از پریشب که با خانم دکتر میرموسی و سایر حاضرین در رابطه با فروید گفتوگو کردهام، ذهنم اساسا از دام مسئلهی خوریسموس ناخودآگاه و آگاهی رهایی نیافته است. در آنجا ایدهی من برای رفع خوریسموس در فروید راهحلی نیچهای بود، و ازقضا معتقد بودم که خودِ فروید نیز در اصل قائل به خوریسموس نیست و میتوان دستگاه نظری وی را طوری بازسازی کرد که این خوریسموس رفع شود، و صبر شنیدن تمام سخنانم و حمایت و ابراز لطف خانم دکتر هم برای بسط این ایده برایم ارزشمند بود. در میان اساتید جوان نسل پیش از خودم ایشان را بیش از سایرین پروبالدهنده به دانشجویان و اهل گفتوگو یافتهام که موجب میشود احترامم به ایشان بسیار زیاد باشد (تعریف همکلاسیها از خانم دکتر مبلغ را نیز شنیدهام ولی چون مواجههای نداشتم قضاوتی نمیتوانم بکنم).
ایده اولیه چنین چیزی بود: بازسازی فروید بر مبنای متافیزیک اراده به زعم من میتواند خورسیموس را رفع کند. مسئله نزاع میان دو گونه انرژیِ ترجمهناپذیر و در نتیجه غیرقابل وحدتبخشی است. بیزمانی ناخودآگاه علیت خود بر آگاهی را از طریق این انرژی در زمان صورت میدهد.
ایدهی تکمیلی: نحوهی تاثیر وقایع راندهشده به ناخودآگاه بر آگاهی گرچه کرونولوژیک نیست اما کایرولوژیک است.
https://t.me/will_to_morality
Post #392
218