راهحل هوسرلی برای مواجهه با احساسات و اندیشههای ناخودآگاه برای اینکه وحدت آگاهی همچنان تصدیق و حفظ شود، رویآوری یا التفات ضمنی و ناصریح به محتوای بهظاهر ناخودآگاه است. هوسرلگرایی را در دغدغهای که دارد برحق میدانم، برای اینکه بر وحدت آگاهی اصرار ورزیده شود دیدگاهی جالب توجه دارد. اما در اینجا مسئله این است که اگر با وحدت آگاهی سروکار داریم، باید به این پرسش پاسخ دهیم که چرا سوژهی انضمامی در مواجهه با اندیشههای ناخودآگاهش آنها را بیگانه از آگاهی خود تلقی میکند؟ به این سوال نمیتوان پاسخ داد، زیرا مرز میان نادانسته و دانسته و مرز میان نادانستهی بهیادآوردهشده و نادانستهی برحسب امکانات حافظه برساختهشده و نادانستهی سربرآورده از ساحت امکانات در آگاهی همواره نامعلوم است.
دغدغهی راستین وحدتِ آگاهی نیست. کسی که این دغدغه را دارد با پیشفرض مساوقت ذهن و آگاهی و خود self درگیر است.
دغدغهی راستین وحدت خود است، و این یعنی وحدت بخشیدن به خود و امکاناتِ وجودیِ خویش برحسب تاریخمندیِ خاص زندگی خویشتن. فروید از این نظر بسیار پیشروتر و فلسفیتر ظاهر میشود، چراکه در مورد وحدت خود این نکتهی مهم را درمییابد، خود را باید وحدت بخشید نه اینکه وحدت داشته باشد. اما فروید فیلسوف نیست و نگاه او به ناخودآگاه و مواجهه با آن به نحو انتیک تقویم مییابد، حال آنکه وحدت بخشیدن به خود در فلسفه یعنی نقب زدن به ساحتِ امکاناتِ وجودیِ خویشتن و تحقق بخشیدن آنها متناسب با کیستیِ خویشتن.
https://t.me/will_to_liberation
Post #378
158
Forwarded from خلوت اندیشه، مواجهات شخصی (آرش باقری)