📚 در جستوجوی حافظه | ❤️ ۶۰/۵۶
کلوستروم؛ رهبر ارکستر آگاهی
فرانسیس کریک و کریستف کوک، آگاهی (consciousness) را به موضوع اصلی جامعهی علمی تبدیل کردند. آنها در واپسین نوشتار خود احتمال دادند که کلوستروم (claustrum)، ساختاری زیر قشر مخ، مسئول وحدتبخشی به تجربههای آگاهانه است. دربارهی کلوستروم اطلاعات و شناخت ناچیزی داریم، تنها این را میدانیم که با نواحی احساسی و حرکتی قشر مخ مرتبط است و با آمیگدالا (amygdala)، که نقش مهمی در هیجانات ما ایفا میکند، اطلاعات رد و بدل میکند. کریک و کوک کلوستروم را به رهبر ارکستر تشبیه کردهاند. ارتباطات کالبدشناختی عصبی کلوستروم شرایط رهبر ارکستری را برآورده میکند که برای وحدتبخشی تجربهی آگاهانه ضرورت دارد؛ این ناحیه میتواند نواحی گوناگون مغز را با هم مرتبط ساخته و هماهنگ کند.
کریک و کوک معتقد بودند که برای وحدتبخشیدن به آگاهی، قطعاً ارتباطات متقابل عصبی مستقیمی وجود دارد، زیرا آنها به احتمال بسیار قوی از رشتهای از نورونهای ویژه با مشخصات مولکولی یا کالبدشناختی عصبی ساخته شدهاند. آنها میگفتند: «ارتباطات متقابل عصبی احتمالاً با شمار ناچیزی از نورونها از عهدهی انجام وظایف خود برمیآیند، برای اینکه مثل نورافکن عمل میکنند - یعنی مانند پرژکتوری که در مرکز توجه قرار گرفته باشد.» نخستین وظیفه پیدا کردن محل آن گروه کوچک از نورونها در مغز است که فعالیتشان با وحدتبخشیدن به تجربهی آگاهانه بیشترین رابطهی متقابل را دارد و در گام بعدی باید مدارهای عصبی متعلق به آنها را مشخص کرد.
ایدهای که ذهن کریک را به شدت به خود مشغول ساخته بود، این بود که کلوستروم نقش پرژکتور را برای توجه ایفا میکند، یعنی مکان و ساختاری است که عناصر مختلف ادراک را به هم پیوند میدهد. کریک و کوک علاقهی بهخصوصی به رقابتی که بین دو چشم رخ میدهد نشان دادند. در جریان آزمایش، به شخص تحت آزمایش دو تصویر متفاوت، فرضاً خطوط راهراه عمودی و افقی، را همزمان بهگونهای نشان میدهند که هر یک از چشمهایش فقط یکی از آنها را بتواند ببیند. در بعضی موارد، شخص تحت آزمایش این دو تصویر را با هم ترکیب میکند و اظهار میدارد تصویری از خطوط متقاطع میبیند، اما در واقع ابتدا یکی از تصاویر را میبیند و بعد تصویر بعدی را. در جریان این کار، خطوط افقی و عمودی در نظر داوطلب به نوبت جای یکدیگر را میگیرند.
اریک لومِر و همکارانش در دانشگاه لندن به کمک تصویربرداری با پژواک مغناطیسی (fMRI) تعیین کردند زمانی که توجه آگاهانهی یک انسان از یک تصویر به تصویر دیگری جلب میشود، ناحیههای پیشانی و آهیانهای قشر مخ فعال میشوند. این نواحی در جریان تمرکز توجه آگاهانه روی اشیای درون فضا نقش ویژهای ایفا میکنند. در قشر مخ، ناحیههای پیشاپیشانی و آهیانهای خلفی هستند که تصمیم میگیرند کدام تصویر متمایز شده و در اندام بینایی تغییر مسیر دهد و کدام تصویر به بخش آگاهی برود. انسانهایی که قشر پیشاپیشانی مصدوم دارند، دچار اختلال رقابت بین دو چشم میشوند و اندام بینایی تصویر را از یک چشم به چشم دیگر منتقل میکند. کریک و کوک استدلال کردند کلوستروم از نواحی پیشانی و آهیانهای قشر مخ استفاده میکند تا توجه را از یک چشم به چشم دیگر منتقل کند و تصاویری را که توسط آگاهی از هر چشمی عرضه میشود، یکپارچه و متحد نماید.
جرالد اِدِلمَن، دانشمند پرآوازه و نظریهپرداز مغز و آگاهی، دلایل و مدارک قانعکنندهای ارائه داده است که دستگاه عصبی مسئول ایجاد وحدت در آگاهی، احتمالاً به یکی دو ناحیه محدود نیست، بلکه بهطور گسترده در سرتاسر قشر مخ و تالاموس (thalamus) پخش است. در نتیجه، به آسانی ممکن نیست که از طریق یافتن شبکهی سادهی ارتباطات متقابل عصبی، موفق به کشف آگاهی شویم. بااینحال، نظریهی کریک و کوک و اِدِلمَن هر دو ارزش بررسی دارند و دو دیدگاه قابل آزمون برای مطالعهی زیستشناختی آگاهی ارائه میدهند.
📚 در جستوجوی حافظه: پیدایش دانش نوین ذهن
📚 اریک کندل
📚 سلامت رنجبر
📚 @Chekide_ha
Post #1849
173
- ❤ 4
- 👌 2