TGViewer
Channel Public Channel
اللُّغَةُ وَالأدَب | بهمن بادینی

اللُّغَةُ وَالأدَب | بهمن بادینی

@badini_a

▪️ كانالی علمی در زمینه زبان و ادبیات که در آن برخی از فواید و نکات علمی را نشر می‌نمایم.

● بهمن بادینی - مدرس دانشگاه، مترجم، دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی
برای ارتباط: @Arabi_1403

کانال اللغة والأدب در ایتا:
eitaa.com/bahmanbadini

.
Subscribers
1.74K
Photos
60
Videos
21
Links
16
Recent Posts 20 shown
Post #874 359
وزیر جنگِ آمریکا با افتخار و بدون لکنت زبان با استناد به قانون اساسی و باورهای دینی‌اش می‌گوید: «خداوندا مرا بفرست تا با اسلام‌گراها بجنگم!»

اگر شعار انسانیت و حقوق‌ بشر گُشادترین کلاهی باشد که بر سر عوام مردم رفته‌است، بدون شک برچسب ایدئولوژی هم از آن کلاه‌های گشادی است که در جوامعِ شبه‌علمی با پُتکِ روشنفکرنمایان‌ بر سر دیگران کوبیده می‌شود!
نظام جهانی مانند رستورانی بزرگ و مجلل است که بهترین و گران‌ترین گوشت‌ها در آن سرو می‌شود و در نهایت استخوان‌هایی که سگ‌های کوچه‌پشتی رستوران قبلا لیس زده‌اند را برای ذهن‌های استعمارزدهٔ عمله‌هایشان می‌فرستند تا از چرندیاتی مانند پایان ایدئولوژی، مرگ ایدئولوژی، ضخامت کورتکس‌ِ مردم اروپا و آمریکا و... سخن بگویند و به اسب تروای این جوامع تبدیل شوند تا زحمتِ صهیوصلیبی‌ها را کم کرده و راحت‌تر فعلِ بلعیدن را در این جوامع صرف کنند!
واقعیت این است که امروز همه ایدئولوژی و دینی دارند که به آن پایبند هستند و با دیگران به خاطر آن می‌جنگند! شعار پایانِ ایدئولوژی و هیولاساختن از آن هم تنها برای مرحله‌ای موقت است که می‌خواهند سپرتان را پایین آورده و شمشیرتان را زمین بگذارید...
Post #872 948
کسانی فقط می‌خوانند و در نوشته‌ها و افکار آن تأمل نمی‌کنند، محکوم به نادانی هستند؛ اگر یک کتاب را کامل هم حفظ کرده باشید ولی برای تفکر و تأمل در عبارات آن خلوت نکنید، شما تنها یک نسخهٔ دیگر از آن کتاب هستید که چه‌بسا مزیت چندانی بر نسخه‌های کاغذی ندارد!
Post #871 1.08K
تغییر‌ها و عادی‌شدن‌ها لزوما مثبت و نشان از پیشرفت نیستند؛ محیطی را در نظر بگیرید که مواد مخدر در آن فراوان بوده و بسیاری از خانواده‌ها اگر به تولید و تجارت آن مشغول نباشند، نسبت به آن بی‌تفاوت بوده و حساسیتی ندارند. کودکی که در این محیط رشد می‌کند اگر به مواد مخدر آلوده نشود هم، قطعا نسبت به قبحِ آن در دیگر محیط‌ها تعجب خواهد کرد چون از دیدگاه او این قضیه کاملا عادی و بخشی از فرهنگ عمومی جامعه‌ و جهان ذهنی اوست.
همین رویه در فضای حقیقی و مجازی امروز ما هم حاکم است؛ از عادی‌شدن یک‌سری الفاظ و عبارت رکیک و مبتذل و تابوشکنی انحرافات اخلاقی تا پرسش یوتیوبرهای فله‌ای از مهمان برنامه: (چیزی [مخدرات] مصرف می‌کنی؟) که با پاسخ بدون لکنت و همراه با لبخند مهمان همراه است! و فیلم و سریال‌های بی‌محتوایی که در دههٔ اخیر شیوع پیدا کرده و محتوای پوچشان‌ را با چند شوخی بند تنبانی و جلف قالب می‌کنند.
تمامی این ولنگاری‌ها رفته‌رفته به فرهنگ عمومی تبدیل خواهد شد و در کسری از زمان، ترس از کثیف‌شدن در باتلاق به ترس از غرق‌شدن در این باتلاق بدل خواهد شد.

