📚 در جستوجوی حافظه | ❤️ ۶۰/۵۷
زیستشناسی ترس؛ تفاوتهای ادراک آگاهانه و ناخودآگاه
برای بررسی ادراک آگاهانه و ناخودآگاه ناشی از محرک هیجانی، تحقیقی با روشهای تصویربرداری مغزی انجام شد. در این پژوهش، واکنشهای آگاهانه و ناخودآگاه اشخاص تحت آزمایش به تصاویر کاملاً خنثی و تصاویر وحشتزدهی چهرههایی که به آنها نشان داده میشد، ضبط و بررسی شد. این تصاویر توسط پتر اِکمن از دانشگاه کالیفرنیا در سانفرانسیسکو فراهم شده بود. اِکمن مجموعهای بالغ بر صدهزار تصویر از حالات چهرههای انسانی گردآوری کرده بود که او را قادر میساخت تا اثبات کند ادراک آگاهانهی ناشی از هفت حالت حقارت، شادی، خشم، ترس، اندوه، نفرت و تعجب برای هر انسانی، مستقل از جنسیت یا فرهنگ وی، عملاً اهمیت یکسانی دارد.
برای بهوجود آوردن ادراک آگاهانهی ترس در مغز داوطلبان، تصویر چهرهی هراسان را به مدت طولانی نشان آنها میدادیم تا فرصت داشته باشند دربارهی آن تصاویر بیندیشند. اما برای ایجاد ادراک ناخودآگاه، همان تصاویر را سریع از جلوی چشمان آنها عبور میدادیم، آنقدر سریع که افراد تحت آزمایش اصلاً نمیتوانستند بگویند چه حالتی را در چهره دیدهاند و حتی مطمئن نبودند که اساساً تصویر چهرهای را دیدهاند یا نه. از داوطلبان خواسته شد پرسشنامهای پر کنند که برای ارزیابی اضطراب پسزمینهای (background anxiety) تهیه شده بود. برخلاف حالتی که اغلب انسانها در یک موقعیت جدید دچار اضطراب زودگذر میشوند، اضطراب پسزمینهای دارای مشخصات دائم است.
وقتی به داوطلبان تصاویری از چهرههای وحشتزده نشان دادیم، در آمیگدالای (amygdala) آنها، یعنی ساختاری واقع در اعماق مغز و انتقالدهندهی ترس، فعالیت شدیدی مشاهده کردیم. تأثیر ادراک تصاویر هراسان بهطور آگاهانه و ناخودآگاه، جاهای مختلفی از آمیگدالا را تحت تأثیر قرار میداد و در مغز داوطلبان با نسبت ترس پسزمینهایشان متفاوت بود. ادراک ناخودآگاه ناشی از دیدن چهرههای هراسان، هستهی پایهای جانبی (basolateral nucleus) را در آمیگدالا فعال میکند. این ناحیه بخش اعظم اطلاعات حسی واردشده را دریافت میکند و برای فرایند ارتباطگیری با قشر مخ مسئولیت اول را بر عهده دارد. فعال کردن هستهی پایهای جانبی از طریق ادراک ناخودآگاه چهرهی هراسان، تناسب مستقیمی با ترس پسزمینهای شخص تحت آزمایش دارد. هرچه میزان ترس پسزمینهای بیشتر شود، به همان نسبت واکنش شخص تحت آزمایش شدیدتر میشود. اشخاص با ترس پسزمینهای کمتر اصلاً هیچ واکنشی از خود نشان نمیدادند.
برعکس، ادراک آگاهانهی ناشی از دیدن چهرههای هراسان، ناحیهی پشتی آمیگدالا را فعال میکرد که هستهی مرکزی در آنجا قرار داشت. این فعالیت مستقل از ترس پسزمینهای مربوط به داوطلبان انجام میگرفت. هستهی مرکزی آمیگدالا اطلاعات را به نواحی مختلف مغز که جزو دستگاه عصبی خودکار هستند، ارسال میکند، یعنی به ناحیههایی که مسئول برانگیزش و واکنش دفاعیاند. تهدیداتی که بهطور ناخودآگاه ادراک میشوند، افراد ترسو (یعنی اشخاص با ترس پسزمینهای شدید) را تحت تأثیر قرار میدهند، در حالی که تهدیداتی که بهطور آگاهانه ادراک میشوند، در همهی داوطلبان واکنش مقابله با خطر یا فرار را برمیانگیزد.
ادراک آگاهانه و ناخودآگاه ناشی از دیدن چهرههای هراسان، چندین شبکهی مختلف عصبی خارج از آمیگدالا را نیز فعال میکنند. تهدیداتی که بهطور ناخودآگاه ادراک میشوند، فقط شبکهی عصبی داوطلبان ترسو را به فعالیت میانداختند. حتی ادراکهای ناخودآگاه نیز نواحی مختلف درون قشر مخ را به فعالیت و مشارکت وا میداشتند. دیدن تصویر یا محرک ترس، دو شبکهی مغزی متفاوت را فعال میکند؛ یکی در فرایند توجه آگاهانه دخیل است که احتمالاً از بالا به پایین سازمان یافته، و دیگری در توجه ناخودآگاه سهیم است که از پایین به بالا سازمان یافته. این نتایج نشان میدهند یک محرک را همانگونه که در عرصهی احساس هم بهطور آگاهانه و هم بهطور ناخودآگاه میتوان ادراک کرد، در عرصهی ادراک نیز به همان شکل میتوان دریافت. این پژوهشها نظریهی کریک و کوک را تأیید میکنند، بدین معنی که ناحیههای مغزی که در جریان ادراک آگاهانهی یک محرک با هم ارتباط مییابند، با ناحیههایی که بر اثر ادراک ناخودآگاه همان محرک با هم مرتبط میشوند، متفاوت هستند.
📚 در جستوجوی حافظه: پیدایش دانش نوین ذهن
📚 اریک کندل
📚 سلامت رنجبر
📚 @Chekide_ha
Post #1850
171
- 👍 8
- ❤ 2