درمان فراموشی و آلزایمر با رویکردهای مولکولی
مطالعات روی موشها نشان داد که ضعف حافظهی ناشی از پیری با نقص در هیپوکامپوس مرتبط است. در لابیرنت بارنز، موشهای جوان بهسرعت رابطهی علائم مکانی و سوراخ فرار را میآموختند، اما موشهای پیر در استفاده از راهکار مکانی مشکل داشتند (تصویر ۱-۲۴). برخی موشهای پیر حافظهای مشابه جوانان داشتند، اما در موشهای با حافظهی ضعیف، تنها حافظهی آشکار مختل بود و حافظهی پنهان برای مهارتهای ساده سالم باقی میماند. ضعف حافظه گاهی در میانسالی نیز ظاهر میشد، مشابه انسانها.
بررسی عصبراههی کناری شافر در هیپوکامپوس موشهای پیر نشان داد که مرحلهی پایانی توانمندسازی درازمدت (long-term potentiation) آسیب دیده است، که با حافظهی آشکار درازمدت مرتبط است. موشهای پیر با حافظهی خوب توانمندسازی درازمدت معمولی داشتند. این مرحله تحت تأثیر AMP حلقوی و پروتئین کیناز A قرار دارد، که دوپامین آن را فعال میکند. اتصال دوپامین به گیرندههای هیپوکامپوس تراکم AMP حلقوی را افزایش میدهد. داروهایی که گیرندههای دوپامین را فعال میکنند، نقص توانمندسازی درازمدت را برطرف کرده و ضعف حافظهی هیپوکامپوسی را درمان میکنند.
رولیپرام، دارویی که از تجزیهی AMP حلقوی جلوگیری میکند، دوام آن را افزایش داده و انتقال پیام را تقویت میکند. در موشهای پیر، رولیپرام یادگیری مرتبط با هیپوکامپوس را بهبود بخشید، و موشهای مسن در آزمونهای حافظه مانند جوانان عمل کردند. رولیپرام حتی در موشهای جوان توانمندسازی درازمدت و حافظهی هیپوکامپوسی را تقویت کرد. این یافتهها نشان داد که فراموشی ناشی از پیری احتمالاً برگشتپذیر است.
در بیماری آلزایمر، کاهش حافظه پیش از رسوب بتا-آمیلوئید رخ میدهد و مشابه فراموشی ناشی از پیری است. آلودگی هیپوکامپوس موشها با پپتید بتا-آمیلوئید، پیش از مرگ نورونها، توانمندسازی درازمدت را مختل کرد. تحلیل ژنها نشان داد که پپتید فعالیت AMP حلقوی و پروتئین کیناز A را محدود میکند. افزایش تراکم AMP حلقوی با رولیپرام از مسمومیت بتا-آمیلوئید جلوگیری کرد. رولیپرام نهتنها مسیرهای پیامدهی ضعیفشده را بهبود بخشید، بلکه نورونها را در برابر آسیبهای آلزایمر محافظت کرد و احتمالاً به بازسازی ارتباطات سیناپسی کمک نمود.
داروهای ضدفراموشی ناشی از پیری و آلزایمر برای افسردگی و شیزوفرنی، که با اختلالات حافظه همراهاند، نیز کاربرد دارند. افسردگی شدید حافظه را مختل میکند، و شیزوفرنی حافظهی کاری و کارکرد اجرایی را نقص میدهد. شرکتهای زیستفناوری داروهایی تولید کردند که حافظهی موشها را برای ماهها بهبود بخشیدند، و امید است که در آینده درمانهای مؤثری برای انسانها ارائه شود.
این پیشرفتها پرسشهای اخلاقی دربارهی تقویت حافظه (neurocognitive enhancement) مطرح کردند. آیا بهبود حافظهی افراد سالم معقول است؟ برخی معتقدند جوانان سالم نیازی به داروهای تقویتی ندارند، اما برای افراد با اختلالات یادگیری، این داروها مفیدند. مباحث اخلاقی مشابه شبیهسازی ژنها و زیستشناسی یاختهی بنیادی است. آزادی پژوهش علمی باید تضمین شود، اما تصمیمگیری دربارهی کاربرد کشفیات به جامعه، حقوقدانان، و کارشناسان اخلاق واگذار شود.
📓 در جستوجوی حافظه: پیدایش دانش نوین ذهن
✍ اریک کندل
®️ سلامت رنجبر
🆔 @Chekide_ha
Post #1818
148