TGViewer
𝐙𝐞𝐢𝐭 & 𝐆𝐞𝐢𝐬𝐭 𝐙𝐞𝐢𝐭 & 𝐆𝐞𝐢𝐬𝐭 @zeitgeisthist · 1.77K subscribers
Post #204 932

Forwarded from صدام کن ریحان...

حتما داستان احمد شاه و جمله معروف (من کلم فروشی در این هتل و به شاهی در چنین مملکتی ترجیح میدهم و شنیدید.
اما اصل قضیه از چه قراره؟
موضوع اینجاست که:
سال ۱۲۹۸ شمسی بود؛ ایران از جنگ جهانی اول بیرون آمده بود، اما خودش از پیامدهای جنگ در امان نمانده بود. کشور با بحران مالی، قحطی، ناامنی و حضور نیروهای خارجی روبه‌رو بود.

در این میان، بریتانیا نفوذ زیادی در ایران داشت و دولت وثوق‌الدوله در تهران مشغول مذاکره با انگلیسی‌ها بود.
سرانجام در ۱۸ مرداد ۱۲۹۸ / ۹ آگوست ۱۹۱۹ قراردادی میان ایران و بریتانیا امضا شد که بعدها به نام قرارداد ۱۹۱۹ مشهور شد.
در ظاهر، قرارداد قرار بود به ایران برای اصلاح امور مالی و نظامی و توسعه اقتصادی کمک کند. بریتانیا می‌گفت می‌خواهد با دادن وام و فرستادن مستشار، به سامان دادن کشور کمک کند.
اما مخالفان نگاه دیگری داشتند.
آنها می‌گفتند اگر امور مهمی مانند مالیه و سازمان نظامی ایران زیر نظر مستشاران انگلیسی قرار بگیرد، استقلال واقعی کشور آسیب می‌بیند.
در همین زمان، یک موضوع دیگر هم مطرح شد:
راه‌آهن.
ایران تقریباً راه‌آهن سراسری نداشت(راه اهن داشت راه اهن سراسری نداشت) و ساخت چنین شبکه‌ای می‌توانست کشور را از نظر اقتصادی و نظامی کاملاً متحول کند.

دولت ایران و جمعی از سران مجلس از جمله خود شاه معتقد بودند که باید راه اهن از شرق به غرب(از دریای عمان تا رود ارس)کشیده بشه که هم جنبه ترابری داشته باشه هم جنبه اقتصادی.
ولی نه دولت بریتانیا این موضوع پذیرفت نه اقلیت مجلس.
دولت بریتانیا خواهان کشیده شدن راه اهن شمال به جنوب(از بندر ترکمن تا بندر شاهپور یا اما خمینی فعلی،که هردو در زمان خود بندر های متروکه بودند) بود دلیل مخالفتش با شرق به غرب نفوذ روسیه بلشویکی و رسیدن به اون ها به هند بود.

قرار داد امضا شده باید به دست شاه امضا میشد.
ولی احمدشاه در مقابل این قرارداد موضع گرفت و گفت:کسانی که پول گرفته اند تصدیق کنند؛من هرگز تصدیق نخواهم کرد.
فشار ها بر روی احمد شاه بیشتر شد؛احمد شاه هم گفت ایران یک کشور دموکراتیک است و برای پذیرش قرارداد باید به مجلس فرستاده شود.قرارداد هم به مجلس فرستاده میشه و مجلس اون و رد میکنه.

ناصرالملک در راستای این حرکت احمد شاه به اون میگه:کار خودت را ضایع کردی)

احمدشاه هم در پاسخ میگه: من کلم فروشی در این هتل رو به شاهی در مملکتی که بریتانیا در پس پرده اون باشه ترجیح میدهم.


_مدرس قهرمان آزادی
  • 👏 23
  • ❤ 6
  • 👍 2
  • 🤬 1
More from @zeitgeisthist
  1. Sep 28, 2026«ولاد تپش؛ کابوس عثمانی | قسمت ۲» 🖼پوستر قسمت قبلی⏮ ✍ از گروگان دربار تا دشمن سلطان ⚔️🩸…
  2. Sep 28, 2026𝐙𝐞𝐢𝐭 & 𝐆𝐞𝐢𝐬𝐭 pinned «❈توصیف عبدالعزیزخان، سلطان عثمانی، به روایت ناصرالدین‌شاه آن…
  3. Sep 27, 2026👑 تختی ایرانی برای یک تزار روس ✵این تخت باشکوه در اواخر سدهٔ شانزدهم میلادی در ایران صفوی…
  4. Sep 26, 2026«گفتار های تاریخ | قسمت ۲۱» قسمت قبلی⏮ ✍ اسکندر مقدونی، پادشاه مقدونیه و فرمانده‌ای که بعد…
  5. Sep 25, 2026✍ برای بسیاری از متولدین دههٔ ۹۰ میلادی، یکی از نخستین تصاویر سیاسی و تاریخی که در ذهنشان…
  6. Sep 25, 2026سرنوشت من و تو در دستان خودمان است، همچون مجسمه سازی که ماده ای خام در دست دارد و میخواهد…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →