TGViewer
Channel Public Channel
برهوت حقیقت

برهوت حقیقت

@will_to_morality

پاره‌هایی در رابطه با حکمت زندگی و خودشناسی

خودشناسی یعنی شناختن تمامیت!

"من عرف نفسه، فقد عرف ربه"

راه ارتباطی:
@arash_bagheri_7394
Subscribers
175
Photos
14
Videos
0
Links
225

Showing posts older than #399 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #398 150
انجمن علمی دانشجویان فلسفه دانشگاه تهران 🔔 #تازه‌های_نشر 📕 متن‌هایی دربارۀ هرمنویتیک از افلاطون تا امروز ✍ نویسنده: النا فیکارا 👤 مترجمان: سیدمحمدرضا حسینی بهشتی و وحید احمدی 📕 معرفی کتاب: متن‌هایی دربارۀ هرمنویتیک: از افلاطون تا امروز اثر نویسندهٔ آلمانی‌زبان النا فیکارا است که در آن گزیده‌ای…
اخیرا به دست استاد باسابقه و بزرگوارمان دکتر محمدرضا بهشتی و استاد و دوست عزیزمان جناب آقای دکتر وحید احمدی کتابی درباره‌ی هرمنوتیک ترجمه و منتشر شده است چنین آثاری می‌توانند مدخل و مرجعی برای علاقه‌مندانی باشند که مایل به ورود و تتبع در مباحث دشوار هرمنوتیک باشند. چنین آثاری در کشور ما می‌توانند خوانده و مورد گفت‌وگو واقع شوند و بحث در مورد هرمنوتیک را پررنگ‌ کنند و البته که این اتفاقی میمون خواهد بود، و امیدوارم چنین ترجمه‌هایی بالاخره جا را باز کنند برای انتشار ترجمه‌ی حقیقت و روش گادامر که مدت‌هاست اهالی فلسفه چشم‌انتظار انتشار آن از جانب استاد عزیزمان، جناب استاد دکتر بهشتی، هستند. آرزومند سلامتی و موفقیت برای همه‌ی خدمتگزاران به دانش و فرهنگِ این سرزمین خواهم بود.
Post #397 155
دریافتی برحسب تجربه‌ی این چندماه اخیر دارم که به اشتراک گذاشتنش بد نیست. برخی از ما از دوستی و محبت به طور کلی تا حدی مفهومی جانبدارانه داریم. چشمان خود را بر زشتی‌های دوستان خود می‌بندیم و از خطاهای بسیارشان چشم می‌پوشیم. حال اگر کسی بتواند این نقطه ضعف ما را خوب بشناسد به‌خوبی می‌تواند ما را به این نقطه برساند که خط قرمزها و اصول خود را نادیده بگیریم و در حقیقت ما را به کسی که نمی‌خواهیم باشیم تبدیل کند.
چنین دوست بدی صرفا یک دوست بد نیست، یک حرامزاده‌ی از-درون-تهی‌کننده است که وقتی به خود می‌آییم می‌بینیم با زندگی و کیستی و زمان ما بازی کرده است و ما را با دریایی از فراموشیِ خویشتن و احساس گناه رها کرده است.
خطرناک‌ترین حرام‌زاده خود را در لباس خطاکاری معصومانه به ما نشان می‌دهد. خطرناک‌ترینِ ایشان به ما صادقانه می‌گوید که چه کسی است، اما چون دوستمان است باید به او سخت نگیریم. پارتی‌بازی به حد کمال، آن چیزی است که وی از ما می‌طلبد.
***
چه هنگام احساس گناه داریم؟ بدان هنگام که به گذشته می‌نگریم و می‌بینیم می‌شد به‌واسطه‌ی اراده‌ی ما طور دیگری باشد ولی به خاطر اشتباهاتی که می‌شد نکنیم، چنین پوچ و خطاست.
***
تهی شدن از درون به وقت قرار گرفتن در جایگاه اشتباه رخ می‌دهد. وقتی از اصول و خط قرمزهایمان می‌گذریم و با پارتی‌بازی اجازه‌ی سوءاستفاده به دوستان بد را می‌دهیم، جایگاه اخلاقی خود را نزد خودمان از کف می‌دهیم. این از دست رفتن شان خود نزد خویشتن بدترین نوع تهی شدن از درون است.

https://t.me/will_to_morality
Post #395 191
وقتی کسی خود را صادقانه در آغاز راه بداند قدم‌هایی بزرگ برنمی‌دارد.
اگر به قدم‌های بزرگ کسی ایراد گرفتی و در واکنش پاسخش این بود که "من در آغاز راه هستم، پس به من سخت نگیر!" آگاه باش که نه با انصاف بلکه با تکبری ریاکار مواجه هستی، زیرا کسی که به مبتدی بودنِ خویش معترف باشد، گام‌هایی مبتدیانه برمی‌دارد.

https://t.me/will_to_morality
Post #394 198
آنچه از خوب به ما یاد داده‌اند چیزی است آرام، مطیع، سربه‌زیر و مهربان... یعنی چیزی چون بره!
ازقضا بره‌ها گوشت لذیذی هم دارند! پس گرگ‌ها تکه و پاره‌شان می‌کنند...
بره بودن زیباست اما زیبایی هنگامی که تکه و پاره شوی هیچ به چشم نمی‌آید.
گرگ که باشی زیبا نیستی اما از ترس تو را زیبا خواهند دانست.
جهان چندان هم عادلانه نیست.

https://t.me/will_to_morality
Post #392 218
از پریشب که با خانم دکتر میرموسی و سایر حاضرین در رابطه با فروید گفت‌وگو کرده‌ام، ذهنم اساسا از دام مسئله‌ی خوریسموس ناخودآگاه و آگاهی رهایی نیافته است. در آنجا ایده‌ی من برای رفع خوریسموس در فروید راه‌حلی نیچه‌ای بود، و ازقضا معتقد بودم که خودِ فروید نیز در اصل قائل به خوریسموس نیست و می‌توان دستگاه نظری وی را طوری بازسازی کرد که این خوریسموس رفع شود، و صبر شنیدن تمام سخنانم و حمایت و ابراز لطف خانم دکتر هم برای بسط این ایده برایم ارزشمند بود. در میان اساتید جوان نسل پیش از خودم ایشان را بیش از سایرین پروبال‌دهنده به دانشجویان و اهل گفت‌وگو یافته‌ام که موجب می‌شود احترامم به ایشان بسیار زیاد باشد (تعریف هم‌کلاسی‌ها از خانم دکتر مبلغ را نیز شنیده‌ام ولی چون مواجهه‌ای نداشتم قضاوتی نمی‌توانم بکنم).
ایده اولیه چنین چیزی بود: بازسازی فروید بر مبنای متافیزیک اراده به زعم من می‌تواند خورسیموس را رفع کند. مسئله نزاع میان دو گونه انرژیِ ترجمه‌ناپذیر و در نتیجه غیرقابل‌ وحدت‌بخشی است. بی‌زمانی ناخودآگاه علیت خود بر آگاهی را از طریق این انرژی در زمان صورت می‌دهد.
ایده‌ی تکمیلی: نحوه‌ی تاثیر وقایع رانده‌شده به ناخودآگاه بر آگاهی گرچه کرونولوژیک نیست اما کایرولوژیک است.

https://t.me/will_to_morality
Post #391 158
در ایام پیش از جنگ دوست عزیزم علی اصغری را ادمین کانال کرده بودم تا در صورت دوری اجباری من از فضای مجازی و دیلیت شدن اکانتم ادمین کانال باشد تا بعدا بتواند من را ادمین کند.
خوشبختانه اختیارات ادمینی او بیشتر از اکانت خودم بود و توانست ری‌اکشن‌ها را باز کند. از ری‌اکشن‌های منفی و مثبت هر دو استقبال خواهم کرد. اما با گذاشتن کامنت‌های خوب من را یاری کنید نه واکنش‌های نادرخور.
درود بر همگی
Post #390 164
دوستان عزیز با کامنتی در آخرین پست خودم مواجه شدم که مطالبه‌ی به‌حقی رو مطرح کرده بود. اینکه ری‌اکشن‌ها را نباید ببندم.
متاسفانه من در شرایط دی ماه ری‌اکشن‌ها را بستم، زیرا کشش کافی را نداشتم. اما در حین جنگ چون اکانتی که ادمین اصلی این کانال بود به خاطر دوری از فضای مجازی دی‌اکتیو شد، در حقیقت این کانال به معنای تلگرامی خود صاحبی ندارد، پس من از انجام بسیاری اصلاحات در آن ناتوانم.
همچنین از کامنت‌هایی که استدلالی و یا با اشارت کافی در مقابل متن خود ببینم خوشحال می‌شوم. اما از رفتارهای خصمانه خوشحال نمی‌شوم و آن‌ها را به همان شیوه پاسخ خواهم گفت.
Post #389 154
ضعیفان همواره به نحو اشتباهی انتقامِ ضعفِ خود را می‌گیرند. آن‌ها اغلب به جان خودشان یا نزدیکانشان می‌افتند. حتی اگر تبدیل به قاتل و جانی یا بیمار روانیِ آزارگر شوند نیز جز این نیست. علتِ اصلی بیچارگیِ ایشان مدت‌ها قبل کار خود را کرده است! دلیل اصلی رنج ایشان اکنون دیگر حاضر نیست! ضعیفان نه از علت حقیقیِ رنجشان بلکه از چیزی دم‌دستی انتقام می‌گیرند. ابتدا از خودشان، و بعد از یادآوری‌‌کننده‌های ضعف‌هایشان.

