندیشید که کوهن علم را همچون فراروندی ناعقلانی، همچون فراروندی که در آن تصمیمگیری علمی در بنیاد امری سیاسی و مربوط به تبلیغات است، توصیف کرده است. لادن قدرت استدلالهای کوهن را دربارهی موردهای تاریخی تصدیق میکرد. همچون لاکاتوش، لادن نیز خواستار آن بود که دیدگاهی را بپروراند که در آن هستندگانی پارادایمگونه بتوانند در کنار هم بزیند و در هر رشتهی علمی با یکدیگر رقابت کنند. او نمونههای بسیاری از تاریخ علم به دست میداد تا چنین تصویری را برانگیزاند. بنابراین، ما به سوی همان اندیشهی برنامهی پژوهشی پیش میرویم، ولی آنچه که دستاورد لادن را متمایز میکند، این است که او واحدهای عمدهی کار علمی را نه برنامههای پژوهشی، که سنتهای پژوهشی (Research Traditions) مینامد.
تفاوت میان لادن و لاکاتوش تنها امری مربوط به اصطلاحات نیست. توصیف لادن از سنتهای پژوهشی معنای بیشتری را میرساند تا تبیین لاکاتوش از برنامههای پژوهشی. لاکاتوش بر این باور بود که در هر برنامهی پژوهشی، سلسلهی نظریهها بهواسطهی منطق سخت به هم پیوستهاند؛ هر نظریهی نوین میبایست دامنهی اطلاق گستردهتری نسبت به نظریهی پیش از خود در آن برنامهی پژوهشی داشته باشد. وانگهی، در نظر لاکاتوش، هستهی سخت هر برنامهی پژوهشی هرگز دگرگون نمیشود. در نظر لادن، نظریههایی که در درون سنتهای پژوهشی گرد آمدهاند، پیوند نااستوارتری با یکدیگر دارند. جابهجایی یا دگرگونی اندیشهها در درون و در بیرون هستهی سخت میتواند روی دهد. به علاوه، در نظر لادن، در نظریهی جدیدی که قلمرو کوچکتری از نظریهی قدیم را پوشش میدهد، هیچ چیز نامعمول و ناخوشایندی وجود ندارد؛ گاهی عقبنشینی امری ضروری است.
در نظر لادن، سنتهای پژوهشی همچنین میتوانند از یک سنت پژوهشی جدا شده و در سنتهای پژوهشی دیگر جذب شوند. برای نمونه، اندیشههای ترمودینامیک آغازین سعدی کارنو در سنت پژوهشیای پرورش یافته بود که گرما را همچون مادهای سیال، کالوریک (Caloric)، میدید، ولی این اندیشهها به موقع خود به دست سنت پژوهشی رقیبی سپرده شدند که گرما را همچون حرکت ماده میدید. نوآوری عمدهی دیگر در تبیین لادن، تمییزی است که میان تصدیق نظریهها و پیگیری آنها مینهد.
معیار اصلی ارزیابی سنتهای پژوهشی نزد لادن، موفقیت در حل مسئله (Problem-Solving Effectiveness) است، نه صرفاً صدق نظریهها. لادن بر این باور بود که پیشرفت علمی با توانایی سنتهای پژوهشی در حل مسئلههای علمی سنجیده میشود. سنت پژوهشیای پیشرونده است که بتواند مسئلههای بیشتری را با دقت بیشتری حل کند یا دامنهی مسئلههایی را که پوشش میدهد، گسترش دهد. این معیار با دیدگاه کوهن تفاوت دارد، که در آن پارادایمها اغلب به صدق یا انطباق با واقعیت وابستهاند. لادن استدلال میکرد که سنتهای پژوهشی میتوانند با انعطاف بیشتری نسبت به برنامههای پژوهشی لاکاتوش تغییر کنند، زیرا اجزای آنها، حتی در سطح اصول بنیادین، میتوانند جابهجا شوند یا جایگزین شوند، بدون آنکه کل ساختار فرو بریزد.
سنتهای پژوهشی لادن انعطافپذیری بیشتری نسبت به پارادایمهای کوهن دارند، زیرا لادن فرض نمیکند که یک رشتهی علمی در هر زمان تنها تحت سیطرهی یک سنت پژوهشی است. در عوض، چندین سنت پژوهشی میتوانند همزمان در یک رشته فعال باشند و با یکدیگر رقابت کنند. این رقابت، همراه با انعطاف در جابهجایی اصول، به سنتهای پژوهشی اجازه میدهد تا با مسئلههای جدید سازگار شوند و در عین حال به پیشرفت علمی کمک کنند. لادن با این دیدگاه، جایگزینی برای مدل کوهن ارائه کرد که در آن علم به جای یک پارادایم واحد، میتواند چندین خط فکری موازی را دنبال کند.
📚 درآمدی بر فلسفهی علم: پژوهشی در باب یکصد سال مناقشه بر سر چیستی علم
✍️ پیتر گادفری-اسمیت
🌐 نواب مقربی
✈️ @Chekide_ha
Post #1857
158
- 👍 6