TGViewer
Channel Public Channel
𝐙𝐞𝐢𝐭 & 𝐆𝐞𝐢𝐬𝐭

𝐙𝐞𝐢𝐭 & 𝐆𝐞𝐢𝐬𝐭

@zeitgeisthist

اینجا از «روح زمانه» می‌نویسیم؛
از تاریخ، فلسفه و اندیشه‌هایی که جهان را می‌سازند.
Subscribers
1.74K
Photos
64
Videos
8
Links
106
Recent Posts 17 shown
Post #208 3.61K
👑 تختی ایرانی برای یک تزار روس

✵این تخت باشکوه در اواخر سدهٔ شانزدهم میلادی در ایران صفوی ساخته شد و در سال ۱۶۰۴ میلادی، در دورهٔ شاه عباس اول، به تزار روسیه، بوریس گودونوف، هدیه داده شد. این تخت صرفاً هدیه‌ای برای نمایش شکوه و ثروت نبود؛ پشت آن، محاسبات سیاسی و دیپلماتیک مهمی قرار داشت. شاه عباس درگیر جنگ با عثمانی بود و می‌کوشید روابط ایران و روسیه را برای مقابله با رقیب مشترکشان گسترش دهد.

💎🪑تخت با طلا و انبوهی از سنگ‌های قیمتی همچون یاقوت، تورمالین، فیروزه و مروارید تزئین شده بود؛ هدیه‌ای که می‌توانست شکوه دربار صفوی را به نمایش بگذارد.

🧭🤝در کنار اهداف نظامی و سیاسی، گسترش تجارت نیز اهمیت داشت. شاه عباس می‌خواست با تقویت ارتباط با روسیه، مسیرهای تجاری شمالی را توسعه دهد و وابستگی تجارت ابریشم ایران به مسیرهای تحت کنترل عثمانی را کاهش دهد.

🏛️  هرچند این تلاش شاه عباس به اتحاد نظامی پایدار با روسیه نینجامید، این تخت همچنان یادگاری از روابط صفویه و روسیه است و امروزه در موزه‌های کرملین مسکو نگهداری می‌شود.
#آثار_تاریخی #صفوی #تاریخ #شاه_عباس
𝐙𝐞𝐢𝐭 & 𝐆𝐞𝐢𝐬𝐭
  • ❤ 13
  • 😡 1
Post #207 477
«گفتار های تاریخ | قسمت ۲۱»
قسمت قبلی⏮
✍ اسکندر مقدونی، پادشاه مقدونیه و فرمانده‌ای که بعدها بخش بزرگی از جهان شناخته‌شدهٔ زمان خود را فتح کرد، در جوانی دربارهٔ شرکت در مسابقات المپیک
گفت:
«اگر رقیبانم پادشاه بودند، در مسابقات المپیک شرکت می‌کردم.»

❊ هنگامی که از اسکندر خواستند در مسابقهٔ دوِ المپیک شرکت کند، او این پاسخ را داد. منظورش این بود که حاضر است در رقابتی شرکت کند که رقبایش هم‌سطح او باشند؛ یعنی پادشاهان و فرمانروایان، نه ورزشکاران عادی. این پاسخ، تصویری از جایگاه و هویت سلطنتی اسکندر و نگاه او به رقابت را نشان می‌دهد.

📚 منبع:
پلوتارک، «زندگی اسکندر»، بخش ۴

#تاریخ #نقل_قول #اسکندر_مقدونی #یونان_باستان

𝐙𝐞𝐢𝐭 & 𝐆𝐞𝐢𝐬𝐭
  • ❤ 17
  • 👎 1
Post #206 793
✍ برای بسیاری از متولدین دههٔ ۹۰ میلادی، یکی از نخستین تصاویر سیاسی و تاریخی که در ذهنشان حک شد، صحنهٔ اعدام صدام حسین، رهبر سابق عراق، بود؛ اما داستان سقوط او بسیار پیچیده‌تر از آن چیزی بود که در قاب تلویزیون دیده می‌شد. 🇮🇶🇺🇸
#روایت_تاریخ
🖼تصویر
⚠️ آنچه در ادامه می‌خوانید، روایتی بحث‌برانگیز از سقوط حکومت صدام حسین است؛ روایتی که برخی ادعاهای آن دربارهٔ نفوذ در ساختار قدرت و ارتباط با دستگاه‌های اطلاعاتی، نیازمند بررسی و راستی‌آزمایی مستقل است. با این حال، روایت به‌دلیل ادعاهای مطرح‌شده و تصویری که از پشت‌پردهٔ سقوط عراق ارائه می‌دهد، قابل تأمل است. 🕵️

🪖 سال ۲۰۰۳، ارتش آمریکا خیلی راحت و بدون دردسر وارد عراق شد؛ انگار نه انگار که قرار است وارد یک جنگ تمام‌عیار شود! اما نکتهٔ عجیب اینجا بود: ارتش عراق که سال‌ها با ایران و کویت جنگیده و همیشه انگشتش روی ماشه بود، ناگهان ناپدید شده بود!

🧩 اما ارتش عراق کجا بود؟ ماجرا از اینجا جالب‌تر می‌شود.

◆ تا به حال نام «طریقت کس‌نزانی» را شنیده‌اید؟ اگر نشنیده‌اید، طبیعی است؛ چون حتی نام و معنای آن هم به‌گونه‌ای بود که کسی چیزی از آن نمی‌دانست! «کس‌نزانی» در زبان کردی به معنای «هیچ‌کس نمی‌داند» بود.

◆ این طریقت به رهبری «محمد عبد الکریم کس‌نزانی» از مکتب طریقت قادریه بود و مریدانش به موهای بلندشان شهرت داشتند.

◆ کس‌نزانی‌ها به‌مرور چنان گسترش یافتند که در تمام سطوح حکومتی عراق جایگاه‌هایی به دست آوردند. اما نفوذشان به دستگاه دولتی محدود نماند؛ آنها به‌شدت در ارتش عراق نیز نفوذ کرده بودند.