https://t.me/will_to_morality
Post #387 162
آنکه کوتاه نمی‌آید، پاسخ کوتاه نیامدنش را با افزایش قدرت دریافت می‌کند. شرور و احمق با افزایش قدرتش در شرارت و حماقت، و نیک‌منش و عاقل با افزایش توانش در نیکوسرشتی و عقلانیت.

https://t.me/will_to_morality
Post #386 181
گاهی پیش می‌آید می‌بینیم که کسی بسیاری چیزها دارد و حقیقتا والاست اما از اعتماد به نفس، آن‌طور که باید، بی‌بهره است. زیرا هر روحی اگر سالم باشد، به قدری که ظرفیتِ استعدادیِ خویش را تحقق ببخشد از اعتماد به نفس پر می‌شود. زیرا در مورد خویشتن صادق است.
اعتماد به نفسِ کاذب از عدمِ صداقت با خویشتن برمی‌آید.

https://t.me/will_to_morality
Post #383
Channel name was changed to «برهوت فلسفه»
Post #382 197
در مواجهه‌ی دانشجویان یا دانش‌آموزان با استادانشان همواره اتفاق‌نظر غایب است‌. هرکس معیارهای خودش را در مواجهه با معلم دارد، و هرگز بر سر اینکه معلممان خوب است یا نه به توافق کامل دست نمی‌یابیم (گرچه معلم بد غالبا در بد بودنش شاگردان را به اجماع می‌رساند).
اما فکر می‌کنم خوب است لااقل به این معیار توجه داشته باشیم:
معلم یا استاد خوب باید کسی باشد که از طریق مواجهه با تدریس وی بتوانم کلیدی مناسب برای ورود به دنیای مطالبی که سعی در تدریس آن‌ها دارد به دست آورم. اگر پس از تدریس وی می‌توانم بسیار راحت‌تر از گذشته مطالب مرتبط با تدریس وی را بخوانم یا به حل مسائل مرتبط با آن‌ها نزدیک شوم، حتما استادی خوب داشته‌ام. چیزهایی چون کاریزما و رتوریک و ... ادویه‌ی تدریسِ علمیِ خوب هستند، نه نشانی از توانمندیِ معلم.

https://t.me/will_to_morality
Post #381 167
معلمانی که بهره‌ای از فرهنگ و بدیهیات اولیه‌ی آن نبرده باشند نمی‌توانند جامعه‌ای به‌سامان بیافرینند. اما البته دقیقا به همین دلیل غر می‌زنند، چون توانایی فهم این را که وضع موجود آفریده‌ی خودشان است ندارند.
ما را به معلمانی نیاز است که با عشق به معلمی و آفرینش شاگرد بپردازند. مگرنه هر معلم و مسئولی که جای دیگر استخدامش نکرده‌اند و معلم شده است موجودی خطرناک خواهد بود.

https://t.me/will_to_morality
Post #378 158

Forwarded from خلوت اندیشه، مواجهات شخصی (آرش باقری)

راه‌حل هوسرلی برای مواجهه با احساسات و اندیشه‌های ناخودآگاه برای اینکه وحدت آگاهی همچنان تصدیق و حفظ شود، روی‌آوری یا التفات ضمنی و ناصریح به محتوای به‌ظاهر ناخودآگاه است. هوسرل‌گرایی را در دغدغه‌ای که دارد برحق می‌دانم، برای اینکه بر وحدت آگاهی اصرار ورزیده شود دیدگاهی جالب توجه دارد. اما در اینجا مسئله این است که اگر با وحدت آگاهی سروکار داریم، باید به این پرسش پاسخ دهیم که چرا سوژه‌ی انضمامی در مواجهه با اندیشه‌های ناخودآگاهش آن‌ها را بیگانه از آگاهی خود تلقی می‌کند؟ به این سوال نمی‌توان پاسخ داد، زیرا مرز میان نادانسته و دانسته و مرز میان نادانسته‌ی به‌یادآورده‌شده و نادانسته‌ی برحسب امکانات حافظه برساخته‌شده و نادانسته‌ی سربر‌آورده از ساحت امکانات در آگاهی همواره نامعلوم است.
دغدغه‌ی راستین وحدتِ آگاهی نیست. کسی که این دغدغه را دارد با پیش‌فرض مساوقت ذهن و آگاهی و خود self درگیر است.
دغدغه‌ی راستین وحدت خود است، و این یعنی وحدت بخشیدن به خود و امکاناتِ وجودیِ خویش برحسب تاریخ‌مندیِ خاص زندگی خویشتن. فروید از این نظر بسیار پیشروتر و فلسفی‌تر ظاهر می‌شود، چراکه در مورد وحدت خود این نکته‌ی مهم را درمی‌یابد، خود را باید وحدت بخشید نه اینکه وحدت داشته باشد. اما فروید فیلسوف نیست و نگاه او به ناخودآگاه و مواجهه با آن به نحو انتیک تقویم می‌یابد، حال آنکه وحدت بخشیدن به خود در فلسفه یعنی نقب زدن به ساحتِ امکاناتِ وجودیِ خویشتن و تحقق بخشیدن آن‌ها متناسب با کیستیِ خویشتن.

https://t.me/will_to_liberation
Post #377 137
غالبا وقتی می‌خواهی خود را به دیگران ثابت کنی، خود را از آنچه که هستی بهتر نشان می‌دهی. اما وقتی که می‌خواهی خودت را به خودت ثابت کنی، باید بهتر شوی. پس باید مراقب باشی به که و چگونه در پی اثبات خود هستی.

https://t.me/will_to_morality
Post #376 158
اگر نمی‌توانی از او گله کنی، رهایش کن چراکه دوست خوبی نیست.
اگر نمی‌توانی گله‌ات را با او مطرح کنی گرچه به تو گوش می‌کند، بیشتر اندیشه کن، شاید دوست خوبی نیستی.

https://t.me/will_to_morality
Post #375 160
برهوت حقیقت همواره فرض بر این بوده که حقیقت چیزی است مشخص که باید بدان دست یافت. پس راه رسیدن به حقیقت مسئله بوده است. بر این مبنا پندار روش یا method مهم شده است. در یونانی ریشه‌ی کلمه‌ی method اشاره به رفتن از میان راه دارد و در فارسی هم از بن رو +ش تشکیل می‌شود که…
- تفاوت بزرگان با عوام را در چه یافتی؟

+ در اینکه مقصد ایشان مسیرشان را تعیین می‌کند، نه اینکه مسیرشان آن‌ها را به منزلگاه و مقصدی رهنمون سازد.

- تو پیش‌تر گفته‌ای که راه‌ها در شهر اندیشه متکثرند و فیلسوف سیاحی است که مقصدش به نحو اجتناب‌ناپذیر نامتعین است. حال اگر فیلسوف را انسانی بزرگ می‌دانی، پس تناقض می‌گویی، چراکه راه‌ها مقصد وی را معین می‌سازند نه مقصد وی راه‌هایش را.

+ همچنان بر سخن خود پایدار هستم. مسیر فیلسوف ضرورتا نامتعین است، زیرا مقصد وی خودشناسی است، و خودِ انسان امری نامتعین است.

https://t.me/will_to_morality
Post #371 115

Forwarded from Anarchomancer

آه! آن هنگام که گمان می‌بریم، روانمان بر تاریکی نهفته در خویش پیروز گشته؛ ناگهان تاریکی را ارباب جانِ خویش می‌یابیم. پس بگذار که خیالت را آسوده سازم. تنها یک خیال خام، این گمان را در جانمان می‌افکند که نور یا تاریکی می‌توانند بر یکدیگر پیروز شوند. منشأ شرارت نه تاریکی، بلکه تمنای پیروزی بر آن است. منشأ خیر، نه پیروزی نور بر تاریکی، بلکه توازن جریان میان آن دو است. یک خیال پخته و آزموده حقیقت را چنین خواهد یافت.

@anarchomancer
Post #370 120
+ دست‌های سلطه‌جو را حرمت مگذار دوستِ من.
- باید چه کنم؟
+ با آن‌ها محکم دست نده.

https://t.me/will_to_morality
Post #369 294
رنج را خواهانِ زودتر سپری شدن است، و لذت را می‌خواهد که جاودانه بماند. در مورد هیچ‌یک به آنچه که می‌خواهد نمی‌رسد! پس در یکی با کُندیِ بی‌حدوحساب زمان مواجه می‌شود و دیگری را چون لحظه‌ای برق‌آسا تجربه می‌کند.

https://t.me/will_to_morality
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →