📌 مهمترین خطاهای تفسیرِ متون فلسفی و ادبی
[فرستهی یک]
✔️ خطاهای تفسیری مربوط به زمینه
– زمانپریشی: نسبت دادن ارزشها و مفاهیم امروزی به نویسندهای در دورهای دیگر.
– عدم توجه به زمینهی تاریخی: نادیدهگرفتن شرایط فکری، اجتماعی، فرهنگی، و اجتماعی که متن در آن پدید آمدهاست.
– عدم توجه به زمینهی درون متن: جدا کردن بخشی از متن برای تفسیر بدون توجه به آنچه کل متن میگوید.
– جعل زمینه: اطلاعاتی تاریخیای به متن نسبت داده شود که یا درست نیست یا شواهد و قرائن کافی برای درستی آن در دست نداریم.
✔️ خطاهای تفسیری مربوط به نیت مؤلف
– مؤلفمحوری: تصور اینکه تنها یک تفسیر معتبر از متن وجود دارد و این تفسیر چیزی نیست جز معنای مورد نظر مؤلف
– نیتخوانی: نسبت دادن نیت خاصی به مؤلف متن بدون داشتن شواهد و قرائن کافی
– زندگینامهگرایی: تفسیر یک اثر براساس زندگینامهی مؤلف یا تفسیر اثر بهگونهای که انگار مؤلف در اثر زندگی خود را بیان کردهاست.
– روانشناسیگرایی: تفسیر یک اثر به عنوان کاشف روان نویسنده و ویژگیهای شخصی غالباً پنهان او.
✔️ خطاهای تفسیری مربوط به زبان و معنا
– تفسیر تکمعنایی: این فرض که هر متن فقط و فقط یک معنای واحد دارد و هر تفسیر دومی از متن خطا است.
– ابهامزداییبیقرینه: انتخاب یک معنا و عدم توجه به معانی دیگر بدون توجه به شواهد متنی
– مغالطهی ریشهشناختی: این تصور که معنای واقعی هر واژه، تنها معنای تاریخی است و آن معنای تاریخی را مبنای تفسیر قراردادن.
– لغتنامهمحوری: این تصور که معنای مندرج در لغتنامه، بهتنهایی معنای مفاهیم مندرج در متن را روشن میکند و میتواند مبنای تفسیر قرار گیرد.
– تعمیم معنای واژه: یکی از معانی واژه را به تمام موارد کاربرد آن تعمیم دادن و تفسیر تمامی موارد کاربرد تنها با آن معنای خاص.
– تحمیل معنا: معنای مد نظر خود را بر متن فرافکندن و در نظر نگرفتن سایر امکانهای تفسیری معقول.
– تفسیر بر مبنای ترجمهی غلط: تفسیر یک متن بر اساس ترجمهای غلط یا غیرقابل اعتماد.
✔️ خطاهای منطقی در تفسیر
– مصادره به مطلوب: ابتدا معنا را در نظر بگیریم و سپس در تفسیر خود آن معنا را از متن استخراج کنیم.
– استدلال از سکوت: از این مقدمه که چون مؤلف دربارهی الف چیزی نگفته است پس موافق است است. [دقت کنید که لزوماً سکوت علامت رضا نیست.]
– تعمیم شتابزده: یک بخش از متن را نمایندهی کل نظام فکری مؤلف بدانیم و به سایر شواهد متنی بیاعتنا باشیم.
– دوگانهسازی جعلی: این تصور که اگر تفسیر متن الف نیست پس تفسیر درست آن چیزی متضاد یا متناقض با الف است.
– هر تفسیری امکانپذیر است: امکان تفاسیر متعدد معقول را دلیلی بر این امر دانستن که هر تفسیری ممکن است. [دقت کنید که کثرت تفاسیر دلیل خوبی بر عدم محدودیت تفاسیر نیست.]
✔️ خطاهای تفسیری مربوط به جزء و کل
– کلسازی ازجزء: یک جملهی منفرد را نمایندهی کل اثر قرار دادن و بیتوجهی به کلیت فکری نویسنده در تفسیر جملههای منفرد
– تعمیم یک اثر به کل سیر فکری نویسنده: یک اثر را نمایندهی کل فکر مؤلف قرار دادن و بیتوجهی به آثار قبلی و بعدی او.
– نادیدهگرفتن تحول فکری نویسنده: بیتوجهی به اینکه مولف ممکن است تغییرات فکری داشته باشد و چیزی را که در متن گفته بعداً بسط یا بهبود داشته باشد، و حتی تعدیل یا نهایتاً نقض کرده باشد.
نیز ببینید:
۱. روششناسی تفسیر متون فلسفی یک
۲. روششناسی تفسیر متون فلسفی دو
۳. روششناسی تفسیر متون فلسفی سه
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
Post #3104
98