◆ حتی برخی از نزدیک‌ترین افراد صدام حسین نیز شخصاً از مریدان کس‌نزانی بودند؛ از جمله «عزت ابراهیم الدوری»، دوست وفادار صدام، «عدی صدام حسین»، پسر صدام، و «ساجده خیرالله»، همسر صدام.

◆ به همین دلیل، گفته می‌شد محمد کس‌نزانی، رهبر طریقت، از تصمیمات صدام حسین و تصمیماتی که در سطوح مختلف حکومتی گرفته می‌شد، اطلاع داشت.

◆ و طبیعتاً در کنار طریقت کس‌نزانی، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، CIA، و سازمان اطلاعات اسرائیل، موساد، نیز با آنها همکاری می‌کردند.

◆ حتی پیش از حملهٔ آمریکا به عراق، اظهاراتی از این دست که «ما حتی تا اتاق خواب صدام نفوذ کرده‌ایم» مطرح می‌شد که ظاهراً بی‌دلیل نبود؛ چراکه همسر صدام، ساجده خیرالله، نیز از مریدان کس‌نزانی بود.

◆ سرانجام در مارس ۲۰۰۳، ارتش آمریکا وارد عراق شد. از آنجا که تمام ژنرال‌های ارتش عراق از کس‌نزانی‌ها بودند، گفته می‌شود مقاومت جدی در برابر ارتش آمریکا صورت نگرفت. حتی ادعا شده است که شیخ محمد کس‌نزانی به ژنرال‌ها دستور داده بود در برابر ارتش آمریکا مقاومت نکنند؛ و گفته می‌شد این درخواست از سوی موساد به او منتقل شده بود.

◆ چراکه، «هیچ طریقت دینی‌ای در جهان وجود ندارد که موساد از آن استفاده نکرده باشد»؛ فارغ از اینکه آن طریقت متعلق به چه دینی باشد.

◆ صدام متوجه ماجرا شده بود، اما دیگر کار از کار گذشته بود؛ به قول معروف، «آب که از سر گذشت، چه یک وجب، چه صد وجب!»

◆ ارتش آمریکا در فضایی شبیه به یک گردش و تفریح، عراق را اشغال می‌کرد و عزت ابراهیم الدوری، دوست وفادار صدام، نیز به‌خوبی نقش خود را به‌عنوان یکی از مریدان کس‌نزانی ایفا می‌کرد؛ تا جایی که او شخصاً شمال بغداد را به نیروهای آمریکایی تحویل داد.

◆ چون این خواست شیخ بود؛ و لابد باید کرامتی هم در کار می‌بود! و اینجاست که ماجرا معنای دیگری پیدا می‌کند؛ جریانی که از دل یک طریقت مذهبی برخاسته بود، آرام‌آرام خود را به ساختار قدرت رسانده و تا بالاترین سطوح حکومت و ارتش نفوذ کرده بود.

◆ شاید این داستان، نمونه‌ای باشد از اینکه در تاریخ، همیشه لازم نیست یک حکومت را از بیرون شکست داد؛ گاهی کافی است از درون، مهره‌های درست را در جای درست قرار داد.
🕯️ تاریخ فقط مجموعه‌ای از اتفاقات گذشته نیست؛ گاهی هشداری است برای کسانی که آن را می‌خوانند.

📝 خاطره‌ای قابل تأمل از معاون صدام حسین

#صدام #عراق #کسنزانی #تاریخ
𝐙𝐞𝐢𝐭 & 𝐆𝐞𝐢𝐬𝐭
Telegram دفتر اندیشه و تاریخ
  • ❤ 15
  • 👍 4
  • 👎 1
  • 👀 1
Post #205 1.65K
سرنوشت من و تو در دستان خودمان است، همچون مجسمه سازی که ماده ای خام در دست دارد و میخواهد آن را به یک شمایل تبدیل کند. همین توانمندی هنرمندانه در همه ما وجود دارد.
📚 رابرت گرین - مهارت های استادی

#تأملات
  • 👏 13
  • ❤ 1
  • 🦄 1
Post #204 792

Forwarded from صدام کن ریحان...

حتما داستان احمد شاه و جمله معروف (من کلم فروشی در این هتل و به شاهی در چنین مملکتی ترجیح میدهم و شنیدید.
اما اصل قضیه از چه قراره؟
موضوع اینجاست که:
سال ۱۲۹۸ شمسی بود؛ ایران از جنگ جهانی اول بیرون آمده بود، اما خودش از پیامدهای جنگ در امان نمانده بود. کشور با بحران مالی، قحطی، ناامنی و حضور نیروهای خارجی روبه‌رو بود.

در این میان، بریتانیا نفوذ زیادی در ایران داشت و دولت وثوق‌الدوله در تهران مشغول مذاکره با انگلیسی‌ها بود.
سرانجام در ۱۸ مرداد ۱۲۹۸ / ۹ آگوست ۱۹۱۹ قراردادی میان ایران و بریتانیا امضا شد که بعدها به نام قرارداد ۱۹۱۹ مشهور شد.
در ظاهر، قرارداد قرار بود به ایران برای اصلاح امور مالی و نظامی و توسعه اقتصادی کمک کند. بریتانیا می‌گفت می‌خواهد با دادن وام و فرستادن مستشار، به سامان دادن کشور کمک کند.
اما مخالفان نگاه دیگری داشتند.
آنها می‌گفتند اگر امور مهمی مانند مالیه و سازمان نظامی ایران زیر نظر مستشاران انگلیسی قرار بگیرد، استقلال واقعی کشور آسیب می‌بیند.
در همین زمان، یک موضوع دیگر هم مطرح شد:
راه‌آهن.
ایران تقریباً راه‌آهن سراسری نداشت(راه اهن داشت راه اهن سراسری نداشت) و ساخت چنین شبکه‌ای می‌توانست کشور را از نظر اقتصادی و نظامی کاملاً متحول کند.

