▫️
📚 واکنش یک دانشور دینی به دو قرن سکوت
بازخوانی دو قرن سکوت پس از هفتادوهفت سال (۸)
. . . . . . .
دنبالهی سنجش نامگذاری
مطهری در بررسی سخنان ملکم، آن را دارای تازگی شمرد، زیرا در هیچ گزارش دیگری دیده نشده بود: «ناچار باید فرض کنیم که این مورخ به سند و مدرکی دست یافته که چشم هیچ حلالزادهای آن را ندیده»، وگرنه، «ناچاریم خدای ناخواسته در حسن نیت و کمال صداقت ... این مورخ که البته هیچ مأموریتی از طرف وزارت خارجه انگلستان برای تالیف این کتاب نداشته است اندکی تردید روا داریم.» (خدمات متقابل، صـ۱۶۱).
در اینجا داوری مطهری دربارهی نام کتاب، به واکنشهای بازنگرانه در برابر تکاپوهای شرقشناسان نزدیک میشود. پس از گذشت سالها، ادوارد سعید از «احساس نسبتاً دائمی رو در رویی» غربیان با شرق سخن گفت (شرقشناسی، صـ۳۶۲). این احساس برانگیزندهی واکنشهای رویارو بود. به سخن دیگر، مطهری از گفتارهای پیرامونی بهره میگرفت تا دریابد که «سکوت» در این نامگذاری چگونه کار میکند. روش او سنجش نام، بریده از درونمایهی کتاب است. روشی که زرینکوب در مقدمه چاپ دوم، سنجشگران را از آن پرهیز داده بود.
زرینکوب در مقدمهی چاپ دوم نوشت: «در طی این دو قرن زبان ایرانی خاموشی گزیده بود و ایرانی سخن خویش جز بر زبان شمشیر نمیگفت.» سخن زرینکوب به زبان سیاست، زبان ایستادگی در برابر «فرمان» برمیگشت. مطهری در واکنش نوشت، «من حقیقتاً معنی این سخن را نمیفهمم! آیا زبان علمی زبان نیست؟! آیا زبان ادبی زبان نیست؟» (صـ۶۷۲). در اینجا مطهری به جای بازگشت به پرسش کتاب، آن را با پرسش دیگری جابهجا کرد. گفتار مطهری با سخنان براون همپوشی دارد. براون در سنجش دیدگاه صفحهی سفید، چنین میانگاشت که اگر نام ایرانیان را از میان پدیدآورندگان نوشتههای علمی و ادبی برداریم، «بهترین قسمت آن علوم از میان میرود.» (ت. ا.، ۱۳۳۵، صـ۳۰۳). براون که در جستوجوی بازتابهای «نبوغ ملی ایران» در رشتههای گوناگون دانش و فرهنگ بود، برایش «فرقی نداشت که این مباحث به چه زبانی نوشته شده است.» (صـ۳). مرتضی مطهری در خدمات متقابل اسلام و ایران با شیوهای نزدیک به روش براون، دیدگاه زرینکوب را دربارهی خاموشی زبان فارسی به چالش کشید: «آیا شاهکار ادبی سیبویه ... جز در این دو قرن آفریده شده است؟!» (خدمات، صـ۶۷۲). از دید او، کسی ایرانیان را ناگزیر نساخته بود که به زبان عربی بنویسند. شاهکارها را نمیتوان به زور نوشت. ایرانیان پس از آشنایی با زبان اعجاز الهی، با نوشتههای خود زبان عربی را نیرومند کرده بودند و این ویژگی، نشانهی کاستی کار آنان نبود، «آیا این عیب است بر ایرانیان»؟ در سخنان مطهری، پرسش بنیادی کتاب جابهجا شده بود. زرینکوب پرسیده بود، چگونه زبان ایرانیان به خاموشی گرایید؟ مطهری در واکنش میگوید، آیا ایرانیان به راستی در این دو سده از دید علمی و ادبی خاموش بودند؟ روشن است پرسش زرینکوب با ردهی دادههای دیگری برخورد میکند.
چاپ سوم با افزودهها و کاستیهای دیگر
در روند این یادداشتها پس از دسترسی به چاپ دوم کتاب، اکنون روشن است که چاپ سوم کتاب در ۱۳۴۴ نیز با دگرسانیهایی همراه شده بود. این دگرسانیها دنبالهی بازنگری در چاپ دوم کتاب است. برای نمونه، زرینکوب در چاپ سوم، زیربخشِ وهرز را (فرمانروایان صحرا) دوباره نوشت، نام زیربخش «جنگ با زنگیان» را برداشت، و نوشتههای آن را با بخش وهرز یکی کرد. در بخش طوفان و ریگ هم، زیربخشهای «خیانت یک ایرانی»، «هرمزان» و «فتح شوش» را از میان برداشت، و نوشتههای آن را به بخشهای دیگر افزود. بر زمینهی این کاهشها و افزودگیها شاید بتوان گفت بخشهای دستنخورده را نیازمند بازنگری ندیده بود.
بهآذین در بررسی چاپ دوم کتاب نوشته بود، «در مورد دین و زبان، آقای زرینکوب نظرهایی دارند که ناچار باید تعبداً پذیرفت. مثلا میگویند: 'آنچه در این حادثه زبان ایرانیان را بند آورد سادگی و عظمت پیام تازه بود.' و با این استدلال ظاهراً میبایست زبان خود عربان را زودتر بند آورَد.» روشن است خودداری از بازنگری این بخش، دستِ کم نشان میدهد که خردهسنجی بهآذین در بازنگری چاپ سوم به کار نیامده بود. در بخشهای دیگرِ هماین رده از یادداشتها نشان خواهم داد چرا این خردهسنجی از دید زرینکوب نمیتوانست به کار آید.
👉🏼پارهی ۱ | پارهی ۷ | پارهی دیگر
● در پویهی زبان فارسی
گزیدهی یادداشتها در فرهنگ، زبان و ادبیات
@OnPersianLanguage
Post #13200
1.07K
Forwarded from ● در پویهی زبان فارسی ●