قوم لوط (علیه السلام) به او و پیروانش که دچار آن لغزش و انحراف نبودند، امُّل و عقب‌افتاده می‌گفتند:
وَمَا كَانَ جَوَابَ قَوۡمِهِۦٓ إِلَّآ أَن قَالُوٓاْ أَخۡرِجُوهُم مِّن قَرۡيَتِكُمۡۖ إِنَّهُمۡ أُنَاسࣱ يَتَطَهَّرُونَ
و جواب قوم لوط، جز اين نبود كه گفتند: آنان را از آبادى خود بيرون كنيد، زيرا آنان مردمى هستند كه پاكدامنى را مى‌طلبند (و با ما نيستند)
Post #870 2.52K
آیا عرب‌ها دیگر قربانی نمی‌کنند، درخت می‌کارند؟!

در برنامه‌ای تلویزیونی شخصی را دعوت کرده بودند که مغازهٔ گل‌فروشی داشت و در مورد فواید گُل صحبت می‌کرد‌. در بخشی از فرمایشاتش‌ به این نقطه رسید که:
صدقه‌دادن فقط با قربانی‌کردن حیوانات نیست بلکه با کاشتن گل یا درخت می‌توان صدقه داد. جدیدا عرب‌ها هم به این نتیجه رسیدند و دارند به جای قربانی حیوانات، درخت می‌کارند!
در کشور ما مدتی است بحث‌های این‌چنینی به حیطۀ بلاگری و فرایند جمع لایک و توجه اضافه شده است؛ گویندگان نازنین این جملات قصار هم گاهی همان حامیان حقوق حیواناتی بوده که در راستای دفاع از حیوانات و کمک به آن‌ها، هر از چندگاهی گوشت مرغ را می‌پزند و برای سگ‌های ولگرد بیرون شهر می‌برند! (گیاه‌خوارانِ چِنجه‌خوارِ جوجه‌دوست)

● اما نکتۀ مهم این است که:
- چنین چیزی صحت ندارد و هر سال با نزدیک‌شدن عید قربان هم، شایعه می‌شود که در عربستان قربانی‌کردن گاو و گوسفند توسط حجاج ممنوع شده و به جای آن باید درخت بکارند! تا این لحظه این خبر جعلی بوده و واقعیت ندارد و هیچ نهاد سیاسی یا فقهی چنین دستوری صادر نکرده است. عرب‌ها هم یک جامعهٔ چندصد میلیونی هستند و اگرچه عملشان برای دیگران حجت نیست، نسبت‌دادن چیزی به آن‌ها با این کلی‌گویی ناشی از عوام‌فریبی است.
- بر فرض صحت چنین شایعۀ بی اساسی، این عمل هیچگونه اساس فقهی نداشته و هیچ دانش‌آموختۀ فقه و شریعت که از سلامت دین و عقل برخوردار است چنین فتوایی نخواهد داد. همانطور که درختان بلوط و گیتار جایگزین جنگ‌افزار نمی‌شوند، به جای گوشت نمی‌شود در آبگوشتْ خیار یا موز گذاشت، به جای امتحان‌دادن در پایان سال تحصیلی نمی‌توان در حیاط مدرسه یا دانشگاه بارفیکس یا شنا سوئدی رفت، به جای بردن گُل و میوه برای عیادت مریض نمی‌توان حلوا و خرما بُرد!! (هر چیزی در جای خودش!)
- نکتۀ بعدی در مغالطۀ این افراد است؛ اگر ذبح یک حیوان قبیح باشد (یحتمل گوشت و مرغ مصرفی خودشان را با خودکشی خود مرغ و گوسفند و اهدای داوطلبانه، تهیه می‌کنند) پس چرا چیدن گل و قطع شاخه‌های آن برای بوییدن قبیح نباشد؟ شما که گل و بوته قطع می‌کنید و می‌فروشید چرا از کاشتن صحبت می‌کنید؟ و چرا این جاندار مانند آن یکی گناه ندارد؟ شاید اگر گل‌دادن جزو مناسک اسلامی بود، برای آن هم ناله و ضجه سر می‎دادید!
- چنین شبهاتی مغرضانه و از سر بی‌اطلاعی نسبت به اسلام است؛ نیازی نیست شما به مسلمانان اهمیت درخت‌کاری را بیاموزید. پیامبر اسلام ﷺ همان کسی است که فرمودند:
«هر مسلمانی که نهالی بکارد و انسان یا حیوانی از آن بخورد، برایش صدقه به شمار می‌آید.» متفق‌علیه

