#روایت_تاریخ
🖼تصویر
⚠️ آنچه در ادامه میخوانید، روایتی بحثبرانگیز از سقوط حکومت صدام حسین است؛ روایتی که برخی ادعاهای آن دربارهٔ نفوذ در ساختار قدرت و ارتباط با دستگاههای اطلاعاتی، نیازمند بررسی و راستیآزمایی مستقل است. با این حال، روایت بهدلیل ادعاهای مطرحشده و تصویری که از پشتپردهٔ سقوط عراق ارائه میدهد، قابل تأمل است. 🕵️🕯️ تاریخ فقط مجموعهای از اتفاقات گذشته نیست؛ گاهی هشداری است برای کسانی که آن را میخوانند.
🪖 سال ۲۰۰۳، ارتش آمریکا خیلی راحت و بدون دردسر وارد عراق شد؛ انگار نه انگار که قرار است وارد یک جنگ تمامعیار شود! اما نکتهٔ عجیب اینجا بود: ارتش عراق که سالها با ایران و کویت جنگیده و همیشه انگشتش روی ماشه بود، ناگهان ناپدید شده بود!
🧩 اما ارتش عراق کجا بود؟ ماجرا از اینجا جالبتر میشود.
◆ تا به حال نام «طریقت کسنزانی» را شنیدهاید؟ اگر نشنیدهاید، طبیعی است؛ چون حتی نام و معنای آن هم بهگونهای بود که کسی چیزی از آن نمیدانست! «کسنزانی» در زبان کردی به معنای «هیچکس نمیداند» بود.
◆ این طریقت به رهبری «محمد عبد الکریم کسنزانی» از مکتب طریقت قادریه بود و مریدانش به موهای بلندشان شهرت داشتند.
◆ کسنزانیها بهمرور چنان گسترش یافتند که در تمام سطوح حکومتی عراق جایگاههایی به دست آوردند. اما نفوذشان به دستگاه دولتی محدود نماند؛ آنها بهشدت در ارتش عراق نیز نفوذ کرده بودند.
◆ حتی برخی از نزدیکترین افراد صدام حسین نیز شخصاً از مریدان کسنزانی بودند؛ از جمله «عزت ابراهیم الدوری»، دوست وفادار صدام، «عدی صدام حسین»، پسر صدام، و «ساجده خیرالله»، همسر صدام.
◆ به همین دلیل، گفته میشد محمد کسنزانی، رهبر طریقت، از تصمیمات صدام حسین و تصمیماتی که در سطوح مختلف حکومتی گرفته میشد، اطلاع داشت.
◆ و طبیعتاً در کنار طریقت کسنزانی، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، CIA، و سازمان اطلاعات اسرائیل، موساد، نیز با آنها همکاری میکردند.
◆ حتی پیش از حملهٔ آمریکا به عراق، اظهاراتی از این دست که «ما حتی تا اتاق خواب صدام نفوذ کردهایم» مطرح میشد که ظاهراً بیدلیل نبود؛ چراکه همسر صدام، ساجده خیرالله، نیز از مریدان کسنزانی بود.
◆ سرانجام در مارس ۲۰۰۳، ارتش آمریکا وارد عراق شد. از آنجا که تمام ژنرالهای ارتش عراق از کسنزانیها بودند، گفته میشود مقاومت جدی در برابر ارتش آمریکا صورت نگرفت. حتی ادعا شده است که شیخ محمد کسنزانی به ژنرالها دستور داده بود در برابر ارتش آمریکا مقاومت نکنند؛ و گفته میشد این درخواست از سوی موساد به او منتقل شده بود.
◆ چراکه، «هیچ طریقت دینیای در جهان وجود ندارد که موساد از آن استفاده نکرده باشد»؛ فارغ از اینکه آن طریقت متعلق به چه دینی باشد.
◆ صدام متوجه ماجرا شده بود، اما دیگر کار از کار گذشته بود؛ به قول معروف، «آب که از سر گذشت، چه یک وجب، چه صد وجب!»
◆ ارتش آمریکا در فضایی شبیه به یک گردش و تفریح، عراق را اشغال میکرد و عزت ابراهیم الدوری، دوست وفادار صدام، نیز بهخوبی نقش خود را بهعنوان یکی از مریدان کسنزانی ایفا میکرد؛ تا جایی که او شخصاً شمال بغداد را به نیروهای آمریکایی تحویل داد.
◆ چون این خواست شیخ بود؛ و لابد باید کرامتی هم در کار میبود! و اینجاست که ماجرا معنای دیگری پیدا میکند؛ جریانی که از دل یک طریقت مذهبی برخاسته بود، آرامآرام خود را به ساختار قدرت رسانده و تا بالاترین سطوح حکومت و ارتش نفوذ کرده بود.
◆ شاید این داستان، نمونهای باشد از اینکه در تاریخ، همیشه لازم نیست یک حکومت را از بیرون شکست داد؛ گاهی کافی است از درون، مهرههای درست را در جای درست قرار داد.
📝 خاطرهای قابل تأمل از معاون صدام حسین
#صدام #عراق #کسنزانی #تاریخ
𝐙𝐞𝐢𝐭 & 𝐆𝐞𝐢𝐬𝐭