دولت ایران و جمعی از سران مجلس از جمله خود شاه معتقد بودند که باید راه اهن از شرق به غرب(از دریای عمان تا رود ارس)کشیده بشه که هم جنبه ترابری داشته باشه هم جنبه اقتصادی.
ولی نه دولت بریتانیا این موضوع پذیرفت نه اقلیت مجلس.
دولت بریتانیا خواهان کشیده شدن راه اهن شمال به جنوب(از بندر ترکمن تا بندر شاهپور یا اما خمینی فعلی،که هردو در زمان خود بندر های متروکه بودند) بود دلیل مخالفتش با شرق به غرب نفوذ روسیه بلشویکی و رسیدن به اون ها به هند بود.

قرار داد امضا شده باید به دست شاه امضا میشد.
ولی احمدشاه در مقابل این قرارداد موضع گرفت و گفت:کسانی که پول گرفته اند تصدیق کنند؛من هرگز تصدیق نخواهم کرد.
فشار ها بر روی احمد شاه بیشتر شد؛احمد شاه هم گفت ایران یک کشور دموکراتیک است و برای پذیرش قرارداد باید به مجلس فرستاده شود.قرارداد هم به مجلس فرستاده میشه و مجلس اون و رد میکنه.

ناصرالملک در راستای این حرکت احمد شاه به اون میگه:کار خودت را ضایع کردی)

احمدشاه هم در پاسخ میگه: من کلم فروشی در این هتل رو به شاهی در مملکتی که بریتانیا در پس پرده اون باشه ترجیح میدهم.


_مدرس قهرمان آزادی
  • 👏 23
  • ❤ 6
  • 👍 2
  • 🤬 1
Post #203 1.33K
چشم در برابر چشم، در نهایت همه دنیا را کور می‌کند.

👤 ماهاتما گاندی

#تأملات
  • ❤ 11
  • 👍 3
  • 👎 3
Post #201 840
🗺 والاچیا (𝐖𝐚𝐥𝐥𝐚𝐜𝐡𝐢𝐚) یا والاخیا، یک منطقه تاریخی و جغرافیایی در جنوب رومانی امروزی است که بین رود دانوب و کوه‌های کارپات قرار دارد. این سرزمین در اوایل قرن ۱۴ میلادی توسط باساراب اول به عنوان یک شاهزاده‌نشین تأسیس شد.

💰🤝 دوره خراج‌گذاری عثمانی
والاچیا از اواخر قرن ۱۴ میلادی به تدریج تحت نفوذ عثمانی قرار گرفت. اولین پرداخت خراج در سال ۱۳۹۵ میلادی در زمان حکومت ولاد اول آغاز شد. در سال ۱۴۱۵ (یا ۱۴۱۷) والاچیا به طور رسمی سلطه امپراتوری عثمانی را پذیرفت و به یک ایالت خراج‌گذار (𝐕𝐚𝐬𝐬𝐚𝐥) تبدیل شد. هرچند در دوره‌هایی مانند اشغال‌های موقت روسیه بین سال‌های ۱۷۶۸ تا ۱۸۵۴ محدودیت‌هایی برای عثمانی ایجاد شد. نهایتاً در سال ۱۸۵۹ والاچیا با مولداوی متحد شد و پایه‌گذار رومانی مدرن گردید.

🧬🗣️ نژاد و قومیت مردم
مردم والاچیا عمدتاً از تبار رومانیایی (والاچ) هستند. آنها بازماندگان مستعمرات رومی در داکیه و موئسیا محسوب می‌شوند و زبانشان ریشه لاتین دارد. با این حال، در طول تاریخ اقوام مختلفی مانند اسلاوها، گوت‌ها و هون‌ها در این منطقه ساکن شده‌اند و ترکیب جمعیتی آن را متنوع کرده‌اند.
  • ❤ 14
  • 👍 4
Post #200 999
«ولاد تپش؛ کابوس عثمانی | قسمت ۱»
🖼پوستر
#روایت_تاریخ
قسمت بعدی⏭
❖ قسمت اول | پسری در دربار عثمانی
✍ ولاد سوم؛ شاهزاده‌ای که بعدها به «ولاد تپش» مشهور شد، حاکم والاچیا در سدهٔ پانزدهم بود؛ سرزمینی در جنوب امروزی رومانی که میان دو قدرت بزرگ، یعنی پادشاهی مجارستان و امپراتوری عثمانی، قرار داشت. او به‌دلیل استفاده گسترده از اعدام با میخ و خشونت‌هایش علیه مخالفان و دشمنان، به یکی از مشهورترین چهره‌های خونین اروپای شرقی تبدیل شد؛ اما داستان دشمنی او با عثمانی‌ها، از سال‌ها پیش از جنگ‌هایش آغاز شده بود.
❈ولاد در حدود سال ۱۴۳۱، در خاندان حاکم والاچیا به دنیا آمد. پدرش، ولاد دوم، ملقب به «دراکول» بود؛ لقبی که بعدها پسرش نیز به شکل «دراکولا» از آن استفاده کرد. در آن زمان، حفظ تاج‌وتخت والاچیا بدون جلب رضایت قدرت‌های اطراف تقریباً ناممکن بود و ولاد دوم نیز برای حفظ حکومت خود ناچار بود میان عثمانی‌ها و مجارها سیاستی بسیار پرخطر در پیش بگیرد.

❈در سال ۱۴۴۲، پس از تحولات سیاسی و نظامی منطقه، ولاد دوم بار دیگر برای حفظ موقعیت خود به سلطان مراد دوم نزدیک شد. یکی از بهای این رابطه، فرستادن دو پسرش، ولاد و برادر کوچک‌ترش رادو، به دربار عثمانی بود؛ اقدامی که عملاً آنها را به گروگان‌های سیاسی تبدیل کرد. منابع تاریخی حضور ولاد در دربار عثمانی را حدود سال‌های ۱۴۴۲ تا ۱۴۴۷ ثبت کرده‌اند.

❈بنابراین، نوجوانی ولاد نه در قصر پدرش در والاچیا، بلکه در محیط قدرت عثمانی سپری شد؛ جایی که قرار بود حضور او تضمینی برای وفاداری پدرش باشد. این دوره از زندگی ولاد اهمیت زیادی داشت، زیرا او در همان سال‌هایی که در حال شکل‌گیری شخصیتش بود، از نزدیک با ساختار سیاسی، نظامی و درباری عثمانی آشنا شد.

❈دربارهٔ شرایط دقیق زندگی او در این دوران، روایت‌های متأخر جزئیات متفاوتی ارائه می‌کنند و همهٔ آنها را نمی‌توان با اطمینان پذیرفت. حتی محل دقیق اقامت ولاد و رادو نیز در منابع به شکل یکسان ثبت نشده است. توکات و چند محل دیگر در روایت‌های تاریخی و پژوهش‌های بعدی مطرح شده‌اند؛ بنابراین نمی‌توان با قطعیت گفت که تمام سال‌های اسارت آنها در یک قلعه مشخص گذشته است.

❈اما اصل ماجرا روشن‌تر است: ولاد در محیط عثمانی با نظام سیاسی و نظامی‌ای آشنا شد که بعدها خود در برابر آن قرار گرفت. او در کنار آموزش‌های درباری و نظامی، زبان و فرهنگ عثمانی را نیز از نزدیک می‌شناخت. دربارهٔ جزئیات این آموزش‌ها، روایت‌های فراوانی وجود دارد، اما همهٔ ادعاهای مربوط به آموزش گستردهٔ فلسفه، علوم یا حتی جزئیات دقیق برنامهٔ آموزشی او، به یک اندازه مستند نیستند.

❈در همین سال‌ها، ولاد با محمد، پسر سلطان مراد دوم، نیز در یک محیط سیاسی مشترک قرار داشت؛ همان شاهزاده‌ای که چند سال بعد با نام محمد دوم به سلطنت رسید و قسطنطنیه را فتح کرد. رابطهٔ دو نفر در این مرحله را نباید صرفاً بر اساس دشمنی آینده‌شان بازسازی کرد؛ اما این هم‌دوره‌بودن اهمیت زیادی داشت، زیرا بعدها همین دو شخصیت در یکی از مشهورترین رویارویی‌های عثمانی و والاچیا مقابل یکدیگر قرار گرفتند.

❈در سوی دیگر، سرنوشت رادو به‌تدریج مسیر متفاوتی پیدا کرد. رادو که بعدها به «رادو زیبا» شهرت یافت، ارتباط نزدیکی با دربار عثمانی پیدا کرد و در سال‌های بعد در برابر برادرش قرار گرفت. همین تفاوت مسیر دو برادر، بعدها به یکی از عوامل مهم کشمکش بر سر تاج‌وتخت والاچیا تبدیل شد.

❈اما شاید مهم‌ترین نکته دربارهٔ این سال‌ها، مسئلهٔ اعدام با میخ باشد؛ روشی که بعدها بیش از هر چیز دیگری نام ولاد را با آن پیوند داد. روایت مشهور می‌گوید ولاد این روش را در دوران حضورش نزد عثمانی‌ها آموخت و سپس آن را علیه خود عثمانی‌ها به کار برد. بااین‌حال، پژوهش‌های جدید تصویر پیچیده‌تری ارائه می‌کنند.

❈پژوهش تاریخی جدید در Transactions of the Royal Historical Society نشان می‌دهد که اعدام با میخ پیش از ولاد در بخش‌هایی از اروپای شرقی، از جمله قلمرو مجارستان و ترانسیلوانیا، نیز وجود داشته است و نمونه‌هایی از کاربرد آن در محیط عثمانی هم ثبت شده بود. بنابراین نمی‌توان با قطعیت گفت که ولاد این شیوه را صرفاً از عثمانی‌ها «یاد گرفت». او در دوران اقامتش در قلمرو عثمانی با این شیوه و اخبار مربوط به آن مواجه بوده، اما تأثیر هم‌زمان سنت‌های مجاری، ترانسیلوانی و عثمانی نیز باید در نظر گرفته شود.

❈در همین دوران، اتفاقات سیاسی بیرون از دربار نیز آیندهٔ ولاد را تغییر می‌داد. والاچیا سرزمینی میان عثمانی و مجارستان بود و پدرش دائماً مجبور بود میان این دو قدرت تعادل برقرار کند. در چنین شرایطی، گروگان‌بودن دو پسر تنها یک مسئله خانوادگی نبود؛ بلکه بخشی از همان سیاست خشن و واقع‌گرایانه‌ای بود که قدرت‌های منطقه برای کنترل حاکمان مرزی به کار می‌گرفتند.
📌ادامه مطالب در کامنت‌ها
#دراکولا
𝐙𝐞𝐢𝐭 & 𝐆𝐞𝐢𝐬𝐭
Telegram دفتر اندیشه و تاریخ
  • ❤ 12
  • 👍 8
Post #199 865

Forwarded from خاطرات و خطرات

می‌گویند شراب شیراز لذیذترین شراب جهان است. [ایرانیان] آن را فقط پنهانی می‌نوشند؛ اما علناً با تریاک، بنگ و نوشیدنیِ [تهیه‌شده] از دانه‌های خشخاش مست می‌کنند.


#ایمانوئل_کانت
  • 😁 21
  • 😐 3
  • ❤ 2
Post #198 1.36K
کسیکه اعتقاد دارد
دیگران باید مشکلاتش را حل کنند!
همانند کسـی است که
برای گذر از رودخانه
منتظر است تا آب آن خشک شود...!
👤 منسوب به تولستوی

#تأملات
  • 👍 21
  • ❤ 1
Post #197 6.68K
📌«کارخانه توپ‌ریزی اصفهان؛ شکست در سایه سیاست»
«گزیده خوانی | قسمت ۱۴»
قسمت قبلی⏮
🖼تصویر
✍بی‌کفایتی و کارشکنی دولت قاجار و کارگزاران آن به جایی رسید که افسر توپخانه فرانسوی اعزامی از سوی ناپلئون بناپارت ناگزیر شد دستمزد کارگران را از مال شخصی خود بپردازد تا بتواند توپ‌هایی را که برای ایران متعهد شده بود، بسازد.
◆ کارخانه توپ‌ریزی اصفهان را فابویه، افسر فرانسوی هیئت نظامی ژنرال گاردان، به فرمان فتحعلی شاه دایر کرد. این کارخانه اهمیت نظامی زیادی داشت و همین باعث شد هدف منافع بیگانه شود: روس‌ها نگران بودند توپ‌های ایرانی سد راهشان شود و انگلیسی‌ها می‌ترسیدند ایران با تحریک ناپلئون به مرزهای هند دست‌اندازی کند.

◆ بر پایه گزارش‌های فابویه، عبدالله خان نایب‌الحکومه اصفهان ابزار اجرای این مقاصد بود؛ کارگران را به کارشکنی تحریک می‌کرد، لوازم را از میان می‌برد و از بی‌لیاقتی فابویه به شاه گزارش می‌داد. در ژوئن ۱۸۰۸ نخستین توپ‌ها آماده شد، اما کوتاهی در تأمین چوب، زغال و مس و پرداخت‌نشدن مزد کارگران کار را خواباند. حاج محمدحسین خان امین‌الدوله وعده رسیدگی داد، اما تنها تحفه‌اش نوزده خربزه بود. کار چنان فروپاشید که تنها دو کارگر ماندند که مزدشان را فابویه از جیب خود می‌پرداخت؛ در مجموع نزدیک چهار هزار فرانک از مال خودش خرج کرد.

◆ با این حال در ۲۴ ژوئیه ۱۸۰۸، به مناسبت جشن ولادت ناپلئون، همه توپ‌ها را به صدا درآورد و رسماً اعلام کرد کارخانه نتیجه داده است. در اکتبر همان سال شاه فرمان داد بیست توپ به تهران فرستاده شود؛ انتقال توپ‌ها با بیگاری روستاییان و دشواری بسیار انجام شد. فابویه در ۳۱ دسامبر وارد پایتخت شد و دید فرانسویان دیگر اعتبار پیشین را ندارند.

◆ ایرادهایی هم از کارش گرفتند — از صندوق‌های دواسبه تا نبود دگمه نشانه‌گیری روی لوله توپ — که بهانه بود تا با چرخش سیاست ایران به سمت بریتانیا، نیازی به قدردانی از او نباشد. فابویه در نامه‌ای نوشت توپ‌ها را آزمودند و چون نشکست، در انباری گذاشتند و در را بستند.

◆ سرانجام گاردان با اجازه شاه ایران را ترک کرد و پیش از رفتن، فابویه را مأمور سفر به قزوین و کرمانشاه کرد؛ به بهانه رساندن هدایا، اما با هدف اصلی گردآوری اطلاعات از راه‌ها و بناهای تاریخی، به‌ویژه بیستون. فابویه این مأموریت را انجام داد و در ۱۴ آوریل ۱۸۰۹ از تبریز نوشت که از راه روسیه به فرانسه بازمی‌گردد.
📚منبع: تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران در دوره معاصر، سعید نفیسی، صص ۲۵۶-۲۵۹
#کتاب #قاجار #تاریخ_ایران #تاریخ
𝐙𝐞𝐢𝐭 & 𝐆𝐞𝐢𝐬𝐭
Telegram دفتر اندیشه و تاریخ
  • 😢 14
  • 👍 5
  • ❤ 1
  • 😁 1
Post #196 1.11K
«تاریخ ترکان | هون های غربی | قسمت ۸»
🖼پوستر
قسمت قبلی⏮
«در آغاز سدهٔ پنجم میلادی، هون‌ها دیگر تنها نیرویی مهاجر در حاشیهٔ اروپا نبودند؛ قدرتی تعیین‌کننده شده بودند که می‌توانستند با فشار نظامی و سیاسی، معادلات روم و بیزانس را تغییر دهند.»
✍پس از پایان خطر حملات ویزیگوت‌ها، تهدیدی جدی‌تر روم را درگیر کرد. راداگایسوس که گروه‌های مختلف ژرمن، از جمله واندال‌ها، ساکسون‌ها و آلامان‌ها را تحت فرمان خود گرد آورده بود، با ویرانی‌ها و کشتارهای گسترده در ایتالیا به سوی روم حرکت کرد و اعلام کرد که قصد دارد این شهر را نابود کرده و نام آن را از خاطره‌ها پاک کند.

❖ استیلیکو در منطقهٔ پاویا تلاش کرد مانع پیشروی مهاجمان شود، اما موفق نشد. در نتیجه، ناچار شد از هون‌ها کمک بخواهد.
در پی این درخواست، اولدوز سپاهی را که فرماندهی آن را بر عهده داشت، و نیروهای رومی نیز آن را تقویت کرده بودند، به سوی غرب حرکت داد. در اوت ۴۰۶ میلادی، این نیروها در نزدیکی فلورانس با نیروهای ژرمنیِ تحت فرمان راداگایسوس درگیر شدند و آنان را شکست دادند. راداگایسوس نیز دستگیر و اعدام شد، بدین ترتیب، هون‌ها در شکست نیروهای ژرمنی و جلوگیری از غارت و نابودی روم به دست آنان نقش مهمی ایفا کردند.