یعنی در یک حدیث هم فضیلت کاشتن درخت و هم فضیلت نفع‌رساندن به حیوانات را اشاره فرمودند! در جای دیگر در اثنای اشاره به مقولۀ مهمی مانند قیامت که از کلیدواژگان مهم قرآن است، فرمودند:
«اگر قیامت برپا شد و در دست یکی از شما نهالی بود، اگر فرصت آن را داشته باشد که بکارد، آن را بکارد!» صحيح الأدب المفرد


در آخر باید گفت که به قول سهراب سپهری در نامه‌ای که به احمدرضا احمدی فرستاده بود: «ایران مادرهای خوب دارد و غذاهای خوشمزه و روشنفکران بد و دشت‌های دلپذیر.»! هرچند در جامعۀ ما صحبت‌کردن از روشن‌فکری با آن مفهوم و محتوای اصلی که دارد شوخی بیش نیست و آنچه هست بیشتر روشن‌فکرنمایی پوپولیستی و غلبۀ ابتذال‌گرایی است.

بهمن بادینی - ۱۹ شهریور ۱۴۰۵
Post #869 788
این ایام جدای از مشغول‌بودن به کارهای پژوهشی و تدریس، کسالت و بیماری هم باعث کُندشدن سرعت بنده شده...
توکل به خدا دروسی که مدت‌هاست قول داده بودم، به زودی شروع شده و کتاب‌های مفیدی را تدریس خواهم کرد. (رایگان و در همین کانال)

الصرف‌ الصغير
متن الآجرومية
البلاغة الميسرة
شرح قطر الندى
شرح شذور الذهب
و...

در دعاهایتان، برادر کوچکتان را فراموش نکنید. بارك الله فیکم🌸
Post #868 796
اگر از ناشی‌گری مترجم در ترجمۀ کلی متن و نارسایی آن بگذریم، بی‌اطلاعی او از سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم به مراتب بیشتر منجر به ضعف در ترجمه شده است؛ ماجرای آن زن مخزومی در کتب روائی تا حد زیادی مشهور است؛ زنی که کالا و وسائل دیگران را قرض می‌گرفت و سپس با فریبکاری آن‌را انکار می‌کرد و به صاحبش پس نمی‌داد! نویسندۀ اصلی این متن که عرب بوده، عبارت:
ولعل قصة المرأة المخزومي التي كانت تسعير المتاع وتجحده والتي...

را آورده و به جای فعل «تَستَعیرُ» که معنای قرض‌گرفتن و عاریت‌گرفتن را دارد، سهواً «تَسعیر» را تایپ کرده است که به معنای قیمت‌گذاری است!
لذا مترجم در این ترجمه دو اشتباه داشته است:
۱- به متن اصلی این روایت رجوع نکرده و نسبت به آن بی‌اطلاع بوده است. مترجم هر اندازه که در بخش عمومی زبان مهارت داشته باشد، باید به معاجم و مصادر مراجعه کند.
۲- از خود نپرسیده است که قیمت‌گذاری چه ربطی به موضوع این متن دارد و چه ارتباطی به ماهیت دزدی دارد تا چنین حدی بر او اجرا شود؟؛ از این روست که همیشه باید تأکید کرد که ترجمه صرفا دانستنِ قواعد یک زبان یا واژگان عمومی آن نیست، بلکه مترجم باید در موضوع متن هم تخصص داشته باشد.
Post #866 1.18K
از جمله توفیق‌های الهی نسبت به انسان این است که همواره احساس کند «طالب العلم» بوده و بداند که کمال انسان در این است که این احساس را از دست نداده و در عمل به مقتضای آن بی‌اعتنا نباشد. انسان هرقدر هم از علم، عمر و جایگاه برخوردار شود، باز هم نیاز او به «طلب علم» پایان نمی‌یابد؛ چراکه با افزایش علم و عمل او، رشد، هوشیاری و رستگاری او نیز افزایش می‌یابد. چه بسا کسی به این سخن اعتراض کرده و بگوید: «پس چه کسی به دیگران آموزش دهد، اگر همه همچنان طالب العلم بمانند؟» پاسخ این است که روحِ طلب علم با آموزش‌دادن (در صورت داشتنِ اهلیت علمی) در تعارض نیست؛ بلکه همانطور که معلوم است، آموزش خود یکی از راه‌های طلب علم و استوارشدنِ فهم است.
Post #863 1.87K
بحران کتاب‌خوانی... بحران تمرکز!

سرگذشت پیشینیان را بارها شنیده‌ایم...
با اسب، شتر و قاطر از شهری به شهری دیگر، از سرزمینی به سرزمینی دیگر که درازای آن مرزهای ایران، افغانستان، عراق و حجاز است سفر کرده و زانوی تلمذ بر زمین سفت و سختی گذاشته‌اند و با قوتی ناچیز که اغلب خرما و نان جو و... بوده است، روزگار را سپری کرده‌اند. نسخه‌های خطی کمیاب، نایاب، ناخوانا و محدود را به رنج و زحمت یافته و از آن بهره برده‌اند. شب را با چراغکی نفتی یا روغنی بدبو سپری می‌کردند و با نور بی‌رمق آن می‌خواندند و می‌نوشتند...
امروز اما میلیون‌ها کتاب، جزوه و مقالۀ چاپی یا الکترونیکی وجود دارد و هزاران هزار درس صوتی و تصویری رایگان و غیر رایگان در دسترس همگان قرار دارد. برای خواندن بسیاری از کتاب‌ها نیازی به تحمل گرما و سرمای سفر و زحمت‌دادن به پاهای انسان نیست بلکه در گرما، زیر کولر و در سرما، کنار بخاری و تنها با استفاده از انگشت اشاره می‌توان از هر کتابی استفاده کرد!
اما آن‌ها با امکانات کم و ناچیزشان چه کردند و ما با این سیل عظیم ادوات و امکانات چه کرده‌ایم؟
حتی استفاده از بهترین فونت‌ها، زیباترین جلدها و جذاب‌ترین جلوه‌های بصری در تولید کتاب هم به افزایش آمار کتاب‌خوانی کمک نکرده است و ظهور بلاگرهای دلقک‌مآب با انتقال محتواهای سی‌ثانیه‌ای هم کمک چندانی به علم‌‌آموزی نکرده است! اگرچه استناد به مشکلات اقتصادی برای خرید کتاب و استفاده از آموزش در جامعۀ ما که گردش مالی عروسک لبوبو در آن چیزی حدود ٧٢٠ میلیارد تومان است و فقط در سال ١٤٠٣ حدود ٤٥ تُن ژِل واردات داشته است، شوخی است ولی بخش عمده‌ای از محتواهای آموزشی امروزی رایگان بوده و تنها هزینۀ آن، داشتن یک بستۀ اینترنتی یا کرایۀ تاکسی برای رفتن به کتابخانه است!
مشکل اصلی ما این است که ارزش حقیقی علم‌آموزی را درک نکردیم و چنان درگیر سبک زندگی جهان مدرن شدیم که اصلا نمی‌دانیم مبدأ و مقصد زندگی ما کجاست و در کدام نقطه ایستاده‌ایم. روزمرگی و مصرف‌گرایی دست و پای ما را بسته است و بی‌حوصلگی و عجول‌بودن نیز که ناشی از ضعف اراده و عادت‌کردن به محتواهای کوتاه و دوپامین‌های آنی و کم‌زحمت است (زحمتی به اندازۀ بالا و پایین‌کردن صفحۀ گوشی) توان ما را بریده است! در این برهوت بی‌حوصلگی و بی‌اراده‌بودن که اغلب به لذت‌های فوری و بدون زحمت عادت کرده‌ایم، انتظار تلاش پیوستۀ چندین ماهه و چند ساله یا فتح جلدهای چندصد صفحه‌ای کتاب بیهوده است!
Post #862 1.75K
نه تنها ترسناک، بلکه هولناک است که زندگی ما ظهور نوابغ را به فراموشی بسپارد، از پرورش و ساختن آنان غافل بماند و دانشگاه‌های ما نیز مانند سرزمین ویرانی باشند که در هیچ‌یک از شاخه‌های معرفت، چیزی جز پژواک صداهای دیگران در آن شنیده نشود.
همهٔ این‌ها تنها یک علت دارد و آن این است که ما روش و منش دانشمندان را در روی‌آوردنِ تمام‌عیار به طلب علم، شکیبایی در ملازمت با درس و بازخوانی و مرور، صداقت راستین در جست‌وجوی حقیقت و جان برکف نهادن در راستای این هدف، فراموش کرده‌ایم. هیچ‌کس در هیچ عرصه‌ای، حتی یک آجر بر بنای معرفت ننهاده است، مگر با شکیبایی، مرور و بازبینیِ طولانی، متمرکزشدن، وقفِ طولانی‌مدت و صداقت. اینان در تاریخ ما همان کسانی هستند که جان‌های خویش را به خداوند ارزانی داشته‌اند.


دکتر محمد محمد أبو موسی
Post #861 1.77K
با پیامبر ﷺ چه کردند؟

۱- سعی کردند تا ایشان ﷺ را فریب داده و به دین خود نزدیک کنند.
۲- به ایشان ﷺ پیشنهاد مال و مقام دادند تا از دعوت به سوی اسلام دست بکشد.
۳- آن‌حضرت ﷺ و یارانش را در شعب ابی طالب تحریم و محاصرۀ اقتصادی کردند و تا سه سال در بدترین شرایط زندگی کرده و گاها مجبور به خوردن برگ درختان می‌شدند.
۴- خرید و فروش و داد و ستد، ازدواج و وصلت با آنان ممنوع شد.
۵- بسیاری از مسلمانان را به بدترین شکل ممکن شکنجه کردند و تعدادی از آنان نیز در جریان شکنجه‌ها به شهادت رسیدند.
۶- حتی از تلاوت قرآن هم منع کردند تا کسی آن‌را نشنود.
۷- چندین بار سعی کردند تا پیامبر ﷺ را ترور کنند.
۸- از شدت آشفتگی هربار تهمتی تازه به ایشان ﷺ می‌زدند، یکبار می‌گفتند ساحر است، یکبار می‌گفتند مجنون است، یکبار می‌گفتند شاعر است. (والعیاذ بالله)
۹- مال و ثروت و فرزندان و افراد خاندان خود را در جنگ با پیامبر ﷺ تلف کردند و از دست دادند.
۱۰- و...

● تمام اینها در حالی است که پیامبر ﷺ، خودش راهی بی دردسر را برای ساکت کردنش به آنان پیشنهاد داده بود، آن هم پاسخ به تحدّی قرآن و آوردن کلامی بود که حداقل به پای قرآن برسد!
اما آنان نتوانستند و در این چالش شکست خوردند؛ استاد ادیب، مصطفی صادق الرافعی -رحمه الله- (م۱۳۵۶هـ)، در این باره می‌فرماید:
«وقتی دیدند هیچ راهی برای مُعارضه با قرآن برایشان باقی نمانده است، از راه جنگ و شمشیر وارد شدند؛ و به جای اینکه حُجّت قرآن را شکست دهند، شروع به سخنانی کردند تا با آن دل خود را آرام کنند و گفتند: ساحر است، شاعر است، مجنون است، مردی است که افسانه‌های پیشینیان را می‌نویسد، کسی به او یاد می‌دهد و دیگر سخنانی که بیانگر نداشتن سند و مدرک و اقرار به ناتوانی آن‌ها بود.» [۱]

▪️امام أبو سلیمان الخطابی -رحمه الله- (م۳۸۸هـ) می‌فرماید:
«پیامبر ﷺ با آن تمام عرب را چالش طلبید و تحدّی کرد که یک سوره مانند آن را بیاورند؛ اما آنان از این کار ناتوان ماندند و رویگردان شدند. پیامبر ﷺ به مدت ۲۰ سال آنان را به پاسخ‌دادن به این تحدی مطالبه می‌نمود و آن‌ها را سرزنش می‌کرد و ادیان‌شان را کم و آراء و سخنانشان را جاهلانه می‌‌شمرد، تا جاییکه با ایشان ﷺ اعلام جنگ کردند؛ جنگیدند و کشته شدند و خون‌ها ریخته شد و خویشاوندی‌ها از بین رفت و مال و ثروت‌ها از دست دادند. و اگر [پاسخ به تحدی] در وُسع و توانشان بود، خود را درگیر این امور خطرناک نمی‌کردند و به این مصیبت‌های کمرشکن دست نمی‌زدند و سخن راحت و آسان را به کار سخت و طاقت فرسا ترجیح نمی‌دادند؛ هیچ عاقلی این کار را نکرده و هیچ صاحب خِردی چنین انتخابی نمی‌کند...» [۲]

آری، حقّا که قرآن کلام خداوند است و مبارزه با آن در توان بشر نیست...

نویسنده: بهمن بادینی

📚 پی‌نوشت‌ها:
[۱] إعجاز القرآن والبلاغة النبویة، مصطفی صادق الرافعی، (المکتبة العصریة، بیروت)، ص۱۴۲.
[۲] ثلاث رسائل في إعجاز القرآن "بیان إعجاز القرآن"، أبو سلیمان الخطابی، (دار المعارف، مصر)، ص۲۱-۲۲.
Post #860 3.24K
Audio
بزرگراه علم‌آموزی | درس ٣ (پایانی)

● تنظیم خواب، تغذیه و ورزش در علم‌آموزی
● چگونه کارایی بدن را برای یادگیری افزایش دهیم؟
● تعامل طالب‌العلم با خانواده باید چگونه باشد؟

○ بهمن بادینی
Post #859 3.28K
Audio
بزرگراه علم‌آموزی | درس ٢

● چگونه برنامه‌ریزی داشته باشیم؟
● از چه نوع دروسی باید استفاده کنیم؟
● در مرحلهٔ مقدماتی چگونه دروس را دنبال کنیم؟
● باید روی حفظ‌کردن تمرکز کنیم یا فهم‌کردن؟

○ بهمن بادینی
Post #855 3.52K
Audio
بزرگراه علم‌آموزی | درس ۱

● چگونه مسیر علم‌آموزی را ترسیم کنیم؟
● باید و نبایدهای شروع علم‌آموزی چیست؟
● آیا باید در تمام زمینه‌ها متخصص شویم؟
● چرا تلاش‌های ما در این مسیر نتیجه نمی‌دهد؟

○ بهمن بادینی
Post #854 1.64K
علم‌آموزی در دنیای امروز چالش‌های متعددی دارد و خیلی اوقات، جویندهٔ آن یابنده نخواهد بود؛ چراکه در بزرگراه علم‌آموزی به بیراهه می‌رود، مسیر را گم می‌کند یا پیاده و بدون تجهیزات لازم آن را طی می‌کند.
در چند اپیزود کوتاه، تلاش کردم تا باید و نباید‌های این مسیر را برای جویندگانِ مشتاق آن بیان کنم:
Post #853 1.72K
واژگان دنیای عجیبی دارند...
مثلا هیچ انسانی نیست که شیفتهٔ واژگانی چون عدالت، انسانیت، عقلانیت نباشد و در مقابل با ظلم، بی‌عدالتی، فساد و تبعیض موافق باشد!
تنها نکته‌ای که وجود دارد این است که [برخی از] همین تئوریسین‌های عدالت و انسانیت هستند که:
- به اجناس تاریخ‌گذشته، پنهانی تاریخ جدید می‌زنند
- شیر و دوغ را با آب قاطی می‌کنند یا دستمال‌کاغذی روی ماست می‌گذارند تا مشتری تصور کند سرشیر دارد
- به جای پسته روی شیرینی باقالی رنگ‌شده می‌ریزند و به جای زعفران، کاکل ذرت رنگ‌شده به مردم قالب می‌کنند
- ارث خواهر و برادرشان را بالا می‌کشند
- از صف نانوایی تا اداره‌ها و... دنبال پارتی‌بازی و جلوزدن از بقیه هستند
- با تقلب در امتحان و‌... نمره و مدرک می‌گیرند
- کنتور گاز را دستکاری می‌کنند تا چندرغازی کمتر پول پرداخت کرده و راحت‌تر اسراف کنند
- مدافع حقوق زنان بوده ولی به مادر و همسر دیگران فحاشی می‌کنند
- از تحمل مخالف، عدم تعصب و دگراندیشی می‌گویند ولی مخالفان خود را با بدترین القاب خطاب کرده و بعضاً مستحق مرگ می‌دانند
- و ... .

حقیقت این است که شعاردادن بی‌هزینه‌ترین کار بوده و همه در ادعا بهترین‌اند... این عرصهٔ عمل است که عیار حقیقی را عیان کرده و انسان را از کوچهٔ خلوت به میدان عمل می‌برد!

لحظاتی هست که مردم دوستدار جنایت می‌شوند. آنها دوستدار جنایت‌اند، همه جنایت را دوست می‌دارند، همیشه دوستش می‌دارند، نه در بعضی لحظات.
می‌دانی، انگار مردم به توافق رسیده‌اند درباره آن دروغ بگویند و از همان وقت درباره‌اش دروغ گفته‌اند. همگی اعلام می‌دارند که از بدی نفرت دارند، اما پنهانی عاشق آنند.
(برادران کارامازوف - داستایوفسکی)
Post #852 1.47K
ادبیات را می‌توان بهترین مجرای شناخت و دریافت روح و باطن هر دوره و عوالم ذیل آن دانست زیرا بیش از آن‌که گزارشی از احوال زمان خود ارائه دهد، انتقال‌دهندهٔ روح حاضر و جاری در همهٔ شئون زندگی عصر خویش است.


شهریار زرشناس، سیری در ادبیات غرب ۱، ص۱۵
Post #850 1.92K
شبانه‌روز چرندیات بی‌اساسی مانند (عرب‌ها به ما آموختند به جای تن بگوییم نفر تا ما را تحقیر کنند) و... را منتشر می‌کنند و از حملهٔ اعراب هزار و اندی سال پیش، افسانه‌هایی ساختند که نه هالیوود و بالیوود بلکه شایستهٔ اسم (خالیوود) است. اما برای حملهٔ آمریکا و اسرائیل به خاکشان رقصیدند و الآن هم طوری در مورد جنوب صحبت می‌کنند که انگار در آن‌جا سیل و زلزله آمده و عامل آن جنایات یانکی‌های وحشی که آن‌ها را عمو صدا می‌زنند، نیست!

"در این دنیا، هیچ چیز به اندازهٔ رذالت سازمان‌یافته خطرناک نیست."
(ابله - داستایوفسکی)
Post #849 2.1K
من از تنبلی و عاجزی بیزارم، از رویاهای بی‌هدف و بی‌ثمر متنفرم..‌. به تلاش و کوشش، جدیت و جمع‌کردن تمامی نیروی انسان برای رسیدن به اهداف والا عشق می‌ورزم. اعتقاد دارم این تنها راهی است که اگر انسان‌ها بخواهند با عزت، قوی و آزاده زندگی کنند، باید آن را طی نمایند.


دکتر محمد محمد أبو موسی (شيخ البلاغيين)
Post #847 1.96K
وأَنْصَفُ النَّاسِ في كُلِّ المَواطِنِ مَنْ
سَقَى المُعادِينَ بالكَأْسِ الذي شَرِبا

عادل‌ترینِ مردم در همه موقعیت‌ها کسی است که همان جامی را به دشمن بچشاند که خودش از دست او نوشیده است (با دشمنانش همان‌گونه رفتار کند که آن‌ها با او رفتار کرده‌اند)


ولَيْسَ يَظْلِمُهُمْ مَنْ راحَ يَضْرِبُهُمْ
بِحَدِّ سَيْفٍ بهِ مِنْ قَبْلِهِ ضُرِبا

کسی که دشمنان را با همان شمشیری می‌زند که پیش‌تر با آن او را زده‌اند، به آنان ستمی نکرده است.


لا تَقْطَعَنْ ذَنَبَ الأَفْعَى وتُرْسِلَها
إِنْ كنتَ شَهْمًا فأَلْحِقْ رَأْسَها الذَّنَبا

هرگز فقط دم افعی را قطع نکن که آن را رها کنی؛ اگر شجاع هستی، سرش را هم به دُمش ملحق کن (کار را یکسره کن).


هُمْ جَرَّدُوا السَّيْفَ فاجْعَلْهُمْ له جَزَرًا
وأَضْرَمُوا النَّارَ فاجْعَلْهُمْ لها حَطَبا

آنان شمشیر را برکشیدند، پس تو نیز آنان را خوراکِ شمشیر قرار بده! و آتش را برافروختند (تا تو را بسوزانند)، پس تو نیز آنان را هیزم همان آتش کن!



أبو أذينة
Post #841 2.01K
ابتدای مسیر علم‌آموزی و عالم‌شدن این است که:
۱- در این برهوتِ فضای مجازی از محتواهای یک دقیقه‌ای و پست‌های ساندویچی به سمت پژوهش و کتاب‌خوانی برویم
۲- از افراد سمّی و وقت‌گیری که فضای علمی را با مباحث زرد، حاشیه‌ای و خاله‌زَنَکی مسموم کرده‌اند دوری کنیم و علم را از صاحبان اصلی آن دنبال کنیم

اگر این عادت‌های کُشنده را ترک کنیم و با برنامه و هدف‌مندی قدم برداریم، جهان علمی ما هم تغییر خواهد کرد و قطعا پیشرفت را احساس می‌کنیم و مهم‌تر از همۀ این‌ها، از این سطحی‌نگری و هیجانات عوام‌پسندانه هم خارج می‌شویم.
Older posts →

About this channel

How can I read @badini_a without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for اللُّغَةُ وَالأدَب | بهمن بادینی: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does اللُّغَةُ وَالأدَب | بهمن بادینی have?
اللُّغَةُ وَالأدَب | بهمن بادینی (@badini_a) has 1.74K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does اللُّغَةُ وَالأدَب | بهمن بادینی know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →