TGViewer
برهوت حقیقت برهوت حقیقت @will_to_morality · 178 subscribers
Post #114 232
چقدر دیشب فکرم‌ را مشغول می‌کند. روزی پر ماجرا داشتم، چیزهایی کوچک نیز در ذوقم خورده بود، بسیار خسته شده بودم. شب حدود ساعت ۲۰:۴۰ در مترو نزدیک ایستگاه میدان آزادی همراه امیرمحمد درباره موضوعی فلسفی سخن می‌گفتیم. به ناگاه جوانی که کنارمان ایستاده بود به سمت ما برگشت اجازه داد صحبتمان تمام شود، و مودبانه به بحث ورود کرد و چند سوال فلسفی از من پرسید و من پاسخ‌هایی دادم. بعد برایم گفت که دانشجوی شریف است و علاقه‌ش در اصل انسانی بوده... اما من قدری به تعجیل افتاده بودم چون باید در ایستگاه میدان آزادی پیاده می‌شدم. خداحافظی کردم. اما فکرم مشغول ماند... به این فکر می‌کردم که آیا با او متناسب با شخصیت والا و خوبی که داشت برخورد کردم؟ آیا سنجیده و مهربانانه سخن گفتم؟ آیا سرمای برخوردم را لمس کرد یا گرمایش را؟ نمی‌دانم اگر سرمایی در کار بود، به خاطر خستگی بیش از حد من بود یا شرایط کوتاه‌مدت زمانی جهت پیاده شدن از مترو یا عدم تسلط خودم بر خودم در تشخیص موقعیت؟
حس خوبی ندارم. من باید با آن دانشجوی شریف بهتر سخن می‌گفتم. حس خوبی ندارم.
More from @will_to_morality
  1. Oct 9, 2026اروس (عشق) گسترش دادنِ خویشتن و فرارفتن از خویشتن است، اراده‌ی قدرتی است معطوف به گسترش، و…
  2. Oct 7, 2026اتاقِ روان‌درمانی آزمایشگاهی است که در آن شیوه‌ی ارتباط گرفتنِ فرد با دیگری زیر ذره‌بین قر…
  3. Oct 5, 2026حیوانات را آزار می‌دهد ولی در حضورِ انسان‌ها مودب و مبادی آداب و اخلاقی است. پس او را نبای…
  4. Oct 5, 2026برای دانستن: در سال ۲۰۱۲ ادگار کوریا، روان‌درمانگر اگزیستانسیال اهل پرتغال، زمینه‌یابی‌ای…
  5. Oct 3, 2026فرضِ ناخودآگاه به یک معنا فرضِ عاملی است که در کنارِ آگاهی در مقامِ عمل موثر واقع می‌شود.…
  6. Oct 2, 2026نفرت هر روز صبح کت شلوارش را مرتب می‌کند مرگ در نیمروز مشغول تیز کردن داس است اما تو به آف…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →