مطالبی که در یکی دو چنل همسایه دربارهٔ سیدجمالالدین افغانی (اسدآبادی) منتشر شد را بهانهای قرار دادم تا به مرور، بخشهایی از یادداشتهایی که قبلاً برای نگارش مقالهای دربارهٔ وی جمع کرده بودم را منتشر کنم. این نوشته، بریدهٔ اول در این سلسله نوشتارهاست. عناوین داخل پرانتز، رفرنسهایی بودند که در فایل اصلی برای مقاله در نظر گرفته شده بود. این منابع در انتهای مجموعه یادداشتها خواهند آمد.بریدهٔ چهارم: ارتباطات سیدجمالالدین و نهادهای قدرت (در پنج فرسته)
(بریدهٔ اول، بریدهٔ دوم، بریدهٔ سوم)
این بریده که از بریدههای دیگر طولانیتر خواهد بود، به ارتباطات سیدجمالالدین با نهادهای قدرت ملی و بینالمللی میپردازد. مردی که مشهور به مبارزه با استعمار بود، به پول هیچ استعمارگری «نه» نمیگفت و عَلَمی نبود که چند صباحی زیرش سینه نزده باشد. در اینجا به برخی از موارد مطرح شده توسط تاریخنگاران خواهیم پرداخت. متأسفانه پژوهش نهچندان آکادمیک من در این نقطه پایان یافت، چه هرگز فرصت بررسی دقیق تکبهتک اسناد دستهاول را نداشتم. بررسی دقیقتر اعمال و اندیشههای این چهرهٔ جنجالی قرن نوزدهم، به تحقیق مستندتر و دقیقتری محتاج است.
الف) روسیه
به گزارش دانشنامه بریتانیکا، سید جمال هنگامی که با اعظم خان (در افغانستان) ملاقات کرد مورد پذیرش جدی قرار گرفت. ایرانیکا علت آن را حمل نامهای خصوصی از امپراتوری روسیه میداند (ایرانیکا, مدخل سیدجمالالدین افغانی). گزارشاتی وجود دارد که در سال ۱۸۵۸، یک جاسوس بریتانیایی در گزارشی سید جمال را به دلیل آنکه به نظر میرسد مأمور روسیه است، مشکوک گزارش میکند. (Asante, 2002) (دریفوس, ۲۰۰۷). ضمن اینکه وی مدتی در روسیه و سنت پترزبورگ اقامت داشته و با بزرگان آن سرزمین دیدارهایی انجام داده. وی در سال ۱۸۸۸ «چشم انداز قیام در هندوستان را که منتظر اشارت روسیه بود، به بعضی مقامات روسی قبولانده بود» (دریفوس, ۲۰۰۷). او در سال ۱۸۸۷ به مقامات روسیه گفته بود که به بریتانیا اعلان جنگ کنند و در هندوستان به جنگ با آن بپردازند. او به روسها اطمینان داده بود که مسلمانان هند به نفعشان وارد عمل خواهند شد (Keddie, 1972). در سال ۱۸۸۸، پلیس آگاهی هندوستان (Criminal Investgation Department, CID) گزارشی داد مبنی بر اینکه هنگام حضور سید در سنت پترزبورگ، او برخی از سران روسیه را قانع کرده بود که مسلمانان هندوستان آمادهی خیزش علیه بریتانیا، به اشارهی روسیهاند (Kedouri, 1966). به عقیدهی کدوری، شکی وجود ندارد که او بین سالهای ۱۸۸۷ تا ۱۸۸۹، مامور روسیه بوده است (Kedouri, 1966). به علاوه، همانطور که در پارهٔ اول اشاره شد، وی پای برخی نامههایش را به نام «داغستانی» امضا میکرد (مطهری, ۱۳۸۲).
بنابراین، روسیه اولین دولتی است که در فهرست ما، سیدجمال را به عنوان مشاور و مأمور به خدمت گرفته است.
ب) بریتانیا
بزرگترین استعمارگر تاریخ غرب هم از خدمات سیدجمال بیبهره نبود. اگرچه مبارز نستوه و خستگیناپذیر ما همواره علیه استعمار و استحمار ملل مسلمان فعالیت میکرد، اما علاقهٔ وی به ماکیاولی شاید مانع از آن میشد که از مواهب این قدرت عظیم جهان سرمایهداری بهره نبرد. در نگاه نخست بنظر میرسد سیدجمال خصم «امپراتوری» بوده است. او در مصر مردم را به مقابله با بریتانیا و تلاش برای کسب استقلال کشورشان تحریک میکرد (Asante, 2002). آنقدر در عروه الوثقی علیه بریتانیا مطلب نوشت که منجر به بسته شدن آن روزنامه شد (مطهری, ۱۳۸۲). او که میرزای شیرازی را به مقابله با قرارداد تنباکو تحریک کرد (ایرانیکا, مدخل سیدجمالالدین افغانی) (مطهری, ۱۳۸۲). بهعلاوه، وی برای «استقلال» ایران بسیار کوشید و مقابل قراردادهای «استعماری» ناصرالدین ایستاد، تا جایی که شاه را متهم به فروش کشور به بیگانگان میکرد (آبراهامیان, ۱۴۰۰). بااینحال، این همهٔ ماجرا نیست./۱
سخن، مقولاتی در علوم انسانی و ادبیات
@Arkhe_logos