📌خطای بیشتفسیری
✍ محمدمهدی حاتمی
ذهن، بر اساس ادلّه، شواهد و قرائنی که در دست دارد به استنباط چیزها اقدام میکند. اگر شواهد را شکنجه بدهیم و از آنها معنایی بیشتر یا قطعیتر از چیزی که واقعاً میگویند استنباط کنیم دچار «خطای بیشتفسیری» شدهایم.
نمونههایی از خطای بیش تفسیری چنیناند:
– او به من سلام نکرد پس مغرور است! (درحالیکه ممکن است علت سلام نکردن، عجلهی او برای رفتن به جایی باشد؛ یا شاید علت سلام نکردنش، نه غرور که خجالتی بودنش باشد.)
– وقتی با او بحث میکنم نظرم را نمیپذیرد پس او نقدناپذیر است! (درحالیکه ممکن است علت نپذیرفتن، نقدناپذیریش نباشد بلکه این باشد که او تصور میکند نظر تو خطا است یا ادلهی کافی برای درستی آن ارائه ندادهای.)
– وقتی به حرفهای من گوش میدهد، اخم میکند پس او دوست ندارد حرف بزنم! (درحالیکه ممکن است به این علت اخم کرده باشد که دارد به دقت به حرف تو گوش میدهد.)
– او به اساتید دانشگاه توهین کرد چون گفت نهاد علم در ایران شکل نگرفته است! (درحالیکه عدم شکلگیری نهاد علم در ایران حاوی هیچ نکتهی توهینآمیزی به اساتید دانشگاه نیست.)
– او عاشق من است چون در آن جمع فقط به من گفت عجب لباس زیبایی پوشیدهای! (آیا واقعاً تحسینِ زیبایی لباس یک نفر دلیل خوبی برای نسبت دادن عاشقی به تحسینکننده است؟!)
اینها نمونههایی از خطای بیشتفسیری در زندگی روزمره هستند. اما در خواندن متون فلسفی نیز ممکن است خطای بیشتفسیری رخ بدهد. برخی از علتهای خطای بیشتفسیری در خواندن متون فلسفی به قرار زیرند:
۱. تبدیل امکان به واقعیت
مثال: او فیلسوفی خداباور است چون گفت ممکن است خدا وجود داشته باشد!
۲. بزرگکردن یک واژه یا استعاره در متن و تفسیر کل متن در پرتو آن
مثال: افلاطون فیلسوفی نژادپرست است چون میگوید بعضی انسانها از جنس طلا، بعضی از جنس نقره و بعضی از جنس آهناند.
۳. نسبت دادن مفاهیم متأخر به فیلسوف
مثال: افلاطون فیلسوفی طرفدار توتالیتاریسم است چون مخالف دموکراسی است!
۴. نادیده گرفتن زمینه
مثال: نیچه فیلسوفی ضد زن است چون میگوید به سراغ زنان که میروی تازیانه را فراموش نکن!
۵. خواندن نیت مؤلف
مثال: قصد فروید فروپاشی بنیان خانواده بود و به همین علت غریزهی جنسی را در روانکاوی پررنگ کرد!
۶. پل زدن از متن به زندگی مؤلف
مثال: افلاطون ورزشکار بوده است چون بیشتر شخصیتهای رسائل او در ورزشگاهها یکدیگر را ملاقات میکردهاند!
۷. استنباط گزارهی ایجابی یا سلبی از سکوت مؤلف
مثال: سقراط نسبت به کشتار حیوانات و تغذیه از گوشت حیوانات ساکت است پس او نسبت به گیاهخواری موضع منفی دارد و گوشتخواری را تأیید میکند!
اگر در خواندن متون فلسفی مراقب نباشیم و معنایی را از متن بهدست آوریم که شواهد زبانی، ساختاری یا تاریخی متن برای توجیه آن کافی نباشد، ممکن است دچار خطای بیشتفسیری شده باشیم.
برای تمرین، نمونههایی از خطاهای بیشتفسیری را در زندگی روزمرهی خود و نیز در خواندن متون ادبی–فلسفی بیابید. به نمونههای زیر نیز به عنوان مثالهای بیشتر فکر کنید:
– او شعر عاشقانه مینویسد پس حتماً عاشق شده است!
– میترسم خودکشی کند چون دو سه ماه است مدام آثار صادق هدایت را میخواند!
– نسبت به اعتراضات مردم بیاعتنا است چون در این مدت در اینباره اصلا استوری نگذاشت!
‒ او قطعاً همجنسگرا است چون وقتی زن همسایه به او پیشنهاد رابطهی جنسی داد، نپذیرفت!
– او احساس کمبود میکند چون وقتی به او گفتیم شعرهایت را منتشر کن، گفت من که کار خاصی در شعر معاصر نکردهام که شایستهی چاپ باشد!
– او شدیداً چپگراست چون گفت پیش از نقد مارکس دست کم برخی از آثار او را بخوانید!
– او بیخداست چون گفت من با ادلهی ملاصدرا دربارهی وجود خدا قانع نشدهام!
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
Post #3093
358
- ❤ 7
- 👍 2
- 👏 2
- 💯 2