TGViewer
Channel Public Channel
برهوت حقیقت

برهوت حقیقت

@will_to_morality

پاره‌هایی در رابطه با حکمت زندگی و خودشناسی

از مکتوباتِ آرش باقری، دانشجوی فلسفه دانشگاه تهران

خودشناسی یعنی شناختن تمامیت!

"من عرف نفسه، فقد عرف ربه"

راه ارتباطی:
@arash_bagheri_7394
Subscribers
177
Photos
14
Videos
0
Links
229

Showing posts older than #142 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #140 187
چرا سرخورده می‌شویم... چرا حس بی‌ارزشی می‌کنیم...
کسی‌که یافته‌های خود در زندگیِ فکری و معنوی‌اش را، که با صرف انرژی و و زمان و زحمتِ بسیار به دست آورده- یعنی با صرف جانِ خویشتن، به‌راحتی در اختیار دیگران قرار می‌دهد، چیزی بی‌ارزش به دیگران داده است. چطور؟ آخر چیزی را که به بهای خون بدست‌آمدنی بوده رایگان به دیگران داده است. چطور؟ یعنی جان خود را بی‌ارزش کرده است، خویشتنِ خویش را، چراکه تنها وقتی بهای کارش متناسب با میزان کار پرداخته خواهد شد که بگذارد دیگران نیز وقت و انرژیِ خود، خون خود را برای حقیقتی که وی یافته بپردازند.
http://t.me/will_to_morality
Post #139 202
می‌توانیم فرض کنیم آدمیان سلسله‌مراتبی دارند و هیچ دو فردی برابر نیستند، نه در پیشگاه خدا و نه از منظر مطلق. اما ما باید با هرکسی به‌مثابه‌ی غایتی فی‌نفسه رفتار کنیم، چراکه در مورد هرکس قضاوت فقط حقِ خودِ وی و حقِ خداست. و ما نه با کفش‌های او راه می‌رویم و نه خدا هستیم.
چنین است امکان اخلاق برحسب بُعد اجتماعی، و امکانِ حقوق و قوانین.
http://t.me/will_to_morality
Post #136 263
اگر نمی‌توانیم ته-و-توی مطلبِ یک متن را دربیاوریم لزومی ندارد که حتما متنی ژرف باشد، متنی که حتی سطحی نباشد نیز همین ویژگی را دارد.
http://t.me/will_to_morality
Telegram برهوت حقیقت پاره‌هایی در رابطه با حکمت زندگی و خودشناسی خودشناسی یعنی شناختن تمامیت! "من عرف نفسه، فقد عرف ربه" راه ارتباطی: @arash_bagheri_7394
Post #135 226
+ اگر چون لیوانی در سرما که ناگهان چیزی بسیار داغ در آن ریخته‌ باشند، ترک برداشته باشد چه؟ مشخص است که ترک برداشته...
- تنهایش بگذار مگرنه کامل درهم‌ خواهد شکست.
+ لیوان گران‌بهایی است، نمی‌توانم چنین کنم
- پس مرد التیامِ زخم‌هایش باش.
http://t.me/will_to_morality
Post #134 246
خلق مدام...آنکس که پروای آفرینش دارد، همواره باید پروای ویرانگری نیز داشته باشد، چراکه از هیچ هیچ به وجود نمی‌آید. او باید ویران کند تا بر ویرانه‌ها بسازد. این یک معنای حیات است. یعنی آفرینشگری و خلق مدام، یک نفی مدام. معنای دیگرش که آن هم نفی مدام است، عدم رضایت از کار است، آنطور که کانت گفت:
nil actum reputans, si quid superesset agendum.
آزاد و معطوف به مضمون، تا زمانی که هنوز کاری می‌توان کرد، باید کار را اتمام‌یافته ندانست. این نفی، نفی وضعیتِ موجود است از برای تحقق وضعیت بهتر.
http://t.me/will_to_morality
Post #133 232
عذابِ گذشته چون باری بر دوش کسی است که می‌خواهد بالاتر پرواز کند. تنها با رودررویی با آن مشکلات و رهایی از غم و رنجش آن‌ها می‌توان بالاتر پرید‌.
http://t.me/will_to_morality
Post #129 166
اگر شاعری خوب نیستی، لااقل شعر خود را از اعماق وجودت بسرای. اینچنین قافیه اگر تنگ باشد اما حاصل جفنگ نخواهد بود.
http://t.me/will_to_morality
Post #128 199
در سراسر تاریخ، اخلاق چیزی جز خواستِ تحققِ حقیقت نیست، چراکه جز حقیقت چیزی نیروی الزام‌آوریِ کافی را برای تحققِ کنش در خود ندارد.
http://t.me/will_to_morality
Post #127 204
برهوت حقیقت کی‌یرکگارد را مسبب بنیادگرایی‌ِ دینی همچون داعش و نیچه را مسبب فاشیسم دانستن حاکی از سلامت و حساسیت اخلاقی در یافتن منشا زشتی‌ها نیست، صرفا جای خالی دادنِ کسی است که علل این مشکلات را نمی‌خواهد در آباء خود و مسلک خویش بیابد. این نه معصومانه سخن گفتن که فرافکنی…
ساده‌تر بگویم: از اندیشه‌ی دو متفکری که وزن تفکرشان بر دوش فردانیتِ فرد است، مسخ جمعیِ تمامیت‌خواهانه در نمی‌آید!
Post #126 193
کی‌یرکگارد را مسبب بنیادگرایی‌ِ دینی همچون داعش و نیچه را مسبب فاشیسم دانستن حاکی از سلامت و حساسیت اخلاقی در یافتن منشا زشتی‌ها نیست، صرفا جای خالی دادنِ کسی است که علل این مشکلات را نمی‌خواهد در آباء خود و مسلک خویش بیابد. این نه معصومانه سخن گفتن که فرافکنی است.
http://t.me/will_to_morality
Post #125 204
برهوت حقیقت وقتی کسی وظیفه‌اش را بسیار دیر انجام می‌دهد نباید توقع تشکر یا ارزیابی داشته باشد. همینکه در عین دیرکرد از وی پذیرفته ‌می‌شود باید شکرگزار باشد. http://t.me/will_to_morality
ساده‌تر و شخصی‌ترش این است که فردا روز از من توقع فیدبک نباید داشته باشند کسانی که تکالیف خود را بسیار دیر، چه بسا بسیار توهین‌آمیز، تحویل داده‌اند.
و کسانی که قول و قرارهایشان را فراموش می‌کنند و همواره عذری می‌تراشند، اینان نیز نباید توقع همراهی و همدلی داشته باشند.
ارزشمندترین چیز انسان زمانش است، و من در نظر عده‌ی زیادی گویی این زمان را از سر راه آورده باشم.
Post #124 183
وقتی کسی وظیفه‌اش را بسیار دیر انجام می‌دهد نباید توقع تشکر یا ارزیابی داشته باشد. همینکه در عین دیرکرد از وی پذیرفته ‌می‌شود باید شکرگزار باشد.
http://t.me/will_to_morality
Post #123 188
فرصت‌های آینده را به خاطر کم‌کاری‌های گذشته از سر لجبازی با خودت نسوزان.
مجازات خودت هیچ سودی ندارد، به جایش با خودت آشتی کن و بپذیر فرصت‌هایی که پیش می‌آید نشان از لیاقت و شایستگی تو دارند.
http://t.me/will_to_morality
Post #122 205
شاید سکوتِ مطلقِ محیط چیزی به انسان نیاموزد، اما موقعیت خوبی برای مرور آموخته‌هاست.
http://t.me/will_to_morality
Post #119 263
گاهی برای اصلاح دوستی‌مان و خطای دوستمان مجازاتی سخت در نظر می‌گیریم، مجازاتی که به حال دوستی‌مان مضرتر از خطایی است که وی کرده است.
http://t.me/will_to_morality
Post #118 284
"من عرف نفسه فقد عرف ربه"
این حدیث بنفسه برهانی است علیه خیال‌پردازی‌های مرتبط با علم حضوری!
اینطور نیست که چون نفس را بشناسی خدا را، امر نامتناهیِ درک‌ناپذیر را، بشناسی، بلکه اتفاقا نفس به خدا تشبیه شده است. این اوج فلسفه است، اوج شناخت خویشتن، که همان شناخت‌ناپذیری خود است.
http://t.me/will_to_morality
Post #117 241
کسی که خودش به‌واسطه سختی‌هایش در تاریکی و ظلمت قرار گرفته باشد، توان دیدن روشنایی‌ها را ندارد، گویی که یک عینک دودی و تیره به چشمانش زده باشد، و وقتی چنان می‌بیند که دیگران در تاریکی طوری رفتار می‌کنند که انگار روشنایی برقرار است به عدم توجه آن‌ها به تاریکی با تاسف نگاه می‌کند و فکر می‌کند چقدر عجیب و غیرقابل‌قبول است که آن‌ها چنین رفتار می‌کنند؛ ولی چیزی که در اصل غلط است عینکی است که روی چشم‌ خودش قرار گرفته است و طرز فکریست که با آن به دیگران می‌نگرد.
http://t.me/will_to_morality
Post #116 228
چه چیزی الهی است؟ امری نفی‌کننده، یعنی پوست انداختن وضع موجود جهت فراروی و دست‌یابی به کمال، یعنی خود را نفی کردن جهت رفع و تعالی یافتن، جهت سازندگی بیشتر.
اهریمنی چیست؟ امری نفی‌کننده! یعنی فداکاری‌ای است کلیت خویش را! یعنی فدا کردنِ هستی خود جهت ارضای تمایل و رانه‌ای که در نهایت ویرانگر و حتی خودتخریبگر و غیرملاحظه‌کارانه است. الهی و اهریمنی، دو امر نفی‌کننده، یکی حیات‌بخش و دیگری ...
http://t.me/will_to_morality
Post #114 232
چقدر دیشب فکرم‌ را مشغول می‌کند. روزی پر ماجرا داشتم، چیزهایی کوچک نیز در ذوقم خورده بود، بسیار خسته شده بودم. شب حدود ساعت ۲۰:۴۰ در مترو نزدیک ایستگاه میدان آزادی همراه امیرمحمد درباره موضوعی فلسفی سخن می‌گفتیم. به ناگاه جوانی که کنارمان ایستاده بود به سمت ما برگشت اجازه داد صحبتمان تمام شود، و مودبانه به بحث ورود کرد و چند سوال فلسفی از من پرسید و من پاسخ‌هایی دادم. بعد برایم گفت که دانشجوی شریف است و علاقه‌ش در اصل انسانی بوده... اما من قدری به تعجیل افتاده بودم چون باید در ایستگاه میدان آزادی پیاده می‌شدم. خداحافظی کردم. اما فکرم مشغول ماند... به این فکر می‌کردم که آیا با او متناسب با شخصیت والا و خوبی که داشت برخورد کردم؟ آیا سنجیده و مهربانانه سخن گفتم؟ آیا سرمای برخوردم را لمس کرد یا گرمایش را؟ نمی‌دانم اگر سرمایی در کار بود، به خاطر خستگی بیش از حد من بود یا شرایط کوتاه‌مدت زمانی جهت پیاده شدن از مترو یا عدم تسلط خودم بر خودم در تشخیص موقعیت؟
حس خوبی ندارم. من باید با آن دانشجوی شریف بهتر سخن می‌گفتم. حس خوبی ندارم.
Post #113 200
اینکه حرف‌های دلمان را چطور تفسیر کنیم، بستگی به خودمان دارد. اما دل دریایی مواج است پر از بالا و پایین‌ها، رقص ما در این بلا و پایین شدن‌ است که حرف دلمان است نه آنچه بر زبان می‌آوریم.
http://t.me/will_to_morality
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →