نقدهای وارد بر دیدگاه کوهن دربارهی التزام به پارادایم
کوهن مصرانه ادعا میکند هر زمینهی علمی در هر زمان، مگر در موردهای نامعمول، یک پارادایم (Paradigm) دارد. او بر این باور بود که پارادایم یگانهای سرانجام بر هر زمینهی علمی چیرگی مییابد. او چنین نمیاندیشید که دو پارادایم جداگانه و رقیب میتوانند بهطور عادی در کنار هم به سر برند. بسیاری از منتقدان بر این باورند که دیدگاه کوهن در این مورد خطاست، هم در مورد فیزیک و شیمی که کوهن به تفصیل دربارهی آنها بحث کرده و هم حتی بیشتر از این در مورد زمینههایی چون زیستشناسی و روانشناسی.
دیگر آنکه کوهن دربارهی میزان تقیدی که دانشمندان در دورهی علم عادی (Normal Science) دارند یا میبایست به پارادایم داشته باشند، مبالغه میکند. کوهن موضع دانشمندان در دورهی علم عادی را با اصطلاحهایی شداد و غلاظ توصیف میکند. تعلیم علمی گونهای «تلقین» است که به ایمان عمیق دانشمندان به پارادایم خویش میانجامد. اگر این امر را چونان توصیفی از چگونگی کارکرد واقعی علم بگیریم، مبالغهآمیز به نظر میرسد. گاهی تقید ایمانی وجود دارد، ولی گاهی نیز وجود ندارد. بسیاری از دانشمندان میتوانند بگویند همیشه به دلیلهای عملی در چارچوب پارادایم کار میکنند و با این حال سخت آگاهاند که امکان خطا و جایگزینی نهایی پارادایم آنان وجود دارد.
یکی از طعنههایی که بر تأثیر نظریهی کوهن میتوان زد، این است که هرچند او چنین میاندیشید که دانشمندان علم عادی میبایست ایمان عمیقی به پارادایمهای خود داشته باشند، کتاب او ممکن است ایمان بعضی دانشمندان دورهی عادی علم را سست کرده باشد. گذشته از این، ما همچنین میبایست دربارهی باور کوهن دایر بر اینکه این التزام سفت و سخت امری مطلوب است، چون و چرا کنیم. از دیدگاه کوهن، برتری عمدهی علم عادی، ساختار سامانیافته و همآراستهی آن است، یعنی ساختاری که به دقت و کفایت میانجامد. این دیدگاه با ابطالگروی پاپر (Popper’s Falsificationism) در تضاد است، که اصرار دارد علم باید همواره درهای خود را به روی آزمون اندیشههای بنیادی بگشاید.
📓 درآمدی بر فلسفهی علم: پژوهشی در باب یکصد سال مناقشه بر سر چیستی علم
✍ پیتر گادفری-اسمیت
®️ نواب مقربی
🆔 @Chekide_ha
Post #1827
269
- 👍 3