❖ اما باید به این نکته نیز توجه داشت که در روایت‌های شماری از مورخان غربی، هون‌ها و به‌ویژه آتیلا، با القاب و توصیفاتی اغراق‌آمیز و گاه غیرانسانی به تصویر کشیده شده‌اند و بخش‌هایی از تاریخ آنان، به‌خصوص در زمینهٔ خشونت و غارت، بسیار پررنگ شده است. در مقابل، دربارهٔ کشتارها و غارت‌هایی که در جریان یورش‌های آلاریک و رادگایسوس رخ داد، کمتر با چنین ادبیاتی مواجه می‌شویم و برخی از این وقایع در روایت‌های تاریخی کم‌رنگ‌تر شده‌اند. همچنین، دربارهٔ هون‌ها و آتیلا، برخی روایت‌های متأخر و داستان‌های اغراق‌آمیز چنان برجسته شده‌اند که گاه تصویر شکل‌گرفته در ذهن خواننده با واقعیت تاریخی فاصله می‌گیرد.

❖ آنچه اروپایی‌ها نوشته‌اند، بیش از آنکه تاریخ باشد، روان‌کاویِ ترس خودشان است. آمیانوس مارسلینوس آن‌ها را «جانوران دوپا» می‌خواند، جردن منشأشان را به جادوگران و شیاطین می‌رساند، و افسانهٔ سنت اورسولا از قتل‌عام ۱۱٬۰۰۰ باکره به دست آن‌ها حرف می‌زند. آتیلا «تازیانهٔ خدا» می‌شود و هر دروغی دربارهٔ او رنگ تقدس می‌گیرد. اما پریسکوس، دیپلمات رومی، در دربار آتیلا نه هیولا دید و نه بیابان‌گردِ خون‌خوار؛ او مردمی با آیین، تجارت و دیپلماسی دید. مسئله اینجاست که هیچ‌کس روایت پریسکوس را تکرار نکرد، چون دشمن به هیولا نیاز داشت. تاریخ همیشه به نفع کسی نوشته می‌شود که برنده شده یا حداقل بازمانده است.

❖ از سوی دیگر، برای اشاره به نقش هون‌ها در تحولات مربوط به روم غربی و نجات شهر روم، در برخی روایت‌ها از تعابیر و جمله‌بندی‌هایی استفاده شده که می‌تواند موجب شود اهمیت این رخداد در نگاه خواننده کمتر از واقعیت تاریخی آن به نظر برسد.

❖ کمک هون‌های غربی به روم، در واقع بخشی از سیاستی بود که از سوی اولدوز، فرمانروای هون‌ها، به‌عنوان یک سیاست حکومتی دنبال می‌شد. بر اساس این سیاست، اگر لازم بود روم شرقی، یعنی امپراتوری بیزانس، به‌طور مداوم تحت فشار سیاسی قرار می‌گرفت و در مقابل، ارتباطات سیاسی و دولتی با روم غربی برای پیشبرد اهداف حکومت هون برقرار می‌شد.

❖ در چارچوب همین سیاست، اقوام و نیروهایی که به روم غربی یورش می‌بردند نیز می‌توانستند تحت فشار نظامی و سیاسی هون‌ها قرار گیرند. اولدوز قصد داشت این سیاست را تا زمانی ادامه دهد که بیزانس به‌طور کامل تحت نفوذ هون‌های غربی قرار گیرد. البته باید توجه داشت که این رویکرد سیاسی تنها به دوران حکومت اولدوز محدود نماند و در دورهٔ جانشینان او نیز ادامه پیدا کرد.

❖ منابع تاریخی نشان می‌دهند اولدوز در سال ۴۱۰ میلادی درگذشت و قاراتون جانشین او شد. در دوران حکومت قاراتون، در جبههٔ غربی هون‌ها تحرک مهمی ثبت نشده و احتمالاً مشکلاتی در جبههٔ شرقی و پیرامون دریاچهٔ بالخاش، توجه حکومت هون‌های غربی را به خود معطوف کرده بود.

❖ از سال ۴۲۲ میلادی، منابع اروپایی بار دیگر از هون‌های غربی یاد می‌کنند. در این زمان روآ فرمانروای هون‌ها بود و در واکنش به اقدامات بیزانس، سپاهی بزرگ به سوی بالکان فرستاد. او بدون مقاومت جدی وارد قلمرو بیزانس شد و سرانجام بیزانس با درخواست صلح، پذیرفت سالانه مقدار مشخصی طلا به‌عنوان خراج به هون‌ها بپردازد.

❖ در سال ۴۳۳ میلادی، هنگامی که بیزانس قصد تسلط بر روم غربی را داشت، رومیان از هون‌ها درخواست کمک کردند. روآ با سپاهی ۶۰ هزار نفری وارد ایتالیا شد و بیزانسی‌ها بدون ورود به جنگ و با پذیرش هزینه‌ای سنگین عقب‌نشینی کردند. بدین ترتیب، هون‌ها بار دیگر از سقوط روم جلوگیری کرده و مانع فروپاشی حکومت روم غربی شدند.
📚منابع
#تاریخ_ترک 
𝐙𝐞𝐢𝐭 & 𝐆𝐞𝐢𝐬𝐭
Telegram دفتر اندیشه و تاریخ
  • ❤ 9
  • 🤣 4
  • 🤯 1
Post #195 1.55K
غیر اخلاقی ترین عادت بشر این است که مدام و بی وقفه درباره هر کس و پیش از آنکه بفهمد و درک کند، قضاوت می کند. این آمادگی پرشور برای قضاوت کردن، نفرت انگیزترین حماقت و مخرب ترین شرارت هاست.
📚وصیت خیانت شده، میلان کوندرا

#تأملات
  • 👏 28
  • 👍 6
  • ❤ 1
Post #193 1.54K
♛ نبرد گاریسی؛ پیروزی به بهای جان پادشاه ⚔️
#فکت
🖼تصویر
🔹 در میانه قرن شانزدهم، قفقاز بار دیگر به میدان کشاکش دو امپراتوری بزرگ، صفوی و عثمانی، بدل شده بود. پیمان آماسیه در ۱۵۵۵، گرجستان را میان این دو قدرت تقسیم کرد و کارتلی، در شرق گرجستان، در قلمرو نفوذ صفویان قرار گرفت.

🔸 اما لوآرساب اول، پادشاه کارتلی، تن به این نظم تازه نداد. او سال‌ها در برابر نفوذ صفویان ایستاد و سرانجام شاه تهماسب اول سپاهی را برای درهم شکستن این مقاومت روانه کارتلی کرد؛ سپاهی که فرماندهی آن با شاهوردی سلطان زیاداوغلی قاجار، بیگلربیگی قره‌باغ و گنجه، بود.

🔹 دو سپاه در گاریسی به یکدیگر رسیدند. در یک سو سپاه صفوی و نیروهای قزلباش قرار داشتند و در سوی دیگر، لوآرساب و پسرش سیمون، که برای حفظ استقلال کارتلی به میدان آمده بودند.

🔸 نبرد سختی درگرفت و در نهایت نیروهای گرجی توانستند سپاه صفوی را به عقب برانند؛ اما پیروزی برای آنان بهایی سنگین داشت. لوآرساب اول در میدان نبرد به‌شدت مجروح شد و جان باخت؛ شاهوردی سلطان نیز در جریان نبرد کشته شد.

🔹 از همین رو، گاریسی را نمی‌توان صرفاً یک پیروزی نظامی دانست. گرجی‌ها میدان را از آنِ خود کردند، اما پادشاهشان را از دست دادند؛ رخدادی که سبب شده است این نبرد در برخی روایت‌ها «پیروزی پیرهوسی» یا حتی نوعی بن‌بست توصیف شود.

⚔️ پس از مرگ لوآرساب، پسرش سیمون اول بر تخت نشست و مقاومت کارتلی در برابر صفویان را ادامه داد

✵ گاریسی از آن نبردهایی بود که در آن، شمشیر یک سو پیروزی را رقم زد و سوی دیگر، بهای آن را با جان پادشاه پرداخت.

#تاریخ #صفوی #تاریخ_ایران #قفقاز
Telegram دفتر اندیشه و تاریخ
  • ❤ 13
  • 👍 5
Post #192 1.35K

Forwarded from 𝐇𝐨𝐮𝐬𝐞 𝐇𝐚𝐛𝐬𝐛𝐮𝐫𝐠🦅 (❄️ḁṃḯr❄️)

#fact_time
حمله وایکینگ ها به ایران

وایکینگ ها از طریق رود ولگا چند بار به شمال ایران یورش بردند که چنین نتایجی داشت:
۱-در قرن نهم که از علویان طبرستان شکست سختی خوردن
۲-در سال ۹۱۰ که ابوالضرغام شکستشون داد
۳-یکسال بعد حمله به گیلان که اونم موفق نبود
۴-شاخص ترین حمله با ۵۰۰ کشتی انجام شد
شهر گرگان و نوار ساحلی رو غارت کردن اما در حمله به ساری نهایتا شکست خوردند
باقی فراری های وایکینگ هم در راه برگشت توسط ترک های خزر کشته شدن
@habscast
  • ❤ 29
  • 🔥 13
Post #191 2.13K
❞آزادی به این معنا نیست که هر کاری که دلت می‌خواهد انجام بدهی؛ آزادی به این معناست که مجبور نباشی کاری را که نمی‌خواهی انجام بدهی.❝
🔻منسوب به ژان‌ژاک روسو

#تأملات
  • 👏 26
  • ❤ 3
  • 😐 2
  • 👎 1
  • 😁 1
Post #190 1.79K
🔒 «هنر جنگ»؛ کتابی که قرن‌ها در دسترس عموم نبود!
🖼عکس #فکت
حدود ۲۵ قرن پیش، در دوره‌ای که سرزمین چین میان حکومت‌های رقیب تقسیم شده و جنگ‌های پی‌درپی جریان داشت، اثری پدید آمد که بعدها یکی از مشهورترین رساله‌های نظامی تاریخ شد:
📖 سون‌تزو، که در زبان‌های اروپایی بیشتر با عنوان هنر جنگ شناخته می‌شود.
◆نویسندهٔ سنتی کتاب سون وو، معروف به سون تزو یا «استاد سون»، معرفی شده است؛ فرمانده‌ای که بنا بر سنت تاریخی چین، در حکومت وو فعالیت می‌کرد و تجربیات نظامی خود را در قالب این رساله تدوین کرد.

🔹این کتاب تنها دربارهٔ نحوهٔ جنگیدن نیست؛ بلکه موضوعاتی مانند شناخت دشمن، اطلاعات، فریب، آرایش نیروها، زمین، زمان‌بندی، تدارکات، فرماندهی و محاسبهٔ هزینه‌های جنگ را بررسی می‌کند.

◆ساختار آن نیز بسیار فشرده است و در ۱۳ فصل تنظیم شده است.

🏺 از یک متن نظامی تا یک کلاسیک چینی
هنر جنگ برای قرن‌ها در سنت نظامی چین مورد مطالعه قرار گرفت.
در دورهٔ سلسلهٔ سونگ، حدود ۱۰۸۰ میلادی، این اثر در مجموعه‌ای رسمی با عنوان «هفت کلاسیک نظامی» قرار گرفت؛ مجموعه‌ای که به دستور امپراتور شنزونگ برای آموزش نظامی اهمیت ویژه‌ای پیدا کرد.

🀄 چرا متن آن تا این اندازه فشرده است؟
متن به زبان چینی کلاسیک نوشته شده و مفاهیم پیچیده را در عباراتی بسیار کوتاه بیان می‌کند. در دوران باستان نیز نوشته‌ها غالباً بر روی نوارهای بامبو ثبت می‌شدند؛ عاملی که اهمیت فشرده‌نویسی را بیشتر می‌کرد.

به همین دلیل، بسیاری از جملات کتاب به جای ارائهٔ دستورالعمل‌های دقیق، اصول کلی ارائه می‌کنند و خواننده باید شرایط را تحلیل و آن اصول را با موقعیت خود تطبیق دهد.

🌏 بعدها کتاب از شرق آسیا فراتر رفت.
نخستین ترجمهٔ اروپایی شناخته‌شدهٔ آن را ژوزف آمیو، مبلغ یسوعی فرانسوی، در ۱۷۷۲ منتشر کرد. در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم نیز ترجمه‌های دیگری به زبان‌های اروپایی منتشر شد.

🌍 وقتی غرب با سون تزو آشنا شد
در قرن بیستم، هنر جنگ به تدریج وارد ادبیات استراتژیک غرب شد.
یکی از مشهورترین ترجمه‌های انگلیسی، ترجمهٔ لیونل جایلز در سال ۱۹۱۰ بود؛ اثری که در گسترش شناخت انگلیسی‌زبانان از کتاب نقش مهمی داشت.

از آن پس، کتاب دیگر صرفاً یک متن تاریخی چینی نبود و در میان نظامیان، دانشگاهیان و نظریه‌پردازان استراتژی مورد توجه قرار گرفت.

⚔️ حتی در روایت‌های مربوط به جنگ خلیج فارس نیز به استفادهٔ فرماندهان آمریکایی از اصول سون تزو اشاره شده است.

💬 اما چه کسانی دربارهٔ این کتاب حرف زده‌اند؟
جیمز کلاول، نویسندهٔ آمریکایی و علاقه‌مند به تاریخ و فرهنگ شرق آسیا، او در مقدمهٔ یکی از ترجمه‌های انگلیسی «هنر جنگ» با لحنی بسیار جدی دربارهٔ ارزش مطالعهٔ این اثر صحبت می‌کند.

او حتی معتقد بود اگر رهبران سیاسی و نظامی آمریکا اصول سون تزو را بهتر می‌شناختند، برخی تصمیمات و رخدادهای نظامی و سیاسی قرن بیستم ممکن بود به شکل دیگری رقم بخورد.

کلاول آن‌قدر برای این کتاب اهمیت قائل بود که پیشنهاد می‌کرد مطالعهٔ آن برای افسران نظامی، سیاستمداران، مدیران و حتی دانشگاهیان جدی گرفته شود.

🧠 مایکل پیلسبری، پژوهشگر و تحلیلگر آمریکایی حوزهٔ چین و مسائل راهبردی، دربارهٔ اهمیت مطالعهٔ مداوم «هنر جنگ» اشاره کرده، مضمون اصلی این است که غفلت از مطالعهٔ این اثر را نوعی افول در توانایی تحلیل استراتژیک می‌داند.

این نگاه نشان می‌دهد چرا «هنر جنگ» برای برخی استراتژیست‌های معاصر صرفاً یک کتاب تاریخی نیست؛ بلکه متنی برای مطالعهٔ مداوم دربارهٔ رقابت، شناخت طرف مقابل و تصمیم‌گیری راهبردی تلقی می‌شود.

🧩 راز ماندگاری سون تزو چیست؟
شاید مهم‌ترین نکتهٔ کتاب این باشد که سون تزو جنگ را صرفاً برخورد دو ارتش نمی‌بیند.
در نگاه او، پیش از آنکه سربازان وارد میدان شوند، اطلاعات، محاسبه، فریب، شناخت زمین، شناخت دشمن، تدارکات و تصمیم فرمانده می‌توانند سرنوشت نبرد را تعیین کنند.

به همین دلیل یکی از مشهورترین اصول منتسب به او چنین است:
«خودت را بشناس و دشمنت را بشناس؛ در صدها نبرد نیز در معرض شکست نخواهی بود.»
و شاید مشهورترین ایدهٔ کتاب همین باشد:
⚔️ بالاترین مهارت در جنگ، شکست دادن دشمن بدون درگیری مستقیم است.
همین نگاه باعث شده هنر جنگ از یک رسالهٔ نظامی باستانی فراتر رود و بعدها در مباحثی مانند مدیریت، تجارت، مذاکره، دیپلماسی و رقابت سازمانی نیز مورد استفاده و تفسیر قرار گیرد.

📚 با این حال، نباید فراموش کرد که این اثر در اصل یک رسالهٔ نظامی متعلق به چین باستان است؛ کاربردهای مدیریتی و تجاری آن، حاصل تفسیر و تطبیق اصول آن با حوزه‌های جدید است.
۲۵ قرن گذشته، اما مسئلهٔ اصلی هنوز همان است:
🧠 چگونه پیش از ورود به میدان، شرایط را به نفع خود تغییر دهیم؟
🔗فایل هنر جنگ، ترجمه حسن حبیبی

🔗فایل هنر جنگ، ترجمه سیدجواد حسینی

🎧کتاب صوتی هنر جنگ
Telegram دفتر اندیشه و تاریخ
  • ❤ 17
  • 👍 1
Older posts →

About this channel

How can I read @zeitgeisthist without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for 𝐙𝐞𝐢𝐭 & 𝐆𝐞𝐢𝐬𝐭: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does 𝐙𝐞𝐢𝐭 & 𝐆𝐞𝐢𝐬𝐭 have?
𝐙𝐞𝐢𝐭 & 𝐆𝐞𝐢𝐬𝐭 (@zeitgeisthist) has 1.74K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does 𝐙𝐞𝐢𝐭 & 𝐆𝐞𝐢𝐬𝐭 know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →