یادداشتهای محمدمهدی حاتمی (دانشآموختهی دکتری فلسفه)
@Mohammad_Mehdi_Hatami
Post #3102
107
📌 خطای روانشناسیگرایی در تفسیر متن
✍ محمدمهدی حاتمی
روانشناسیگرایی یکی از خطاهای تفسیر متنهای فلسفی، ادبی، هنری و عرفانی است. منظور از خطای تفسیریِ روانشناسیگرایی تقلیل معنای یک متن به حالتهای ذهنی نویسنده است. در این خطا، مفسّر به جای کشف معنای متن، خود را کاشف ابعاد ناپیدای شخصیت نویسنده میپندارد و گمان میکند آنچه در متن جاری است، چیزی نیست جز شرح حال روانی نویسنده.
نمونهای از آن چنین است: روای بوفکور، معرفیکنندهی شخصیت صادق هدایت و عقدههای روانشناختی او است. او از یکسو به «عقدهی فرشته–فاحشه» مبتلا است و از سوی دیگر به «اضطراب اختگی». مهر و کینهی همزمان روای به لکاته «عقدهی فرشته–فاحشه» را در روان نویسنده آشکار میکند؛ و بیزاریش از رجالهها «اضطراب اختگی» را.
خطای روانشناسیگرایی را میتوان به شکل زیر صورتبندی کرد↓
متن میگوید الف پس نویسنده دارای حالت روانشناختی ب است که الف را بیان کرده است.
علت خطا بودن چنین تفسیری این است که مفسر از پاسخ سؤالِ «متن چه میگوید؟» به پاسخ سؤالِ «نویسنده بهلحاظ روانی چهطور آدمی است؟» پل میزند؛ بدون اینکه شکاف بین این پل را با شواهد معقول پر کند. این دو سؤال بهوضوح متفاوتاند و پاسخ معقول به آنها روشهای متفاوتی را میطلبد. خلط این دو منشاء خطا در تفسیر است.
در خطای روانشناسیگری، اهمیتِ استدلالها، خلاقیتها، صورتهای هنری، ارزشها، آرمانها و اهداف نادیده گرفته میشود و هر چیزی بدون توجه به شواهد کافی صرفاً روانشناختی تلقی میشود.
نمونههایی از خطای تفسیری روانشناسیگری چنیناند↓
– تأکید بر «معنویت» و «عقلانیت» در
پروژهی عقلانیت و معنویت مصطفی ملکیان نشان میدهد که او طبق تحلیلهای یونگی به «عقدهی مادر» و «عقدهی پدر» مبتلا است. در پوشش معنویت در جستوجوی نیروی حمایتگری است که به او احساس امنیت، تعلق و ریشهداشتن بدهد و در پوشش عقلانیت پدری مقتدر، مطمئن و منضبط را طلب میکند.
– دقتهای بیشازحد حافظ در استفاده از کلمات در غزلهایش و نیز ویرایشهای متعدد او از آنها نشان میدهد که قطعاً با شخصیتی روبهرو هستیم که به «اختلال وسواس» دچار بوده است.
– رنه دکارت شخصیتی مضطرب داشت به همین دلیل در جستوجوی یک یقین ازلی و ابدی بود تا بتواند به کمک آن از اضطراب رها شود.
– شوپنهاور زندگی را سراسر رنج و ملال میدانست چون نمیتوانست از زنان تمتع جنسی ببرد. فلسفهی شوپنهاور را میتوان در چند جمله توضیح داد: ناکامی از یافتن یک زن بهلحاظ جنسی جذاب.
– فلسفهی هر فیلسوف محصول تنشهای پنهان روانی اوست و اگر فیلسوفان به درمان روانی خود میپرداختند آن فلسفهها را خلق نمیکردند.
آموزش غیراستاندارد روانشناسی در ایران و کثرت مدعیان آن، که غالباً بهرهای از دانش کافی ندارند، موجب شده است خطای روانشناسیگرایی نه فقط در تفسیر متون بلکه در روابط روزمرهی انسانها نیز جاری شود و هر چیزی به جای آنکه دقیقاً فهمیده شود با یک برچسب روانی سادهلوحانه توضیح داده شود. غافل از اینکه متنها و انسانها و نسبت متن و انسان بسیار پیچیدهتر از آن است که چنین دمدستی فهمیده و بیان شوند.
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
✍ محمدمهدی حاتمی
روانشناسیگرایی یکی از خطاهای تفسیر متنهای فلسفی، ادبی، هنری و عرفانی است. منظور از خطای تفسیریِ روانشناسیگرایی تقلیل معنای یک متن به حالتهای ذهنی نویسنده است. در این خطا، مفسّر به جای کشف معنای متن، خود را کاشف ابعاد ناپیدای شخصیت نویسنده میپندارد و گمان میکند آنچه در متن جاری است، چیزی نیست جز شرح حال روانی نویسنده.
نمونهای از آن چنین است: روای بوفکور، معرفیکنندهی شخصیت صادق هدایت و عقدههای روانشناختی او است. او از یکسو به «عقدهی فرشته–فاحشه» مبتلا است و از سوی دیگر به «اضطراب اختگی». مهر و کینهی همزمان روای به لکاته «عقدهی فرشته–فاحشه» را در روان نویسنده آشکار میکند؛ و بیزاریش از رجالهها «اضطراب اختگی» را.
خطای روانشناسیگرایی را میتوان به شکل زیر صورتبندی کرد↓
متن میگوید الف پس نویسنده دارای حالت روانشناختی ب است که الف را بیان کرده است.
علت خطا بودن چنین تفسیری این است که مفسر از پاسخ سؤالِ «متن چه میگوید؟» به پاسخ سؤالِ «نویسنده بهلحاظ روانی چهطور آدمی است؟» پل میزند؛ بدون اینکه شکاف بین این پل را با شواهد معقول پر کند. این دو سؤال بهوضوح متفاوتاند و پاسخ معقول به آنها روشهای متفاوتی را میطلبد. خلط این دو منشاء خطا در تفسیر است.
در خطای روانشناسیگری، اهمیتِ استدلالها، خلاقیتها، صورتهای هنری، ارزشها، آرمانها و اهداف نادیده گرفته میشود و هر چیزی بدون توجه به شواهد کافی صرفاً روانشناختی تلقی میشود.
نمونههایی از خطای تفسیری روانشناسیگری چنیناند↓
– تأکید بر «معنویت» و «عقلانیت» در
پروژهی عقلانیت و معنویت مصطفی ملکیان نشان میدهد که او طبق تحلیلهای یونگی به «عقدهی مادر» و «عقدهی پدر» مبتلا است. در پوشش معنویت در جستوجوی نیروی حمایتگری است که به او احساس امنیت، تعلق و ریشهداشتن بدهد و در پوشش عقلانیت پدری مقتدر، مطمئن و منضبط را طلب میکند.
– دقتهای بیشازحد حافظ در استفاده از کلمات در غزلهایش و نیز ویرایشهای متعدد او از آنها نشان میدهد که قطعاً با شخصیتی روبهرو هستیم که به «اختلال وسواس» دچار بوده است.
– رنه دکارت شخصیتی مضطرب داشت به همین دلیل در جستوجوی یک یقین ازلی و ابدی بود تا بتواند به کمک آن از اضطراب رها شود.
– شوپنهاور زندگی را سراسر رنج و ملال میدانست چون نمیتوانست از زنان تمتع جنسی ببرد. فلسفهی شوپنهاور را میتوان در چند جمله توضیح داد: ناکامی از یافتن یک زن بهلحاظ جنسی جذاب.
– فلسفهی هر فیلسوف محصول تنشهای پنهان روانی اوست و اگر فیلسوفان به درمان روانی خود میپرداختند آن فلسفهها را خلق نمیکردند.
آموزش غیراستاندارد روانشناسی در ایران و کثرت مدعیان آن، که غالباً بهرهای از دانش کافی ندارند، موجب شده است خطای روانشناسیگرایی نه فقط در تفسیر متون بلکه در روابط روزمرهی انسانها نیز جاری شود و هر چیزی به جای آنکه دقیقاً فهمیده شود با یک برچسب روانی سادهلوحانه توضیح داده شود. غافل از اینکه متنها و انسانها و نسبت متن و انسان بسیار پیچیدهتر از آن است که چنین دمدستی فهمیده و بیان شوند.
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
- 👍 9
- ❤ 2
- 👏 2





