مرجع ملجأ
✍🏻علیاشرف فتحی
نقشآفرینی استاد فقیدمان آیتاللهالعظمی سید موسی شبیری زنجانی در عرصه سیاست و اجتماع، منحصر بهفرد و حسابشده بود. او به لحاظ جایگاه مهم حوزوی و مذهبیاش مورد رجوع مقلدانی مختلف؛ از شهرنشین تا روستایی بود، به لحاظ جایگاه مهم علمی و پژوهشیاش مورد ارجاع محققان علوم مختلف دینی و اجتماعی در کتابها و مقالاتشان قرار داشت و به لحاظ موقعیت ممتازش به عنوان استاد و معتمد بسیاری از مقامات ارشد نظام نیز مورد مراجعه بسیاری از کسانی بود که احساس میکردند ظلمی در حق آنان روا شده و از ایشان درخواست وساطت برای رفع ظلم داشتند. گاهی نیز خود ایشان پیشقدم میشد و بدون اینکه ستمدیدهای از او درخواست کمک کند، در جهت رفع ظلم و ایجاد آشتی و عفو قدم برمیداشت. تلاشهای او برای رفع حصر مرحوم آیتاللهالعظمی منتظری و میرحسین موسوی و عفو شیخ احمد منتظری و توصیههای مکررش به رسیدگی مسؤولان نسبت به وضعیت معیشتی مردم در راستای همین نقشآفرینیهای منحصر بهفرد بود.
او که در لسان بسیاری از حوزویان و دوستدارانش با عنوان صمیمانه «آقا موسی» یاد میشد، هم در چارچوب سنتی یک فقیه و رجالی تراز اول بود و مورد توجه فقهای بزرگ معاصر و بهویژه آیتاللهالعظمی سیستانی قرار داشت، و هم بسیاری از طیف نوگرای مذهبی جامعه نیز او را به عنوان مرجع آشنا به اقتضائات زمانه میدانستند. بهویژه پس از آنکه دیگر استادمان مرحوم آیتاللهالعظمی منتظری عملا مقلدان خود را به ایشان ارجاع داد، موقعیت مرجعیتی ایشان جدیتر شد و ایشان که تا زمان درگذشت آقای منتظری از انتشار کامل رساله عملیه و تاسیس سایت اینترنتی خودداری کرده بود، بیش از قبل به عنوان مرجع تقلید مطرح شد، اما باز هم از تاسیس دفتر در شهری جز قم خودداری کرد و عملا از بسیاری از عواملی که دامنه مقلدان و مرجعیت ایشان را توسعه میداد، پرهیز داشت.
آیتالله فقید اساسا شخصیتی ستیزهجو و ستیزهخو نبود و سامان امور را در نرمخویی و مدارا و شکیبایی جستجو میکرد. از همین رو کسانی که تمشیت یا تغییر امور را به روشهای رادیکال و قاطع میپسندیدند، منش ایشان را قبول نداشتند. با این حال چنین فاصله و تفاوتی سبب نمیشد که از آنها کینهای به دل بگیرد یا در مقام تخاصم و تشدید تنش برآید. حتی وقتی در سال ۱۳۹۷ نامه عتابآلود و توبیخآمیز آیتالله محمد یزدی درباره دیدار ایشان با سید محمد خاتمی و چند روحانی اصلاحطلب منتشر شد و بسیاری توقع داشتند که آقای شبیری هم پاسخ کوبندهای به آن نامه بدهد و البته برخی نیز تلاش داشتند که ایشان با پذیرش توبیخ و عتاب آن نامه، از رییس وقت جامعه مدرسین حوزه علمیه قم عذرخواهی کند، ایشان بار دیگر روش میانه را در پیش گرفت و فقط سکوت کرد؛ چراکه معتقد بود مسائل مهمتری در کشور وجود دارد و نباید در مسیر اصلاح امور و بهبود وضعیت مردم حاشیهسازی کرد.
همین ویژگی مهم سبب شده بود که ایشان هیچگاه در میانه دعواهای سیاسی قرار نگیرد و همواره موضع پدرانه و خیرخواهانه نسبت به همه داشته باشد. سال ۹۲ که نسبت به دههسازی برخی هیاتهای عزاداری و افراط در عزاداریها هشدار داد، با واکنشهای تند و توهینآمیز برخی روحانیون صاحبعنوان مواجه شد که او را متهم به تضعیف دین و مذهب کردند، اما او کوچکترین گلایهای از آنان نکرد.
حتی وقتی در آبان ۱۳۹۶ آشکارا ضمن انتقاد از پرکاری سیاسی طلاب و روحانیون، نسبت به کاهش منزلت اجتماعی روحانیت هشدار داد و از روحانیون خواست در کنار مردم قرار گیرند، واکنشهای گزندهای از زبان برخی روحانیون صاحبمنصب و طلاب جوان شنید، اما باز هم در سبیل حقد و کینه نیافتاد و بزرگمنشانه از مجادلات حاشیهساز پرهیز کرد.
او عمیقا به نگاه پدرش مرحوم آیتاللهالعظمی سید احمد زنجانی باور داشت که اسفند ۱۳۰۴ همزمان با آغاز سلطنت پهلوی و فوران امواج تجددخواهانه در جامعه ایران، در رسالهای به نام «خیر الامور» از «شاهراه اعتدال» سخن گفته و مذهبیها و لامذهبهای جامعه را به میانهروی و پرهیز از افراط و تفریط فراخوانده بود. شبیریِ پدر در ابتدای این رساله نوشته بود: «غالب مسلمین بین قدیمی مُفرِط و جدیدی مُفَرِّط، شاهراه اعتدال را گم کرده، از حقیقت اسلام دور افتادهاند که روح اسلام و مقنّن اسلام از هر دو[ی] اینها الیم و مکدر است».
شبیریِ پسر نیز همانند پدر همواره کوشید تا حد امکان از تشدید تقابل میان دین و اقتضائات روزگار نو بپرهیزد و با توسعه مفهوم «بنای عقلا» به عقلانیت معاصر، سنگر دین را در برابر امواج کوبنده مدرنیته تقویت کند.
📰این یادداشت در صفحات اول و چهارم شماره امروز روزنامه شرق (۳۱ شهریور ۱۴۰۵) منتشر شده است.
@taqriraat
Post #13202
604
Forwarded from تقریرات