انسداد فقهی، انفتاح اجتماعی
✍🏻علیاشرف فتحی
آیتالله سید موسی شُبیری زنجانی (۱۴۰۵-۱۳۰۶) که در میان فقهای کنونی، مهمترین وارث و سخنگوی رویکرد و روش فقهی آیتالله بروجردی و آیتالله سید محمد محقق داماد محسوب میشد، به واسطه باور به نظریه «انسداد» در محافل علمی و پژوهشی شهرت بسیاری یافته بود و استدلالهایش مورد نقد و بررسی قرار میگرفت. نظریه انسداد میگوید که ما هیچ راه یقینی و احتمالی برای کشف نظر شارع درباره احکام شرعی نداریم و همه راهها به روی ما بسته است و ناچاریم برای اینکه از حالت بلاتکلیفی خارج شویم، به هر آنچه که ظن و گمان بیشتری داشتیم عمل کنیم. این نظریه میتواند در صورت توسعه، راه را برای دخالت دادن شواهد عقلی و عرفی در استنباط احکام شرعی هموار کند و از متنگرایی محض فاصله بگیرد. هرچند در عمل و تا کنون فتواهای پیروان دو رویکرد چندان تفاوتی با همدیگر نداشته است.
آقای شبیری را در کنار آیتالله حسینعلی منتظری میتوان دو وارث اصلی اسلوب فکری استادشان آیتالله بروجردی دانست. مرحوم شبیری اگرچه به اندازه مرحوم منتظری در جلسات درس آقای بروجردی شرکت نکرده بود، اما در رویکردهایش درک و اثرپذیری عمیقی از آن اسلوب پژوهشی مشهود بود که او را از شاگردان آیتالله خویی متمایز میکرد. مزیت دیگر آقای شبیری این بود که حدود دو دهه در جلسات درس آیتالله سید محمد محقق داماد نیز شرکت کرده بود و حافظه مثالزدنیاش او را به مهمترین سخنگوی آرا و استدلالهای آقای داماد بدل کرد. با این حال هیچکدام از این دو استاد بزرگ و اثرگذار حوزه قم معاصر به نظریه انسداد باور نداشتند و همچون اغلب فقهای شیعه انفتاحی بودند.
در میان معاصران آیتالله شبیری مشهورترین کسی که انسدادی شمرده میشد، مرحوم آیتالله سید محمد روحانی بود که در تقریرات درس اصولش استدلالهای مفصلی در دفاع از انسداد اقامه کرده، ولی به دلیل محدودیتهایی که در پایان عمر به دلایل سیاسی داشت، شاگردان کمتری در جلسات او شرکت کردند و آثارش کمتر مورد توجه قرار گرفت. با این حال به نظر میرسد استدلال آقای روحانی برای اثبات دلیل انسداد با استدلال آقای شبیری یک تفاوت اساسی دارد؛ آن هم اینکه آقای روحانی معتقد بود که اعتبار خبر واحد در حد قطع و یقین است، ولی آقای شبیری اساسا خبر واحد را یقینآور نمیدانست و احتمال عقلایی نادرستی برخی اخبار را میداد.
این رویکرد متفاوت آقای شبیری میتواند محصول نگاه پررنگ اجتماعی و عرفی او باشد. او به فهم عرفی بسیار بها میداد و پذیرش خطاپذیری ذهن انسان، او را از یقین آسان و سریع دور میکرد. انس او با نسخ خطی و پی بردن به خطاهای فراوان در این نسخهها و نیز علاقه به مطالعه بسترهای اجتماعی صدور روایات و جریانها و جدالهای مختلف فقهی و حدیثی، بر ظنمحور بودن او افزوده و او را به آشتی بیشتر با فهم عرفی و معاصر سوق داده بود. از همین رو بود که او جمود بر یک نظریه و ایده نداشت و اگر خطایی در یک منظومه فکری یا یک نظریه و فتوا میدید، به آسانی از آن عدول میکرد و به طور خلاصه؛ روحیه تکفیری و منجمد نداشت. آثار این روحیه را در گشودگی اجتماعی او نسبت به تجربهها و طیفهای مختلف میشد دید.
👈🏻این یادداشت به سفارش روزاروز نوشته شده است.
@taqriraat
Post #13205
781
Forwarded from تقریرات