رمان 〰 #بیست ♥️
جلد چهارم 🌱
مجموعه 〰 #کلیسا ⚖
نویسنده: #تیا_رین 💎
ژانر: #عاشقانه #جنایی #معمایی #صحنه_دار #بزرگسال #مافیایی ❤️🔥
خلاصه:
بیست
همهچیز از من شروع شد. پنج سال پیش اون اومد وسط کارم.تا حالا هیچکس مثل اون رو ندیده بودم.ازم فرار نکرد. مامان همیشه میگفت همه ازت فرار میکنن،ولی اون نکرد. با اینکه خیلی برام جذاب بود، مجبور بودم بکشمش.کارم همینو میطلبید.
ولی وقتی لحظهٔ آخر رسید نتونستم.
حالا بعد از پنج سال، تازه از قرنطینه بیرون اومدم.یه مأموریت جدید دارم: نابود کردن کلیسا.هیچچیزی نباید سرِ راهم باشه.اما دوباره جذب سامر جونز میشم. با اینکه لیاقتِ اون رو ندارم نمیتونم ولش کنم.
سامر
من تو بدترین روزای زندگیم باهاش آشنا شدم. یه کارِ عجولانه برای پول درآوردن تبدیل شد به شبی که هرگز یادم نمیره.اون یهشبه تمام دنیامو عوض کرد و بعد غیب شد.
حالا برگشته. نباید بخوام دور و برم باشه. باید بفرستمش همونجایی که پنج سال بوده.
اما هرچقدر نبودنش اذیتم کرد، نمیتونم مانعش بشم که پسرش رو ببینه.
آیا دو تا روح شکسته میتونن عشق و التیامی که دنبالش هستن رو پیدا کنن؟ یا دیگه برای یه پایان خوش خیلی دیر شده؟
Post #3241
262

- ❤ 16